
|
اللهم عجل لوليک الفرج
آخرين مطالب
چهارشنبه چهاردهم دی 1390 :: 16:23 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
روز فراموش ناشدنی اربعین امام حسین علیه اسلام
به نظر می رسد روز اربعین امام حسین علیه السلام روز بیستم از ماه صفر است ؛ و همین روز بود که خاندان امام حسین ( علیه السلام ) بر سر راه خویش از شام به مدینه ؛ به سرزمین کربلا و کنار تربت آن حضرت رسید . آن روز را بدان جهت روز اربعین خوانده اند که برابر با چهلمین روز شهادت پیشوای آزادگان امام حسین (علیه السلام ) و یاران ستم ناپذیر و آزادیخواه او بود . اما این نکته که آیا کاروان خاندان رسالت در چهلمین روز شهادت امام حسین ( علیه السلام ) در سال شصت و یکم از هجرت به کربلا آمد یا اربعین سال بعد از شهادت ؛ از نکات پیچیده تاریخ است ؛ و یافتن پاسخ قطعی برای آن دشوار است . در این مورد میان حدیث نگاران و تاریخ نویسان هماره گفت و گو و بحث و درگیری کامل بوده است ؛ چرا که گروهی از آنان بر آن هستند که خاندان پیامبر در همان اربعین سال اول به کربلا بازگشت ؛ و گروهی نیز بر آنند که اربعین سال بعد آمد ؛ و هر گروه نیز برای خود دلیل ها دارند و بررسی دلایل گروه و طرح بحث ها نیاز به مطالعه و پژوهش گسترده ای دارد که امید در فرصتی دیگر به این کار بپردازیم . اما آنچه اینک به نظر می رسد این است که این کاروان ؛ گویی از راه اردن به مدینه بازگشته است ؛ و هنگامی که به چهار راه حجاز و عراق رسید ؛ از نگهبانان همراه کاروان خواسته شد تا راه عراق را در پیش گیرند و کاروان را به سوی کربلا ببرند و نه به سوی مدینه ؛ و روشن است که گروه نگهبانان و فرمانده آنان نیز با آن سیاست جدید استبداد اموی و سفارش یزید به نرمش و مدار و رعایت حقوق و حرمت خاندان پیامبر ؛ جز فروتنی و حق پذیری چاره ای نداشتند . به همین جهت کاروان زینب و امام سجاد ( علیه السلام ) و همراهان او به سوی کربلا حرکت کرد . رسیدن آن کاروان آزادی بخش به کربلا برابر با روز بیستم صفر بود و همان روز هم جابر انصاری که از یاران به نام و بزرگوار پیامبر بود به همراه دوست و همسفر خویش عطیه عوفی که او نیز از بزرگان اسلام بود و نیز گروهی از مردان هاشمی برای زیارت تربت پاک پیشوای آزادگان به آنجا آمده بود . با رسیدن آنان به آن سرزمین عشق و ایمان ؛ گروهی از مردم روستاها و بخش های آن سرزمین نیز به آنان پیوستند و اجتماعی بزرگ از گروه ها و طبقات گوناگون جامعه در آنجا شکل گرفت . در حالی که همگی در شور حسین ( علیه السلام ) بودند و در سوگ او اشک می ریختند ؛ کنار تربت عطرآگین گل بوستان پیامبر و سالار جوانان بهشت گرد آمدند . آنان تربت او را با شور و شوق وصف ناپذیر زیارت می کردند و بر او سلام می گفتند ؛ و در همان حال اندوه و ماتم بر چهره ها سایه افکند و امواج سوگ و غم قلب هایشان را می فشرد . دل ها از اندوه شعله ور بود و اشک ها آماده ریزش بر گونه ها ؛ اما همگی در انتظار یک شراره بودند تا جانها را به آتش کشد و به گریه در آورد و صدای شیون و فریاد را بلند کند . در این لحظه ها بود که کاروان ارجمند خاندان امام حسین علیه السلام به کربلا رسید و رسیدن آن در این لحظه ها ؛ همان شراره ای بود که همگی در انتظار آن بودند و با فراهم آمدن همه شرایط در یک لحظه صدای گریه و شیون بود که به آسمان بر خاست . زینب ( سلام الله علیها ) در آن شرایط و آن لحظه ها و آن سرزمین نقش سرنوشت ساز و شکوهباری داشت چرا که او قلب تپنده ی تلاشها و احساسات و عواطفی بود که در کربلا و در کنار تربت امام حسین ( علیه السلام ) پدیدار گردید و امواج روشنگر و ستم سوز آن به سوی جامعه ها روانه شد . تلاش ها و