
|
اللهم عجل لوليک الفرج
آخرين مطالب
سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 :: 16:1 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
حضرت زین العابدین امام سجاد ( علیه السلام )
نام آن حضرت علی است ؛ وی فرزند حضرت حسین بن علی ( علیه السلام ) و ملقب به سجاد و زین العابدین است . القاب دیگر آن حضرت عبارت است از سید الساجدین والعابدین ؛ زکی ؛ امین و مشهورترین کنیه های او ابا محمد و ابالحسن می باشد . امام سجاد ( علیه السلام ) در سال 38 هجری در مدینه تولد یافت و مادرش شهربانو بود . عمر آن حضرت مثل پدر بزرگوارش 57 سال بود . ایشان دو سال قبل از شهادت حضرت علی ( علیه السلام ) متولد شد و تقریبا بیست و سه سال با پدر بزرگوارش زندگی کرد . مدت امامت آن بزرگوار 35 سال بود . حضرت سجاد ( علیه السلام ) در واقعه جانگداز کربلا حضور داشت ولی به علت بیماری و تب شدید ؛ از آن حادثه جان سالم بدر برد زیرا جهاد از بیمار برداشته شده است و پدر بزرگوارش نیز به او اجازه جنگیدن نداد . مصلحت الهی آن بود که رشته هدایت گسیخته نشود و امام سجاد ( علیه السلام ) وارث آن رسالت بزرگ یعنی امامت و ولایت گردد. این بیماری زیاد ادامه نیافت و حضرت زین العابدین ( علیه السلام ) پس از بیماری سی و پنج سال عمر کرد که تمام این مدت به مبارزه و خدمت به خلق و عبادت و مناجات با حق سپری شد . امام سجاد ( علیه السلام ) در دوران چند خلیفه ستمگر می زیست که به اعتقاد بسیاری از محققان ؛ دوره نومیدی از پیروزی حرکت مسلحانه بود ؛ زیرا مسلم شده بود که حاکمان آماده اند حتی به بهای کشتن فرزند پیامبر و اسیر کردن زنان و فرزندان او ؛ از حکومت خود حراست کنند و اختناق همه جانبه حاکمان جور هر گونه کوشش سازنده خاندان پیامبر ( صلی الله لیه و آله وسلم ) و منادیان رستگاری در جهت ایجاد حکومت اسلامی در آینده نزدیک را مبدل به یاس کرده بود . امام سجاد ( علیه السلام ) در جریان کربلا که به علت بیماری سخت و ناتوانی حمل سلاح ؛ از جهاد و شهادت بازمانده بود ؛ با اسیران حرم به شام فرستاده شد و با خطبه ای که در مجلس یزید ایراد کرد ؛ مردم را بیدار نمود . یزید ناگزیر شد برای جلب افکار عمومی ؛ امام را با اهل بیت محترمانه به مدینه بفرستد . آن حضرت برای بار دوم و دستور عبدالملک خلیفه اموی از مدینه به شام جلب شد و مجددا به مدینه برگشت . آن حضرت پس از مراجعت به مدینه ؛به نشر معارف اسلامی در میان شیعیان پرداخت و خواص شیعه مانند ابو حمزه ثمالی و ابو خالد کابلی با ایشان در تماس بودند و معارفی را که از آن حضرت اخذ می کردند ؛ در میان شیعیان نشر می دادند . بدین ترتیب تشیع توسعه فراوانی یافت که اثر آن در زمان امامت امام پنجم آشکار شد . از جمله آثار امام چهارم ادعیه ای است به نام صحیفه سجادیه که مشتمل بر دقیق ترین معارف الهی می باشد و به آن زبور آل محمد ( صلی الله علیه و آله وسلم ) نیز می گویند . امام سجاد ( علیه السلام ) سرانجام در محرم سال 95 هجری به تحریک هشام خلیفه اموی و به دست ولیدبن عبدالملک مسموم گردید و به شهادت رسید
جمعه هشتم بهمن 1389 :: 22:1 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
ورود به مدینه
