
|
اللهم عجل لوليک الفرج
آخرين مطالب
جمعه هفتم بهمن 1390 :: 20:21 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
آخرين غنچه حضرت زهرا ( علیه السلام ) و مقتل او ولادت غم انگيز محسن (عليهالسلام ) همانا روز شهادتش نيز بود ، و كيفيت شهادتش قبلاً پيشگويى شده بود . اين دليل بر بزرگى مصيبتى است كه با قتل محسن (عليهالسلام ) بر اسلام وارد شد و نشانه شدت غصه اى است كه مادر دلسوخته اش حضرت زهرا (سلام الله علیها ) با از دست دادن اين پسر كشيد .
قبلاً نام او را تعيين كرده بود .
اگر اين آخرين گل زهرا ( سلام الله علیه ) به دنيا مى آمد همه به عنوان يادگار پيامبر( صلى اللَّه عليه و آله و سلم ) از او ياد مى كردند و گراميش مىداشتند . ولى خوب شد به دنيا نيامد ، چه آنكه هنوز متولد نشده اينچنين او و مادرش را گرامی داشتند . اميرالمؤمنين عليهالسلام فرمود : اگر فرزندان سقط شده شما روز قيامت شما را ببينند در حالى كه نامى براى آنان نگذاشته ايد ، سقط به پدرش مىگويد : چرا براى من نامى تعيين نكردى ؟ در حالى كه پيامبر( صلى اللَّه عليه و آله وسلم ) محسن (عليهالسلام ) را قبل از اينكه به دنيا بيايد نامگذارى كرده بود . اسماء مى گويد : وارد خانه حضرت زهرا ( سلام الله علیها ) شديم وقتى كه حضرت جنين خود را سقط كرده بود ؛ همان كه پيامبر ( صلى الله عليه و آله و سلم ) او را محسن ناميده بود . چه سوزناك است كه پيامبر(صلى اللَّه عليه و آله و سلم ) از شهادت يادگار خود خبر دهد و بفرمايد :
اين شهادت در اثر ضربتى است كه بر دخترم فاطمه (
سلام الله علیه ) وارد مى شود . حضرت زهرا (سلام الله علیها ) زده مى شود در حالى كه باردار است . در اثر اين ضربت فرزندى كه همراه دارد سقط مى شود ، و خود او در اثر همان ضربت از دنيا مى رود . گل زهرا (سلام الله علیها ) اول شهيد شد و سپس سقط گرديد ! اما چگونه ؟ اين سؤالى است كه بايد جزیيات ماجرا آن را روشن كند !!! مادرى كه فرزند همراه دارد مواظبت زيادى مى خواهد . رعب و وحشتى كه مهاجمين سقيفه پشت در خانه به راه انداخته بودند ، و فريادهاى بلند و بى ادبانه اى كه سر داده بودند و قصد ورود اجبارى به خانه را داشتند ، مى توانست به تنهايى باعث سقط محسن شود فرياد « آتش مىزنيم » ، و صداى بر زمين انداختن هيزم ، و چيدن آنها با خار مغيلان كنار ديوار و در خانه و آتش زدن آنها ، و دود و شعله هايى كه از زير در و بالاى ديوار خانه ديده مى شد ، هر خانم باردارى را نگران مى كرد و به وحشت مى انداخت اكنون بانويى پشت در آمده كه از يك سو رحلت پدر مهربانى چون بار عظيمى از غم بر قلب او نشانده ، و از سوى ديگر جفاى مردم در حق شوهر مظلومش دل او را سخت آزرده است او احساس مى كند مهاجمين قصد ورود به خانه را دارند و در وضعيت فوق العاده خطرناكى قرار گرفته است . لذا با تمام وجود در را گرفته تا باز نشود آتش به چوب در گرفته و شعله ها به صورت او اصابت مى كند . در صاف نيست ! چوبهاى ناهموار دارد ، ميخ دارد ، داغ شده است ! بانويى كه محسن همراه اوست چگونه بايد مواظب فرزندش باشد؟ در را با لگد مى شكنند و صداى وحشتناكى ايجاد مى شود ، و در به روى بانو مى افتد . درياى عصمت و حيا با مهاجمين بى حيا روبه رو مى شود . بر دستش تازيانه مىزنند تا در را رها كند ؛ در با ميخش و با ناهمواريش سينه را مى شكافد و خون جارى مى كند . استخوان پهلو از درون مى شكند و خون جارى مى شود ! لابد اينها براى كشتن فرزندى كه كنار اين پهلو و سينه به تلاطم افتاده كم است ؟ حمله كنندگان سقيفه يك نفر نيستند . دستور خود را هم از پيش گرفته اند . آن سيلى كه گوشواره را مى شكند ، تازيانه اى كه بازو را سياه مى كند ، و بر سر و كتف بانو مى خورد و بى محابا از هر سو فرود مى آيد و خون جارى مى كند ، پايى كه شكسته باد بر بانوى باردار ضربه مى زند . آيا با همه اينها هنوز محسن زنده است ؟ بايد بپرسيم هنوز مادر زنده است ؟ با اين همه وحشت و ضربت و جراحت... مادر چه گفت ؟ چه كرد ؟ فضه چه كمكى توانست نمايد ؟ اميرالمؤمنين عليهالسلام چه كر د ؟ بچه ها چه حالى داشتند ؟ تاريخ ، اين داستان جگرسوز را با تمام تلخى هايش حفظ كرده تا معلوم شود فاطمه و محسنش (عليهماالسلام ) باهم و از يك سبب به شهادت رسيدند . منابع 1 ـ بحارالانوار: ج 43 ص 195. 2 ـ الكوكب الدرى: ج 1 ص 194. 3 ـ بحارالانوار: ج 28 ص 62. دوشنبه دوم خرداد 1390 :: 9:20 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
فاطمه ( سلام الله علیها ) کسی است که وقتی بر رسول خدا وارد می شد ؛
پیامبر تمام قد برای دخترش می ایستاد . روزی که سلمان از رسول خدا
می خواهد از فضابل فاطمه ( سلام الله علیها ) در قیامت برای او بگوید ؛
پیامبر با چهره ای خندان به سلمان نگاه کرد و فرمود : سوگند به خدایی که جانم
در دست اوست فاطمه ( سلام الله علیها ) همان بانویی است که در عرصه
محشر سوار بر شتر عبور می کند که سرش نمادی از خشیت خداست ؛
چشمانش از نور خدا می باشد . تا این که فرمود : جبرییل در سمت راست
آن و میکاییل در سمت چپ آن ؛ علی ( علیه السلام ) در پیشاپیش آن و حسن
و حسین ( علیهم السلام ) در پشت سر آن حرکت می کنند ؛ خداوند حافظ و
نگهبان اوست تا از صحنه محشر عبور کند در این هنگام ناگهان از جانب خدا
ندا می رسد : ای همه خلایق چشم های خود را فرو خوابانید و سرهای خود
را پایین آورید این فاطمه ( سلام الله علیه ) دختر پیامبر شماست . همسر
علی ( علیه السلام ) امام شما؛ او مادر حسن و حسین است ؛ پس
فاطمه ( سلام الله علیها ) از پل سراط عبور می کند در حالی که دو چادر سفید
و شفاف بر سر دارد ؛ وقتی فاطمه ( سلام الله علیها ) وارد بهشت می شود و
به نعمت ها و مواهبی که خداوند برای او آماده کرده و می نگرد و می گوید :
به نام خداوند بخشنده مهربان ؛ حمد و سپاس خداوند را که حزن و اندوه را از
ما دور ساخت ؛ البته خدای ما بخشنده و شکر پذیر است آن خدای که ما را در
مقام عالی از عطای خود قرار داد که در آن هیچ گونه رنج و ناگواری به ما نمی رسد .
پس از آن خداوند به فاطمه ( سلام الله علیها ) وحی می کند : ای فاطمه آن چه
را که می خواهی از من مسئلت کن که به تو عطا می کنم و تو را خشنود می سازم .
فاطمه ( سلام الله علیها ) عرض می کند : خدایا ! تو امید منی بلکه بالاتر از امید
منی از درگاه تو می خواهم دوستان من و دوستان خاندان مرا در اتش دوزخ عذاب نکنی .
خداوند به او وحی می کند " ای فاطمه ؛ به عزت و جلالم سوگند دو هزار سال
قبل از خلقت آسمان ها و زمین به خودم سو گند یاد نمودم که دوستان عترت
تو را به آتش عذاب نکنم .
آری فاطمه ( سلام الله علیها ) است فاطمه ای که حتی از مریم مقدس هم
بالاتر است . روزی رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) فرمود : دخترم
آیا راضی می شوی که سیده زنان باشی ؟ از پدر سوال کرد : پس مریم چه ؟
فرمود : مریم بزرگ زنان زمان خود بود و تو بزرگ زنان جهان جهان هستی .