روشنگریها یی که با غم و اندوه آمیخته بود و از دل هایی شعله ور و غمزده زبانه می کشید . زینب سلا م الله علیها پس از رسیدن کاروان به سرزمین آگاهی و عشق ؛ به سوی تربت برادرش حسین ( علیه السلام ) رفت و هنگامی که به تربت اونزدیک شد ندایش زمین و زمان را به لرزه در آورد که : وا اخا ..... وا اخا ...... وا اخا همین واژه های ساده ای که از قلبی شعله ور بر می خاست ؛ موجی از اندوه و ماتم را برانگیخت و باران اشکها را باراند و صدای گریه و شیون را در آن سرزمین شگفتی ها و در گذر تاریخ طنین افکن ساخت . خدا می داند آن گاه که بانوی اسلام رنج و اندوه خویش را در قالب واژه ها و جمله ها می ریخت و کنار تربت برادرش حسین ( علیه السلام ) بیان می کرد ؛ چه واژه های آکنده از شکایت از بیداد زمانه و ستم هایی که در سفر رنجبار اسارت بر او و خاندان امام حسین ( علیه السلام ) رفت به خاطره اش می گذشت ؟ ما چه می دانیم ؟
پنجشنبه سوم آذر 1390 :: 0:0 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
پسر شبیب ، اگر برای حسین چنان گریه کنی که اشکهایت بر گونه هایت جاری شود خداوند همه گناهان کوچک و بزرگ ترا می آمرزد ؛ اندک باشد یا بسیار . یکی از روایاتی که در زمینه ثواب گریه بر حسین علیه السلام نقل شده است روایت ریّان بن شبیب از حضرت ثامن الائمه امام رضا علیه السلام است ، که به این شرح می باشد : روز اول محرم خدمت امام رضا علیه السلام رسیدم فرمود : ای پسر شبیب ، روزه داری ؟ عرض کردم نه . پس امام فرمود : بدرستیکه این روز ، روزی است که زکریّا پروردگارش را خواند و گفت : پروردگارا فرزند پاکیزه ای به من عطا کن که تو شنونده دعایی . پس خدا دعایش را اجابت فرمود و به امر پروردگار فرشته ها زکریّا را که در محراب عبادت ایستاده بود مخاطب قرار داده و گفتند که خدا ترا مژده می دهد به یحیی . پس کسی که روزه بدارد این روز و سپس دعا کند خدا دعایش را مستجاب می فرماید چنانکه دعای زکریّا را مستجاب فرمود . سپس فرمود : پسر شبیب ؛ به درستی که محرم ماهی است که اعراب جاهلیّت بخاطر احترامش ظلم و ستم و کشت و کشتار را در آن ماه حرام کرده بودند و این امّت با اینکه به حرمت این ماه آشنایی داشت معهذا احترام پیامبر خود را رعایت نکرد و در این ماه فرزندان پیامبر خود را کشتند و زنانشان را اسیر نمودند و اموالشان را غارت کردند پس خدا هرگز آنها را نیامرزد . پسر شبیب ، اگر می خواهی برای چیزی گریه کنی پس برای حسین بن علی بن ابیطالب علیه السلام گریه کن که او را ذبح کردند همانطور که گوسفند را ذبح می کنند و از اهلبیت او هم هیجده نفر را با او به شهادت رساندند که در روی زمین مثل و مانند نداشتند ، و به تحقیق هفت آسمان و زمین برای شهادت آن حضرت گریه کردند ، و چهار هزار فرشته برای یاری او از آسمان فرود آمدند ، امّا وقتی رسیدند که حسین کشته شده بود لذا این فرشتگان پریشان مو و گرد آلود اطراف قبر حسین معتکفند تا قائم ما قیام کند آنگاه او را یاری خواهند کرد و شعار آنها یا لثارات الحسین است (ای انتقام گیرندگان خون حسین) . پسر شبیب ، پدرم برایم حدیث فرمود از پدرش ، از جدّش که وقتی جدّم حسین علیه السلام به شهادت رسید از آسمان خون و خاک سرخ بارید . پسر شبیب ، اگر برای حسین چنان گریه کنی که اشکهایت بر گونه هایت جاری شود خداوند همه گناهان کوچک و بزرگ ترا می آمرزد ؛ اندک باشد یا بسیار . پسر شبییب ، اگر ترا خوشحال می کند که به هنگام ملاقات با خدا گناهی نداشته باشی پس حسین علیه السلام را به نام يگانه خالق هستی را زیارت کن ، پسر شبیب ، اگر می خواهی در غرفه های بهشتی با پیامبر اکرم باشی بر قاتلان حسین لعنت فرست . پسر شبیب ، اگر می خواهی ثواب شهدای کربلا نصیبت شود هنگامی که یاد شهدای کربلا را می کنی بگو : کاش من هم با آنها بودم و از فوز و سعادت بزرگ بهره مند می شدم . پسر شبیب اگر می خواهی که در بهشت با ما باشی در بالاترین درجه ها و مرتبه ها پس به حزن و اندوه ما محزون و اندوهناک باش و به خوشحالی و شادی ما شاد و خوشحال ، و ولایت و دوستی ما را بپذیر، که اگر مردی سنگی را دوست خود گیرد و به او تولیّ جوید خدا در روز قیامت او را با سنگ محشور فرماید . بحارالانوار، ص 285 نفس المهموم، ص 26
جمعه بیست و هفتم خرداد 1390 :: 10:49 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
رابطه شگفت انگیز زینب ( سلام الله علیها ) و امام حسین ( علیه السلام )
رابطه دوستانه و پر مهر و صفا میان خواهر و برادر ؛ پدیده ی تازه ای نیست ؛ بلکه یه حقیقت بسیار دیرین است ؛ تا آنجایی که برای نمایش مهر و صفای رایج میان دو دوست فرهیخته واقعی ؛ به مهر و محبت میان دو خواهر و یا دو برادر مثال می زنند و می گویند آن دو تن دردوستی متقابل چنان گرم و پر معنویت هستند که گویی با هم برادر یا خواهرند ! اگر روابط پر مهر و صفایی که میان امام حسین ( علیه السلام ) و خواهر ارجمندش حضرت زینب ( سلام الله علیها ) جریان داشت فراتر از این دوستی ها و برتر از این محبتها و پر شور تر ا از این مهرها و مهروزی هاست و با امتیازاتی وصف ناپذیر همراه است . این سخن گزافه نیست اگر بگوییم که در سراسر گیتی و در کران تا کران عصرها و نسل ها ؛ خواهر و برادری نبوده و نخواهد بود . که میانشان مهر و عطوفتی به سان مهر و عطوفت حسین و زینب ( علیه السلام ) نسبت به یکدیگر باشد ؛ چرا که هر کدام از این دو انسان بزرگ منش در میدان محبت خالصانه و صفای دل نسبت به یکدیگر از همه فرزندان انسان ممتاز شده و رکورد مهر و صفا و ایثار و فداکاری و از خود گذشتگی را شکسته اند . راستی چرا این گونه نباشد در حالی که این دو گل زیبای پیامبر در دانشگاه آسمانی و زمینی آموزش دیده و از یک خاستگاه ادب آموخته و در کنار هم بالیده و شاخه پر بار و بر یک درخت سایه گسترده اند . این مهرو ارادت متقابل ؛ تنها از دریای عواطف خانوادگی آنان برنمی خیزد بلکه ازعمق شناخت متقابل شخصیت و ویژگیها و ارزشهای معنوی و انسانی و آگاهی از شکوه و عظمت یکدیگر سرچشمه می گیرد . زینب ( سلام الله علیها ) ؛ برادرش را نیک می شناسد که سالار جوانان و جوانمردان بهشت و گل خوشبوی بوستان پیامبر است ؛ و نیز می داند که خدا برادرش را در آیات بسیاری از قرآن به سان آیه مباهله ؛ قربی ؛ تطهیر ؛ سوره هل اتی ؛ و دیگر آیات و سوره های قران ستوده است . افزون بر این زینب ( سلام الله علیها ) سالها با برادرش در یک خانه تاریخ ساز زیسته و هماره توحید گرایی و یکتا پرستی ؛ نماز و نیایش ؛ منش انسانی و والایی های اخلاقی و معنویت و کمال وصف ناپذیر او را شاهد بوده و به خوبی موقعیت شکوهبار برادر را در بارگاه خدا و پیامبر و مردم آگاه و کمال جو شناخته است . او می داند که حسین ( علیه السلام ) پیشوای آسمانی است و از جانب خدا به امامت وهدایت مردم و جانشینی پیامبر برگزیده شده است و روشن است که چنین انسان والایی به ویژگیهای امامت راستین ؛ نظیر دانش گسترده ؛ آگاهی از همه علوم و فنون ؛ ویژگی مصونیت از گناه و لغزش دیگر ویژگیهای امام معصوم آراسته است . در برابر آن شناخت و مهر و عطوفت ؛ از این سو هم امام حسین ( علیه السلام ) خواهرفرزانه اش را آن گونه که شایسته است می شناسد و از همه برتری ها و ویزگی های علمی و معنوی و اخلاقی و انسانی او آگاه است . با عنایت به این شناخت متقابل این برترین برادر و خواهر گیتی اینک برای ما