روز رسیدن کاروان اهل بیت ( علیه السلام ) به مدینه روز جمعه بود . حضرت زینب ( سلام الله علیها ) به یاد روزهای شیرینی افتاد که با برادرش حسین بود و گویا همه آن روزها بی اختیار در ذهنش تداعی می شد و ایشان را دگرگون تر می کرد ، به گونه ای که با سینه ای سوزان و پر درد فرمودند : آه از جدایی و دوری ! ای کاش مرگ به سراغم می آمد ! زندگی برایم بدون حسین بی معناست . سپس خطاب به شهر مدینه فرمودند : ای مدینه جدم : چه شد آن روزی که با خوشحالی و شادمانی با عزیزانمان از تو بیرون آمدیم ولی امروز با اندوه و گرفتاری و حوادث ناگوار به سوی تو برگشتیم ، در حالی که مردانمان کشته شدند و جمعمان پراکنده شده است . حضرت زینب ( سلام الله علیها ) رو به سوی کربلا کردند و فرمودند : برادرم حسین ای نور دیده ام شهادتت ما را غرق ماتم و اندوه کرد ، ای کاش قبل از این با دنیا وداع کرده بودم . امام سجاد ( علیه السلام ) پس از استقرار در خارج از مدینه بشیر را که در میان کاروان حضور داشت نزد خود طلبید و از او خواست نزد اهالی مدینه رود و آن ها را از مکان استقرار اهل بیت و شهادت امام حسین ( علیه السلام ) و مصائب اهل بیتش مطلع کند و برایشان مرثیه بخواند . بشیر پس از شنیدن سخنان امام سجاد ( علیه السلام ) به مسجد مدینه کنار قبر پیامبر رفت و با صدای بلند گریست و گفت : هان ای مردم مدینه : چگونه می توانید در این شهر اقامت کنید در حالی که حسین ( علیه السلام ) کشته شده است و این اشک های من است که بر مصیبت او روان است . آه پیکر مقدس به خاک و خون آغشته او را در کربلا گذاشتند و سرش را بر نیزه شهر به شهر گردانیدند . بشیر در شهر می گشت و خبر ورود اهل بیت ( علیهم السلام ) در خارج از مدینه را به مردم می داد و می گفت : اینک امام سجاد ( علیه السلام ) و سایر بازماندگان قافله کربلا در بیرون مدینه اقامت دارند . اهالی مدینه پس از اطلاع از شهادت امام حسین ( علیه السلام ) و هتک حرمت اهل بیتش دگرگون شدند و ناباورانه اشک ریختند و بر سر و صورت خود زدند و زنان از شدت حزن و اندوه گریبان چاک زدند و موهای خود را پریشان کردند . مردم در رفتن به بیرون از مدینه بر یکدیگر سبقت می گرفتند به طوری که بشیر می گوید : از شدت ازدحام اسبم را رها کردم و سراسیمه خود را به بیرون مدینه نزد خیام آل محمد ( صلی الله علیه و آله وسلم ) رساندم و با مشقت و زحمت توانستم جایی را باز کنم و در مقابل خیمه امام سجاد ( علیه السلام ) بایستم . صدای شیون و ناله مردم فضا را پر کرده بود . جای جای مدینه پس از ورود اهل بیت ( علیه السلام ) رنگ مصیبت به خود گرفت و مردم غرق ماتم و عزا شدند و آن روز بی قراری در مدینه موج می زد و همچون دریایی طوفانی بود که لحظه ای آرام و قرار نداشت ، همه مردم اشک می ریختند و ناله می کردند و غریبانه مولایشان را می خواندند فضای مدینه آکنده از آه و ناله شده بود و گوئی مصیبت رحلت رسول خدا دوباره اتفاق افتاده بود .
وقتی حضرت زینب ( سلام الله علیه ) وارد مدینه شدند ، ام البنین شتابان نزد حضرت زینب ( سلام الله علیه ) آمدند و جویای حال فرزندشان شدند زینب ( سلام الله علیها ) به ایشان فرمود : همه آنها در سرزمین کربلا کشته شدند . ام البنین از صمیم قلب فرمود : روح همه آنها فدای حسین ، سپس از حضرت پرسید : فرزندم حسین کجاست ؟ حضرت فرمودند : او را با لبانی تشنه کشتند . ام البنین محکم با دست بر سرش زد و شروع به گریستن کرد و ندای واحسیناه سر داد . حضرت زینب ( سلام الله علیها ) به ام البنین فرمودند : زره فرزندت عباس را برایت یادگاری آورده ام . و ام البنین هنگام دیدن زره خونین فرزندش عباس بیهوش بر روی زمین افتاد . اهالی مدینه برای دلجویی از اهل بیت در نقاط مختلف مدینه به مدت پانزده روز مجالس عزا برای امام حسین ( علیه السلام ) بر پا کردند و شلوغ ترین مجالس مجلس امام سجاد و حضرت زینب ( علیهم السلام ) و رباب و ام البنین بود که جمع زیادی از مردم در آن حاضر می شدند . اللهم عجل لوليک الفرج ![]()
تبلیغات
منوي اصلي حدیث تاریخ موضوعات
سايت هاي مفيد
|
||