برگرفته از کتاب سوال از ما پاسخ از فاطمه زهرا ( سلام الله علیها ) تالیف :
حجۀ السلام و المسلمین اصغری حسامیه ای بی نشانه ای که خدا را نشانه ای
هر سو نشان توست ولی بی نشانه ای
ای روح پر فتوح کمال و بلوغ و رشد
چون خون عشق در رگ هستی روانه ای
با یاد روی خوب تو می خندد آفتاب
بر خاک خسته رویش گل را بهانه ای
ای ناتمام قصه شیرین زندگی
تفسیر سرخ زندگی جاودانه ای
تصویر شاعرانه در خود گریستن
راز بلند سوختن عارفانه ای
هیهات خاک پای تو و بوسه های ما
تو آفتاب عشق بلند آستانه ای
در باور زمانه نگنجد خیال تو
آری حقیقتی به حقیقت فسانه ای
زهرای پاک ای غم زیبای دلنشین
تو خواندنی ترین غزل عاشقانه ای یکشنبه چهارم اردیبهشت 1390 :: 0:7 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
جلوه های دفاع حضرت زهرا ( سلام الله علیها ) از امام زمان خویش چه بود ؟
حضرت زهرا ( سلام الله علیها ) در اثبات ولایت و امامت و دفاع از امیرالمومنان حضرت علی ( علیه السلام ) به عنوان امام زمان خود اقداماتی کرد تا آنجا که جان خود و غنچه نا شکفته اش را نیز در این راه فدا نمود . از جمله آن برنامه ها این موارد است : ۱- اعتراض و تهدید در روایتی از امام صادق ( علیه السلام ) آمده است که : وقتی مهاجمان به خانه علی ( علیه السلام ) یورش آوردند که درب خانه را بشکنند یا بسوزانند و وارد منزل شوند ، حضرت زهرا ( سلام الله علیها ) پشت درب منزل رفته خطاب به عمر که در پیشاپیش مهاجمان بود ، فرمود : ای عمر ! آیا از خدا نمی ترسی ؟ و داخل خانه من شوی ؟ و در فرازی دیگر : وای بر تو ای عمر ، این چه جرات و جسارتی است که نسبت به خدا و رسول خدا کرده ای ؟ آیا می خواهی نسل رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) را نابود کنی ؟ خداوند نور خود را حفظ می کند و تداوم می بخشد . همچنین امام صادق ( علیه السلام ) نقل می فرمایند که : در آن لحظه که حضرت علی ( علیه السلام ) را به سوی مسجد می کشاندند و هیچ کس در آن غربت و تنهایی دفاع نمی کرد ، حضرت فاطمه خود را به امام رساند دامن عمر را گرفت و سخت کشید و فرمود : ای پسر خطاب ! سوگند به خدا اگر کراهت نداشتم که بیگناهان مدینه گرفتار بلای الهی شوند نفرین می کردم و آنگاه می فهمیدی که نفرین من خیلی زود تحقق می پذیرد . مرحوم کلینی چنین نقل کرده است : چون علی ( علیه السلام ) را به زور از منزل بیرون فاطمه ( سلام الله علیها ) پیزاهن رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) را بر سر نهاد و دست دو فرزندش را گرفت و فرمود : مرا چه شده و تو را چه شده ای ابو بکر ! می خواهی دو فرزندم را یتیم کنی و مرا بی شوهر نمایی ؟ به خدا سوگند ! اگر بد نبود موهایم را پريشان ميكردم و به سوی پروردگارم فریاد می کشیدم . ۲- گفتگو و طلب یاری بعد از بیعت با ابوبکر حضرت علی ( علیه السلام ) شب ها حضرت زهرا ( سلا م الله علیها )را سوار چهار پایان می کرد و به در خانه انصار می برد و از ایشان یاری می طلبید آنان می گفتند : ای دختر رسول خدا کار از کار گذشته است و ما با این مرد بیعت کرده ایم اگر همسر وپسر عموی تو پیش از این نزد ما می آمد و از ما بیعت می خواست ما کسی غیر او را انتخاب نمی کردیم . حضرت علی ( علیه السلام ) می فرمود : آیا من جنازه رسول خدا را در خانه اش بر زمین گذاشته و دفن نکرده به دنبال گرفتن حکومت آن حضرت به نزاع و دعوا بر می خواستم . حضرت زهرا ( سلام الله علیها ) فرمود : ابوالحسن کاری غیر آن چه سزاوار و مناسب او بود انجام نداد و آنان نیز کاری کردند که حسابشان با خداست و خداوند از آنان باز خواست خواهد کرد . ۳- بیان عاقبت پیروی نکردن از اهل بیت آن حضرت در ضمن حدیثی طولانی می فرماید : به خدا سوگند اگر می گذاشتند حق در جای خود استقرار یابد و از خاندان پیامبرش پیروی می کردند ، هیچ گاه دو نفر درباره خدا اختلاف نمی کردند گذشتگان از گذشتگان و آیندگان یکی بعد از دیگری به ارث می بردند تا این که قائم ما که نهمین فرزند از فرزندان حسین است قیام کند . اینان آن کس را که خداوند موخر داشته ، مقدم داشتند و آن کس را که خداوند مقدم داشته موخر نمودند . ۴- اعتصاب در حرف زدن بعد از تهاجم به منزل علی ( علیه السلام ) و دفاع حضرت زهرا ( سلا م الله علیها ) هنگامی که ابوبکر و عمر می خواستند به آن حضرت سخن بگویند ، خطاب به آن دو نفر فرمود : سوگند به خدا بعد از این با شما دو نفر یک کلمه نیز سخن نخواهم گفت تا به ملاقات خدا بشتابم و شکایت شما دو نفر را به خدا می برم و توضیح می دهم که شما با خدا و دین او ومن چه کردید و چه اعمالی را مرتکب شدید .