ممکن است که برخی از رازهای دلبستگی آتشین میان آن دو را بشناسیم ؛ و به رمز احترام متقابلیکه میان آنان جریان داشت پی می بریم . بریا نمونه در این مورد آورده اند که : روزی امام حسین ( علیه السلام ) قرآن شریف رادر برابر خود داشت و آیات جان بخش آن را تلاوت می نمود و در آن می اندیشید . درستدر اوج تلاوت و اندیشه بود که خواهرش زینب ( سلام الله علیها ) به دیدار او آمد . آن حضرت با آمدن خواهر به پا خواست و در حالی که قرآن را روی دست داشت ؛ به منظور ادای احترام به زینب ( سلام الله علیها ) به پیشواز از او رفت . جمعه هشتم بهمن 1389 :: 22:1 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
ورود به مدینه
روز رسیدن کاروان اهل بیت ( علیه السلام ) به مدینه روز جمعه بود . حضرت زینب ( سلام الله علیها ) به یاد روزهای شیرینی افتاد که با برادرش حسین بود و گویا همه آن روزها بی اختیار در ذهنش تداعی می شد و ایشان را دگرگون تر می کرد ، به گونه ای که با سینه ای سوزان و پر درد فرمودند : آه از جدایی و دوری ! ای کاش مرگ به سراغم می آمد ! زندگی برایم بدون حسین بی معناست . سپس خطاب به شهر مدینه فرمودند : ای مدینه جدم : چه شد آن روزی که با خوشحالی و شادمانی با عزیزانمان از تو بیرون آمدیم ولی امروز با اندوه و گرفتاری و حوادث ناگوار به سوی تو برگشتیم ، در حالی که مردانمان کشته شدند و جمعمان پراکنده شده است . حضرت زینب ( سلام الله علیها ) رو به سوی کربلا کردند و فرمودند : برادرم حسین ای نور دیده ام شهادتت ما را غرق ماتم و اندوه کرد ، ای کاش قبل از این با دنیا وداع کرده بودم . امام سجاد ( علیه السلام ) پس از استقرار در خارج از مدینه بشیر را که در میان کاروان حضور داشت نزد خود طلبید و از او خواست نزد اهالی مدینه رود و آن ها را از مکان استقرار اهل بیت و شهادت امام حسین ( علیه السلام ) و مصائب اهل بیتش مطلع کند و برایشان مرثیه بخواند . بشیر پس از شنیدن سخنان امام سجاد ( علیه السلام ) به مسجد مدینه کنار قبر پیامبر رفت و با صدای بلند گریست و گفت : هان ای مردم مدینه : چگونه می توانید در این شهر اقامت کنید در حالی که حسین ( علیه السلام ) کشته شده است و این اشک های من است که بر مصیبت او روان است . آه پیکر مقدس به خاک و خون آغشته او را در کربلا گذاشتند و سرش را بر نیزه شهر به شهر گردانیدند . بشیر در شهر می گشت و خبر ورود اهل بیت ( علیهم السلام ) در خارج از مدینه را به مردم می داد و می گفت : اینک امام سجاد ( علیه السلام ) و سایر بازماندگان قافله کربلا در بیرون مدینه اقامت دارند . اهالی مدینه پس از اطلاع از شهادت امام حسین ( علیه السلام ) و هتک حرمت اهل بیتش دگرگون شدند و ناباورانه اشک ریختند و بر سر و صورت خود زدند و زنان از شدت حزن و اندوه گریبان چاک زدند و موهای خود را پریشان کردند . مردم در رفتن به بیرون از مدینه بر یکدیگر سبقت می گرفتند به طوری که بشیر می گوید : از شدت ازدحام اسبم را رها کردم و سراسیمه خود را به بیرون مدینه نزد خیام آل محمد ( صلی الله علیه و آله وسلم ) رساندم و با مشقت و زحمت توانستم جایی را باز کنم و در مقابل خیمه امام سجاد ( علیه السلام ) بایستم . صدای شیون و ناله مردم فضا را پر کرده بود . جای جای مدینه پس از ورود اهل بیت ( علیه السلام ) رنگ مصیبت به خود گرفت و مردم غرق ماتم و عزا شدند و آن روز بی قراری در مدینه موج می زد و همچون دریایی طوفانی بود که لحظه ای آرام و قرار نداشت ، همه مردم اشک می ریختند و ناله می کردند و غریبانه مولایشان را می خواندند فضای مدینه آکنده از آه و ناله شده بود و گوئی مصیبت رحلت رسول خدا دوباره اتفاق افتاده بود .