۵- استدلال به حدیث غدیر
۶- استدلال به حدیث منزلت
۷- استدلال به حدیث ثقلین
۸- استدلال به حدیث علی مع الحق
۹- بیان خصوصیات حضرت علی ( علیه السلام ) حضرت زهرا (سلام الله علیها ) در میا ن مردم در خطبه فدکیه به خصوصیات حضرت علی ( علیه السلام ) نیز استدلال و استشهاد کرده است که به نمونه هایی از آن ها اشاره می کنیم ! الف : امام علی ( علیه السلام ) اولین مسلمان ب : عصمت امام علی ( علیه السلام ) ج : امام علی ( علیه السلام ) برترین صحابه د : حضرت علی ( علیه السلام ) اعلم صحابه تمام اسناد در کتاب مردم می پرسند پرسش و پاسخ پیرامون حضرت زهرا ( سلام الله علیها ) تالیف : محمدرضا فقیه امامی چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390 :: 19:25 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
فدک دهکده ای در اطراف مدینه است که خداوند آن را به پیامبرش بخشید و پیامبر نیز در زمان حیات خود آن را به فاطمه ( سلام الله علیها ) بخشید . این آبادی که فاصله اش تا مدینه دو روز راه می باشد به رسول خدا اختصاص داشت زیرا آن حضرت به همراه علی ( علیه السلام ) آن جا را فتح کرد و هیچ یک از دیگر مسلمانان در فتح آنجا شرکت نداشتند . هنگامی که آیه شریفه (وآت ذی القربی حقه ) سوره اسرا آیه ۲۶ نازل شد معنایش آن بود که فدک را به فاطمه ( سلام الله علیها ) واگذار کن . پیامبر ( صلی الله علیه و آله وسلم ) فدک را به فاطمه ( سلام الله علیها ) بخشید و آن ملک تا بعد از رحلت رسول خدا ( صلی الله علیه و آله وسلم ) در تصرف حضرت فاطمه زهرا ( سلام الله علیها ) بود تا این که به زور از او گرفتند . جریان فتح فدک بدین صورت بود که بعد از فتح خیبر و محاصره یهودیان ساکن در آن آنان نمایندگانی نزد پیامبر فرستادند و درخواست کردند که اجازه دهد تا از آن سرزمین کوچ کنند . رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) اجازه داد . این خبر به اهل فدک رسید ، نماینده ای نزد حضرت فرستاده و درخواست کردند که حضرت با آنان بر نصف اموالشان مصالحه کند . حضرت با تقاضای آنان موافقت کرد بنابراین فدک از جمله آبادی هائی است که به صورت جنگ و تاخت و تاز فتح نشده لذا به ملکیت پیامبر درآمد . این ملک در زمان حیات پیامبر در اختیار فاطمه ( سلام الله علیها ) بود و آن حضرت کارگزارانی بر آن گمارده بود و درآمد آن را صرف رسیدگی به فقرا و مستمندان می نمود . به دنبال وفات پیامبر ( صلی الله علیه و آله وسلم ) و پیش آمد ماجراهای سقیفه ، هیئت حاکمه تصمیم گرفت فدک را از فاطمه ( سلام الله علیها ) بگیرد . آنها با بیرون کردن کارگزاران فاطمه ( سلام الله علیها ) آنجا را به تصرف خویش درآوردند و ادعا کردند که این متعلق به پیامبر بوده و با جعل حدیثی به پیامبر نسبت دادند که : ما پیامبران ارث نمی گذاریم . حضرت فاطمه زهرا ( سلام الله علیها ) ضمن اعتراض به آنان در مرحله اول با بیان ادله ای روشن و شهادت شاهدان ثابت کرد که فدک رات پیامبر در زمان حیات خود به او بخشیده است و او مالک فدک می باشد . و در مرحله بعد با استناد به آیات قرآن و سخنان پیامبر به اثبات این مسئله پرداخت که حتی اگر پیامبر آن را نبخشیده باشد و ملک آن حضرت بوده باشد ، در این صورت هم بعد از وفات پیامبر ، اموالشان به تنها دختر ایشان به عنوان ارث تعلق می گیرد و روایت نقل شده مبنی بر این که ما پیامبران ارث نمی گذاریم دروغ و جعلی است . بحث ها و گفتگوهای فراوانی میان حضرت فاطمه ( سلام الله علیها ) و غاصبین فدک انجام شد ، اما در نهایت غاصبان فدک حاضر نشدند فدک را برگردانند . برگرفته از کتاب مردم می پرسند پرسش و پاسخ پیرامون حضرت زهرا (سلام الله علیها ) تالیف محمدرضا فقیه امامی ( اسناد درکتاب ذکر شده )
دوشنبه هجدهم بهمن 1389 :: 16:0 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
یاس خونین
ای گل مینوی کوثر ، محسنم یاس خونین رنگ حیدر ، محسنم ای خزان گلشن جان علی میوه قلب پیمبر ، محسنم ای بهار آرزوهای دلم غنچه نشکفته پرپر ، محسنم چشم نابگشوده رفتی از برم تا عروج اوج باور ، محسنم تا بگیری جا در آغوش خدا پر کشیدی سوی داور ، محسنم داده ای ای طوطی باغ دلم جان به جانان دل به دلبر ، محسنم بر شفای سینه من شد عجین خون تو با اشک حیدر محسنم پشت در ، تو پیش مرگ من شدی ای به مادر یار و یاور ، محسنم هر دو منشور شفاعت می شوید هم تو هم شش ماهه اصغر ، محسنم هر دو با بال ولایت پر زنید در فضای باغ کوثر ، محسنم هر دو در ظاهر ذبیح کوچکید لیک قربانی اکبر ، محسنم هر دو در راه هدف هم سنگرید هر دو را عشق است بر سر ، محسنم او فدای راه بابا می شود تو شهید راه مادر ، محسنم سنگر اصغر بود دست حسین سنگر تو حایل در ، محسنم دست های کوچکت وا می کند بس گره از کار محشر ، محسنم بی تو خم شد سرو طوبای ارم بی تو شد یک سوم سادات کم کاش بودی تا پناهم می شدی در سپهر عشق ماهم می شدی کاش می ماندی و روز بی کسی مثل زینب تکیه گاهم می شدی کاش همرزمم به یاری علی ای شهید بی گناهم می شدی کاش بین کوچه بودی یاورم تا عصای دست و راهم می شدی دوشنبه دهم خرداد 1389 :: 18:3 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
مختصری بر زندگی حضرت زهرا سلام الله علیها مقام : سیده نساءعالمین نام : فاطمه کنیه : ام الائمه نام پدر : محمد نام مادر : خدیجه بنت خویلد روز و ماه تولد : ۲۰ جمادی الثانی سال ولادت : ۵ بعثت مدت عمر : ۱۸ سال روز و ماه شهادت : ۳ جمادی الثانی ( به روایتی ) سال شهادت : ۱۱ هجری قاتل : قنفذ محل دفن : مدینه تعداد فرزندان : ۳ پسر و ۲ دختر حضرت فاطمه سلام الله علیها دختر پیامبر اسلام از همسرش خدیجه کبری می باشد . ولادت حضرت فاطمه سلا م الله علیها را روز بیستم جمادی الثانی سال پنجم بعثت در مکه ذکر کرده اند . شیخ کلینی به سند صحیح از حضرت امام محمد باقر علیه السلام روایتکرده است ولادت آن بانو پنج سال بعد از بعثت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم واقع شد و سن شریف آن حضرت در هنگام وفات نیز هجده سال و هفتاد و پنج روز بوده است . او هشت سال در مکه و ده سال در مدینه با پدر خود زندگی کرد و پس از رحلت پیامبر هفتادو پنج یا نود و پنج روز در قید حیات بودند . حضرت زهرا سلام الله علیها ۵ ساله بود که مادر گرامی خود را از دست داد و در همان ایام نیزبا فقدان بزرگترین حامی پدر یعنی حضرت ابوطالب روبه رو گشت و این دو حادثه ناگوار روح و روان او را آزرد و در عین حال عواطف و محبتهای پدر را بیش از پیش به خود جلب کرد و از آنجا که کارهای خانه بر دوش او قرار گرفت ، در قلمرو زندگی پخته تر و آبدیده تر شد . در سن هشت سالگی ، زمانی که پدر بزرگوارش مکه را به عزم مهاجرت به مدینه ترک نمود حضرت فاطمه سلام الله علیها به همراه دو نفر از زنان که در تاریخ به نام فواطم معروفند به مدینه پا نهاد . برای آن حضرت القاب زیادی ذکر کرده اند که از آن جمله آن است : صدیقه ، راضیه ، مرضیه ، زهرا ، بتول ، عذرا ، مبارکه و طاهره و کنیه های ایشان ام الحسن ، ام الحسنین ، ام الائمه ، و ام ابیهاست یعنی مادر پدرش که نشان دهنده علاقه بسیارزیاد فاطمه سلام الله علیها به پدر بزرگوارش می باشد و این که به همه کمی سناز آغاز کودکی پناهگاه معنوی و تکیه گاه روحی بعد از خداوند متعال برای پدر بزرگوارش بوده است .
سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389 :: 20:50 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
حضرت زهرا : تندیس قداست سلام بر تو ای قداست محض ! ای ناب ترین واژه آسمانی ! ای طهارت ناب! روزهای سنگین و طاقت فرسای اندوهت را با عمق جان و دل پاس می نهیم و سال گشت آن را ای پاره تن مصطفی در سایه عزا و غمگساری گرامی می داریم . ناله های مظلومیت و حق خواهی ات در دالان پرپیچ تاریخ همچنان شنیده می شود وستم گران بت پرست همچنان حق ستیزی می کنند . بانوی طهارت و عصمت ! تندیس قداست ! اسوه مهر ! الگوی عفت ! تو یگانه آفرینه آفریدگاری ! اگر نبودی نه رسول خدا آفریده می شد و نه امیرالمومنین علی ! تو را نمی توان با واژه ها ستود که فراتر از واژه ای . تو را نمی توان در بند تصور و توصیف در آورد که فراتر از معنایی . نمی توان تو را شناخت که فراتر از معرفتی و از ملائک برتری . بهشت آرایه ای بر جمال روحانی توست و دوزخ تصویری از خشم هدفمند توست . قطره ای از اقیانوس فضایل : اقیانوس بی کران فضایل و مناقب بزرگ بانوی اسلام ؛ سرور زنان عالم حضرت فاطمه زهرا ( سلام الله علیه ) آن قدر عمیق و ژرف است که فکر کوتاه بشر هرگز به عمق آن نخواهد رسید ؛ چرا که امام صادق (علیه السلام) فرمودند : " فاطمه را فاطمه نامیدند از آن رو که آدمیان از معرفت او عاجزند " رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم ) می فرمایند : " اگر همه خوبی ها و فضیلت ها در شخصیتی جمع گردد ، آن شخص فاطمه است بلکه او بزرگتر است . همانا دخترم فاطمه در جود و بزرگواری و کرامت بهترین فرد بر روی زمین است" و در حدیث دیگر از آن حضرت آمده است : آن گاه که مشتاق بوی بهشت می گردم ؛ بوی فاطمه را استشمام می کنم
امام حسن عسکری( علیه السلام) می فرمایند : " ما حجت های خدا بر خلق هستیم و جده ما فاطمه حجت خدا بر ماست " ابن ابی الحدید می گوید : " پیامبر بارها و بارها در مکان ها و موقعیت های مختلف و در حضور عام و خاص می فرمودند : فاطمه پاره تن من است هر کس او را اذیت کند به تحقیق مرا اذیت نموده است " عایشه نیز نقل می کند : " چون حضرت فاطمه نزد رسول خدا می آمد پیامبر او را خوش آمد می گفت و به احترام او بر می خاست و دست فاطمه را می گرفت و می بوسید و او را در جای خود می نشاند " چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389 :: 11:47 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
حضرت زهرا نور است
آری فاطمه نورانی است . فاطمه یکپارچه نور است و نور می دهد ، و به هر چه متعلق به او باشد نور می بخشد .قبل از خلقت عالم فاطمه نور بود ، و نورش سینه ظلمت را می شکافت ، که نور و ظلمت در یک جا جمع نشود . در روایتی از بزرگترین پیام آور نور و رحمت ، حضرت خاتم الانبیاء محمد مصطفی (صلی الله علیه وآله وسلم) چنین آمده : هنگامی که خداوند عزوجل اراده فرمود ، ملائکه را در میدان امتحان آزمایش نماید ، ابری از ظلمت و تاریکی بر آنها فرستاد ، چنانکه یکدیگر را نمی دیدند . پس آنها از خداوند درخواست نمودند که این ظلمت را از ایشان بر طرف سازد . خدای تعالی دعایشان را مستجاب کرد . پس نور فاطمه(سلام الله علیه) را خلق نمود و مانند قندیل بر گوش عرش آویزان ساخت که هفت آسمان و هفت اقلیم زمین ، نورانی گشت و به همین جهت آن بزرگوار را زهرا نامیدند . . پس ملائکه تسبیح و تقدیس الهی می گفتند ، و خداوند فرمود : به عزت و جلال خویش قسم ، هر آینه ثواب این تسبیح و تقدیس شما را تا قیامت ، برای دوستان این زن و پدر و شوهر و فرزندانش قرار می دهم . ونیز هنگامی که قدم پاک ، بر