وقتی حضرت زینب ( سلام الله علیه ) وارد مدینه شدند ، ام البنین شتابان نزد حضرت زینب ( سلام الله علیه ) آمدند و جویای حال فرزندشان شدند زینب ( سلام الله علیها ) به ایشان فرمود : همه آنها در سرزمین کربلا کشته شدند . ام البنین از صمیم قلب فرمود : روح همه آنها فدای حسین ، سپس از حضرت پرسید : فرزندم حسین کجاست ؟ حضرت فرمودند : او را با لبانی تشنه کشتند . ام البنین محکم با دست بر سرش زد و شروع به گریستن کرد و ندای واحسیناه سر داد . حضرت زینب ( سلام الله علیها ) به ام البنین فرمودند : زره فرزندت عباس را برایت یادگاری آورده ام . و ام البنین هنگام دیدن زره خونین فرزندش عباس بیهوش بر روی زمین افتاد . اهالی مدینه برای دلجویی از اهل بیت در نقاط مختلف مدینه به مدت پانزده روز مجالس عزا برای امام حسین ( علیه السلام ) بر پا کردند و شلوغ ترین مجالس مجلس امام سجاد و حضرت زینب ( علیهم السلام ) و رباب و ام البنین بود که جمع زیادی از مردم در آن حاضر می شدند . سه شنبه بیست و هشتم دی 1389 :: 17:35 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
تاریخچه بارگاه امام حسین ( علیه السلام )
تردیدی نیست که بدن مقدس امام حسین ( علیه السلام ) را در کربلا در همان محل شهادت دفن کردند . ولی راجع به سر مبارک ایشان اختلاف است . بعضی دمشق و برخی عسقلان و گروهی مدینه در قبر فاطمه و جمعی نیز در نجف نوشته اند و بیشتر از همه شیعه معتقد است که سر مبارک امام حسین ( علیه السلام ) به دست حضرت سجاد ( علیه السلام ) سپرده شد و آن حضرت به کربلا برد و به تن شریفش ملحق کرد و دفن فرمود . مشهد الحسین و محل راس الحسین در قاهره ؛ مقام الحسین در کوفه و عسقلان و نجف همه محل تلاقی آن سر مبارک بوده ولی محل دفن کربلای معلی است . علامه مجلسی نیزمی نویسد به اتفاق نظر علمای امامیه سر مطهر به بدن ملحق و مدفون شد . درباره قتلگاه باید گفت : زمین کربلا پستی و بلندی بسیاری داشت و امام زمین پستی را برای مصرع خویش انتخاب فرمود که به گودال قتلگاه معروف است و در همان جا شهید شد . گودال قتلگاه هم اکنون دارای سقفی است و روی آن صندوق مبارک نهاده شده است و روی صندوق ضریح قرار دارد که در میان روضه منوره است و روضه در بین دو مسجد بالا و مسجد پشت سر قرار دارد . در طرف پایین پا در زاویه روضه ؛ قبورشهدا می باشد و این مجموعه اکنون حرم حسینی را تشکیل می دهد .
صندوقی که هم اکنون بر روی مرقد مبارک است در نهایت استحکام و ظرافت به رنگ های مختلف خاتم شده و با عاج شاهکارهای صنعت را در آن به کار برده اند . این صندوق در عصر شاه طهماسب دوم یا زمان شاه سلطان حسین ساخته شده و تاریخ ساخت آن 1133 نوشته شده است ولی در سال 1216 در اثر غارت و آتش زدن وهابی ها مقداری ار آن سوخت که از سال 1219 تا 1225 آن را تکمیل و تعمیرنمودند و با عاج سوره هل اتی و سایر سور کوچک قرآن به طور عمودی و افقی در اطراف کنده های بالا و پایین نقش شده است . ضریح مقدس
1- در ابتدا ضریح فولادی بوده است . 2- آن ضریح نقره ای که قوایم آن از چوب جنگلی و از هند تقدیم گردید . 3- ضریحی که فتحعلیشاه قاجار تقدیم کرد . 4- ضریح نقره دیگری که ناصرالدین شاه تقدیم نمود که مشبک بوده و هر رکنی پنج شبکه در طول و چهار شبکه در عرض داشت . ضریح کنونی از هند از طرف شیعیان و دوستان تقدیم شده وبسیار مجلل و جالب توجه است . ضریح مقدس از نقره خالص ساخته شده است و ارتفاع آن 3 متر می باشد و بالای آن مکلل به طلا و منقوش به خطوط طلایی است . بالای ضریح گنبد بزرگی است که از داخل ؛ بسیار بدیع است و همه مزین به آینه کاری و نقاشی است و بسیاری از جاهای آن مینا کاری شده است . در داخل گنبد دو کتیبه وجود دارد که به خط سفید تمامی اطرلف روضه را در بر گرفته ؛ درکتیبه بالا سوره هل اتی و سوره های کوچک قرآن نگاشته شده و تاریخ آن 299 ه.ق می باشد و همچنین در کتیبه پایین سوره اذا جایک المنافقون و سوره دیگر قرآن است که تاریخ آن نیز1320 ه. ق است .