فرش خاک نهاد ، نوری از او درخشید ، که تمام خانه های مکه را منور ساخت و بلکه شرق و غرب عالم ، از آن نور روشن شد . و چون در محراب عبادت می ایستاد ، نورش در آسمان ها می درخشید ، آنچنان که نور ستارگان بر زمینیان می درخشید . و این حقیقتی است که عایشه به چشم خویش دیده و حکایت میکند : ما در تاریکی شب از نور سیمای فاطمه خیاطی و بافندگی نموده و سوزن را نخ می کردیم . و چون قافله نورانی عمرش به مرز جوانی رسید ، باید که زوجی برگزیند ، پس هر کس به خواستگاریش آمد رد شد زیرا فاطمه نور است و نور باید در کنار نور باشد ، که نور با نور هم آهنگ است و هم خوان . پس عقد او در آسمان با نور بسته شد و خداوند به جبرئیل وحی فرمود : نور را با نور تزویج کن . وباید که فاطمه را علی همسر باشد ، که خداوند فرمود : اگر علی را خلق نمی کردم برای فاطمه همتایی در روی زمین نبود . آری فاطمه ( سلام الله علیه ) نوراست و بر هر چه بتابد نورانیش می کند و اگر قابلیت درآن چیز باشد آن را دگرگون می سازد چنان چه نور چادرش بر یهودیان تایید و منورشان ساخت . ناقلان آثار و راویان اخبار چنین حکایت کرده اند : روزی حضرت امیرالمومنین علی ابن ابی طالب ( علیه السلام ) از یک یهودی مقداری جو به عنوان قرض طلب نمودند ، و او نیز از حضرت گرویی طلب کرد و آن جناب چادر پشمینه حضرت زهرا را نزد او گرو گذاشت او نیز آن در اتاقی از خانه اش نهاد . هنگامی که تاریکی شب خیمه بر همه عالم زد زن یهودی داخل آن اتاق شد و چیزی مشاهده کرد که واله و حیران شد ! آری نوری را دید که تمام آنجا را روشن کرده است ! با تعجب به سوی شوهرش دوید و گفت : نور عظیمی در این اتاق می بینم ! یهودی که قصه چادر حضرت فاطمه (علیه السلام ) را فراموش کرده بود بسیار حیرت زده شد ! سراسیمه به سوی آن اتاق دوید . وقتی داخل اتاق شد در مقابل چشمان بهت زده اش نور چادر را دید که شعاع نورش مانند ماه شب چهارده درخشندگی دارد . چون به دقت نگریست دریافت که این نور از چادر حضرت زهرا (علیه السلام ) است. به سرعت به سوی اقوام و خویشان خویش دوید و همه را از قصه با خبر کرد . ۸۰ نفر یهودی در آن مکان جمع شدند ، و یکباره به برکت نور چادر آن حضرت به شرف اسلام گرویده و مسلمان شدند . آری فاطمه (علیه السلام ) نور است . آن هم نوری که آسمان ها و زمین را روشن میکند و چون فاطمه (علیه السلام ) خدایی است و نورش نور خداست . و آن هنگام که شوهر مظلومش می خواست بدن مطهرش را در دل خاک بسپارد زمین یک میل در یک میل نورانی شد . و این نور فاطمه است که به فرموده فرزند اطهرش ، لسان به حق ناطق حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام ) در سیمای فرزندانش به ودیعت نهاده شده است . آن حضرت فرمودند : آن نور ( نور فاطمه ) در چهره ما امامان از اهل بیت یکی پس از دیگری تا روز قیامت ظاهر می شود . و در بهشت رضوان الهی نیز فاطمه است که نور افشانی می کند . راویان شیعه و سنی نقل کرده اند که : رسول خدا فرمودند : در حالی که اهل بهشت در آنجا در ناز و نعمتند و اهل آتش معذب اند ناگهان نوری بر اهل بهشت ساطع می شود ! پس آنها به یکدیگر میگویند : این نور چیست ؟ شاید پروردگار بر ما نظر افکنده است پس ندایی به ایشان می گوید : نه چنین نیست بلکه علی با فاطمه مزاحی کرد و او تبسم نمود و این نور از دندانهای فاطمه است که این گونه می درخشد . آری فاطمه و فرزندان فاطمه همه نورند ، و هر چه در مقابل آن حضرت و ذریه طاهره اش قرار گیرد ظلمت است و بس زیرا این ظلمت است که دائما با نور در جنگ و ستیز بوده و برای آن همین بس که همیشه رو سیاه است . برگرفته از کتاب شهادت در اوج غربت تالیف فرید سائل جمعه بیست و یکم اسفند 1388 :: 12:23 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
نام : فاطمه
نام پدر: حضرت محمد( صلی الله علیه و آله وسلم ) نام مادر: حضرت خدیجه کبری ( سلام الله علیها ) محل تولد : مکه معظمه تاریخ تولد : روز جمعه بیستم جمادی الاخر سال پنجم بعثت هجرت : ۸ سال و ۸ ماه و ۲۲ روز از عمر شریفش می گذشت که از مکه به مدینه هجرت فرمود . ازدواج : بعضی معتقدند که از دواجش با حضرت علی (علیه السلام ) یک سال بعد از هجرت در مدینه منوره واقع شده است . نامها : از حضرت امام صادق(علیه السلام) روایت شده است که حضرت فاطمه(سلام الله علیها ) دارای ۹ نام است که تمام این نامها از جانب خداوند منان به آن حضرت نهاده شده است و آنها عبارتند از : ۱- صدیقه : به معنی معصومه است و به کسی که بسیار راستگوست صدیقه می گویند . ۲- مبارکه : یعنی صاحب برکتدر علم و فضل و کمالات و معجزات و اولاد و ذریه ۳- طاهره : یعنی پاکیزه از صفات نقص ۴- زکیه : یعنی نمو کننده کمالات و خیرات ۵- راضیه : یعنی راضی به رضای خداوند تعالی و قضاء الهی ۶- مرضیه : یعنی پسندیده خدا و دوستان خدا ۷- محدثه : یعنی خبر دهنده از غیب ۸- زهرا : یعنی نورانی به نور باطنی و ظاهری ۹- فاطمه : یعنی جدا شده از هر زشتی و بریده شده از هر بدی و باز گرفته شده از الودگی های طبیعت
گوشه ای از فضائل : در این بخش به ذکر گوشه ای از فضائل حضرت زهرا (سلام الله علیها) اشاره می کنیم تا بدانید با چه شخصیتی روبرو هستیم آنچه در این جا ذکر می شود فقط قطره ای از اقیانوس بی کران فضائل صدیقه طاهره(سلام الله علیها)است که ما را توان شمردن ان نیست و در این مجال نمی گنجد . فاطمه کسی است که وقتی بر رسول خدا وارد می شد پیامبر تمام قد برای دخترش می ایستاد روزی سلمان از رسول خدا میخواهد برای او از فضائل فاطمه(سلام الله علیها) در قیامت برای او بگوید ، پیامبر با چهره ای خندان به سلمان نگاه کرد و فرمود : سو گند به خدایی که جانم در دست اوست ، فاطمه همان بانویی است که در عرصه محشر سوار بر شتر عبور می کند که سرش نمادی از خشیت خداست ، چشمانش از نور خداست ... تا این که فرمود : جبرئیل در سمت راست آن و میکائیل در سمت چپ آن علی در پیشاپیش آن و حسن و حسین در پشت سر آن حرکت می کنند ، خداوند حافظ و نگهبان اوست تا از صحنه محشر عبور کند و در این هنگام ناگهان از جانب خدا ندا میرسد : ای همه خلایق! چشم های خود را فرو خوابانید و سرهای خود را پائین آورید ، این فاطمه دختر پیامبر شماست ، همسر علی امام شما ، او مادر حسن و حسین است ، پس فاطمه از پل سراط عبور می کند در حالی که دو چادر سفید و شفاف برسر دارد ، وقتی فاطمه وارد بهشت می شود و به نعمت ها و مواهبی که خداوند برای او اماده کرده می نگرد میگوید : به نام خداون بخشنده و مهربان، حمد و سپاس خداوند را که حزن و اندوه را از ما دور ساخت . پس از آن خداوند به فاطمه وحی می کند : ای فاطمه آنچه را که میخواهی از من مسئلت کن که به تو عطا کنم و تو را خوشنود سازم . فاطمه عرض می کند : خدایا تو امید منی ، بلکه بالاتر از امید منی از درگاه تو میخواهم دوستان من و دوستان خاندان مرا در آتش دوزخ ، عذاب نکنی . خداوند به او وحی می کند : ای فاطمه به عزت و جلالم سو گند دو هزار سال قبل از خلقت آسمان ها و زمین به خودم سو گند یاد نمودم که دوستان تو و دوستان عترت تو را به آتش عذاب نکنم . بر گرفته از کتاب سوال از ما ، پاسخ از فاطمه زهرا ( علیرضا اصغری حسامیه )
اللهم عجل لوليک الفرج ![]()
تبلیغات
منوي اصلي حدیث تاریخ موضوعات
سايت هاي مفيد
|
||