به نقل کتاب تحفه عالم ؛ طلا کاری قبه امام حسین ( علیه السلام ) از سلطان محمد خان قاجار است که در سال 1207 صورت گرفت . در عهد فتحعلیشاه اهالی کربلا نوشتند که طلاهای گنبد سیاه شده است و او هم دستور داد طلاهای سیاه را به طلاهای بهتری بدل کنند . در دو طرف گنبد از هر طرف قبله دو مناره است که انها نیز مانند گنبد زرند و بعدها مناره غربی تجدید شد . در صحن مطهر مناره ای به نام مناره العبد می باشد . حر مطهر دارای هشت درب است که سه دربه روضه و پنج در به مسجد باز است و بین روضه و مسجد اکنون فاصله نیست و مساجد هم اینک داخل روضه منوره و حرم مطهرواقع است .در زاویه جنوب شرقی حرم روضه شهدا می باشد که همه در یک ضریح واقع است و دارای صندوقی می باشد . صحن مطهر مربعی است که هر ضلع آن تقریبا صد متر می باشد و در هر ضلع هجده غرفه محرابی شکل واقع شده است . در ضلع شمالی یک درب بزرگ و در ضلع جنوبی روبه روی ایوان دربی دیگر به نام زینبیه ؛ در ضلع شرقی سه درب و در ضلع غربی فقط یک درب بزرگ وجود دارد . بقعه و بارگاه اباعبدالله الحسین ( علیه السلام ) نیز در وسط همین صحن متبرک بنا شده است . چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389 :: 15:9 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
مختصری بر زندگی امام حسین علیه السلام
امام حسین علیه السلام فرزند دوم امیرالمومنین علی علیه السلام
و حضرت فاطمه سلام الله علیها است که در سال چهارم هجری قمری
متولد گردید ، مشهورترین کنیه آن حضرت اباعبدالله و مشهورترین
القاب ایشان سیدالشهدا است .
عمر آن حضرت را ۵۷ سال نوشته اند امام حسین علیه السلام پس
از شهادت برادر بزرگوار خود امام حسن علیه السلام به امر خدا و
طبق وصیت برادرش به امامت رسید و مدت ۱۱ سال امامت نمود
که تمام این مدت به استثنای تقریبا ۶ ماه آخر آن ، هم زمان با
خلافت معاویه بود .
آن حضرت در سخت ترین اوضاع و ناگوارترین احوال با نهایت
اختناق زندگی می فرمود . زیرا معاویه و دستیاران او از هر
فرصتی برای دگرگون کردن اسلام و از میان بردن اهل بیت و
شیعیانشان و محو نمودن نام علی علیه السلام استفاده می کردند.
بدین جهت امام حسین علیه السلام هر گونه شکنجه و آزار روحی
را از معاویه و دستیاران وی تحمل می کرد تا این که در اواسط
سال ۶۰ هجری معاویه درگذشت و پسرش یزید به جای وی نشست .
یزید پس از درگذشت معاویه به والی مدینه دستور داد که از امام
برای وی بیعت بگیرد و گرنه گردنش را بزند و سر او را به
شام بفرستد .
پس از آن که والی مدینه درخواست یزید را به حضرت ابلاغ کرد ،
آن حضرت با خاندان خود به سوی مکه حرکت فرمود و به حرم
خدا که در اسلام محل امن می باشد پناهنده شد . این واقعه در اواخر
ماه رجب و اوایل ماه شعبان سال ۶۰ هجری رخ داد و امام حسین
علیه السلام تقریبا ۴ ماه در مکه به سر برد و این خبر به تدریج در
بلاد اسلامی منتشر شد .
اقامت امام حسین علیه السلام در مکه ادامه داشت تا این که موسم حج
فرا رسید و مسلمانان گروه گروه وارد مکه شدند و مهیای انجام
مناسک حج گردیدند .
آن حضرت اطلاع پیدا کرد که جمعی از افراد یزید به عنوان حاجی
وارد مکه شده اند . و ماموریت آنها این است با سلاحی که در زیر
لباس احرام دارند ، آ ن حضرت را در اثتای عمل حج به قتل
برسانند . امام حسین علیه السلام چون جانش در خطر بود و نیز
برای حفظ حرمت خانه خدا تصمیم به حرکت گرفت و در میان
مردم سخنرانی کوتاهی کرد و حرکت خود را به سوی عراق خبر
داد . او در این سخنرانی کوتاه شهادت خود را گوشزد کرد و از
مسلمانان استمداد طلبید تا در این راه یاریش نمایند و خون خود را در
راه خدا بذل نمایند .
فردای آن روز با خاندان و گروهی از یاران خود رهسپار عراق شد .
امام راه کوفه راپیش گرفت . در اثنای راه خبر یافت که والی یزید
در کوفه نماینده امام را با یک نفر از معاریف شهر که طرفدار
جدی نماینده امام بود کشته است و به دستور او ریسمان به پایشان
بسته و در کوچه و بازار کوفه کشیده اند . همچنین شهر و نواحی
کوفه تحت مراقبت شدید در آمده و سپاه بی شمار دشمن در انتظار
امام به سر می برند و راهی جز کشته شدن در پیش نیست .
همین جا بود که حضرت از شهادت خود خبر داد ، ولی مسیر خود
را تعغیر نداد و سر انجام به کربلا رسید و به محاصره لشکریان
یزید در آمد . آن حضرت ۸ روز در کربلا توقف داشت و در این
مدت حلقه محاصره هر روز تنگ تر و سپاه دشمن افزون تر می شد .
بالاخره آن حضرت و خاندان و یارانش که تعداد بسیار کمی بودند
در میان حلقه های متشکل از ۳۰هزار مرد جنگی قرار گرفتند .
آخر روز تهم ماه محرم آخرین تصمیم دشمن به امام ابلاغ شد و
آن حضرت شب را برای عبادت مهلت گرفت ومصمم به جنگ
فردا گردید. روز دهم محرم سال ۶۱ هجری امام با جمعیت کم
خود متشکل از همراهان سابق امام و آنان که تازه در شب و روز
جنگ از لشکر دشمن به امام پیوسته بودند همراه با خویشاوندان خود
در برابر لشکر دشمن صف آرایی نمودند و جنگ در گرفت . آن
روز از بامداد تا عصر جنگیدند و امام و سایر جوانان هاشمی و
یاران وی تا آ خرین نفر شهید شدند . زنان و کودکان خاندان رسالت
همه به اسارت در آمدند . لشکریان دشمن خیمه های آنان را آتش
زدند و بر جنازه شهدا اسب تاختند و سرهای شهدا را از تن ها جدا
نمودند و بر نیزه ها کردند .
قیام امام حسین علیه السلام بر ضد یزید بن معاویه و امتناع از بیعت
با یزید و استقبال او از شهادت در راه اسلام ، برنامه حکومت آل
ابی سفیان راکه انقراض اسلام و بازگردانیدن آثار جاهلیت بود ،
نابود کرد و امام حسین را از برجسته ترین چهره های دینی و
سیاسی تاریخ اسلام نمود همانگونه که چنین هم بود
دوشنبه بیست و سوم فروردین 1389 :: 20:46 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
خصائص امام حسین علیه السلام
ویژگی های آن حضرت فراوان است و باید گفت : امام حسین علیه السلام همه چیزش مخصوص است .مرحوم شیخ جعفر شوشتری کتاب جداگانه ای در این خصوص تالیف نموده اند . اشاره به برخی از این ویژگی هادر ذیل زینت بخش خواهد بود. ۱- امتیاز نور ان بزرگوار در عالم بالا، که این امتیاز در آن عالم به لحاظ نسبتی است که با نور رسول خدا دارد، و در این عالم امتیاز آن این است که سبب حزن و اندوه می باشد . ۲- عظمت جد و پدر و مادر و برادر و خواهر که برای هیچ کس جمع نشده است . ۳- محبت شدید رسول اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) و امیر المومنین (علیه السلام) و حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) به آن حضرت . ۴- مقام شفاعت آن بزرگوار را احدی ندارد ، چون خداوند عوض شهادت این مقام را به آن حضرت عطا فرموده است ، با آنکه دیگران هم در روز قیامت شفاعت می کنند ولی به غیر از چهارده معصوم همه احتیاج به شفاعت آن بزرگوار دارند . ۵- ائمه اطهار (علیهم السلام) از نسل آن حضرتند. ۶- هزاران سال پیش از تولد امام حسین (علیه السلام) خداوند به وسیله جبرئیل پیامبران و اوصیاء را از شهادتش مطلع نمود . ۷- عظمت اصحاب آن بزرگوار . ۸- ویژگی هنگام تولد و حمل آن حضرت. ۹- عظمت آن بزرگوار در عالم آخرت . ۱۰- عظمت آن حضرت در برزخ . ۱۱- برپا شدن عزای آن حضرت در قیامت و تظلم حضرت زهرا (سلام الله علیه ) درباره امام حسین . ۱۲- اخلاق نمونه و صفات حمیده و برجسته آن بزرگوار. ۱۳- عبادت آن حضرت ، همچون نماز آن بزرگوار که مخصوص خودش بود . ۱۴- فضائل و ثواب گریه بر آن حضرت . ۱۵- شرف وعظمت کربلای آن حضرت بر تمام زمین ها . ۱۶- ثواب زیارت آن حضرت قابل وصف نیست که درباره هیچ یک از معصومین به این مقدار وارد نشده است . ۱۷- سفارش به پا داشتن مجالس عزاداری آن حضرت . ۱۸- توسل به آن حضرت نزدیک ترین راه به سوی خداوند است. ۱۹- استغاثه به آن حضرت تمام گرفتاری ها را برطرف می کند. ۲۰- امید گنهکاران و باب نجات امت امام حسین (علیه السلام) است
۲۱- خداوند در عوض شهادت شفا را در تربت آن حضرت قرار داده است . ۲۲- فضیلت تربت آن بزرگوار و سجده بر آن . ۲۳- خوردن هر خاکی حرام است مگر تربت آن بزرگوار به قصد استشفا . ۲۴- حرم آن حضرت یکی از چهار مکانی است که مسافر می تواند در آنجا نماز را تمام بخواند . ۲۵- امام حسین (علیه السلام) یکی از درهای بهشت است . ۲۶- امام حسین (علیه السلام ) از هیچ بانویی شیر نخورد و تغذیه او منحصرا توسط رسول اکرم انجام می شد بدین طریق که هر روز حضرت زبان مبارکش را در دهان امام حسین قرار می داد و او می مکید و سیر می شد . ۲۷- سالار شهیدان آینه تمام نمای حضرت رسول اکرم بود . ۲۸- در شب میلاد آن بزرگوار به احترام حضرتش آتش جهنم خاموش شد . ۲۹ - هنگام ولادت امام حسین ملائکه به ریاست جبرئیل گروه گروه بر رسول اکرم نازل می شدند و به آن حضرت تبریک می گفتند . ۳۰- املین مولودی که هنگام ولادت او جد و پدر و مادرش گریستند . ۳۱- هر یک از معصومین نام آن بزرگوار را می بردند می گریستند . ۳۲- امام حسین (علیه السلام) آنقدر هیبت و ابهت داشت که امام حسن (علیه السلام) هیبت او را در سطح هیبت امیر المومنین می انگاشت ۳۳- به هنگام شهادت سالار شهیدان بادهای سرخ وزیدن گرفت ، هوا تیره و تار شد به طوری که کسی چیزی را نمی دید و تا هفت روز افق سرخ بود شبها نیز آسمان به رنگ خون میشد هر سنگی بر میداشتند زیر آن خون جاری میشد و دهها آثار و دگرگونی در اجسام که بعضی از آنها هنوز هم ادامه دارد از جمله جاری شدن خون از درخت چنار زرآباد از توابع قزوین . ۳۴- عذاب قاتل آن حضرت از همه اهل جهنم بیشتر است. ۳۵- مطابق روایات فراوانی اولین کسی که در رجعت بر می گردد سالار شهیدان حضرت ابا عبد الله الحسین می باشد . ۳۶ - دعا در حرم امام حسین مستجاب است . ۳۷- امام حسین( علیه السلام ) وارث مصائب و فضائل و کمالات همه پیامبران است . ۳۸- تولد آن حضرت در ماه شعبان است که شهادت هیچ کدام از معصومین در آن ماه نقل چنشده است و شهادت آن بزرگوار در ماه محرم است که تولد هیچ یک از معصومین در آن ماه اتفاق نیفتاده است . ۳۹ - صبر ان حضرت ، که آن بزرگوار تمام مراتب صبر را دارا بودند . ۴۰ - خصوصیات زیارت آن حضرت : الف : در زیارت حضرت سید الشهدا علاوه بر سلام بر خود آن مظلوم بر اعضاء و جوارح آن بزرگوار سلام داده می شود . ب : هنگام زیارت آن بزرگوار هفت بار باید گفت لبیک داعی الله
اللهم عجل لوليک الفرج ![]()
تبلیغات
منوي اصلي حدیث تاریخ موضوعات
سايت هاي مفيد
|
||