
|
اللهم عجل لوليک الفرج
یا حسین
آخرين مطالب
![]() یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390 :: 14:44 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
نگاهی کوتاه به زندگی و شخصیت سید علامه بحرالعلوم
طلوع فرخنده سید مهدی که بعدها به بحرالعلوم ملقب شد ، در شب جمعه سال 1155 هـجری قمری در شهر کربلا دیده به جهان گشود و با طلوع فرخنده خود فضای منزل پدرش ، سید مرتضی طباطبائی را عطرآگین و نورانی ساخت ، شبی که سید به دنیا آمد ، پدر روحانی و پرهیزکارش در عالم خواب دید که امام رضا (علیه السلام ) دستور دادند به یکی از اصحاب خویش بنام محمدبن اسماعیل بن بزیع که شمعی برفراز بام سید مرتضی برافروزد ، وقتی محمدبن اسماعیل آن شمع را روشن کرد ، سید مرتضی می گوید : مشاهده کردم ، نوری از آن شمع به آسمان بالا رفت که نهایت نداشت ، پس تعجب کردم و با خود گفتم این چه بود که من دیدم ؟ که ناگهان از خواب بیدار شدم و در همان ساعت خبر تولد سید مهدی را برایم آوردند ، شیخ عباس قمی می نویسد : شکی نیست که آن شمع علامه بحرالعلوم بود ، که دنیا را با نور خود روشن کرد و از روشنایی نور او ، عالم منوّر شد و مقام والای وی زبانزد عام و خاص گردید ، او یگانه روزگار و احیاگر و زنده کننده ی آداب و رسوم اسلامی درجهان بود . اقامت در نجف اشرف سید بزرگوار پس از فراگیری مقدمات علوم در کربلا به سال 1169 هجری قمری رهسپار نجف اشرف شد تا در حوزه علمیه بزرگ این شهر به تکمیل تحصیلات خود بپردازد . بحرالعلوم در اندک زمانی با بهره گیری از محضر دو استاد بزرگ یعنی وحید بهبهانی و شیخ یوسف بحرانی توانست مدارج علمی را به سرعت طی کند و بالاخره با سعی و کوشش فراوان ، عالمی فقیه و دانشوری اصولی و فرزانه ای بزرگ گردد . وحید بهبهانی در اوخر عمر مردم را در مسائل و فتواهای احتیاطی به سوی سید راهنمایی می کرد و او را مجتهدی جامع الشرایط می دانست . آرى ! بالاخره با درگذشت بهبهانی در سال 1186 هجری قمری علامه بحرالعلوم در حالی که سی سال بیشتر نداشت عهده دار مقام مرجعیت شد . مرد فضیلت و تقوا سید ، مرد فضیلت و تقوا و نمونه کامل از اخلاق نیکوی انبیاء بود . بحرالعلوم ، معلم اخلاق و انسانیت و از مصادیق بارز اخلاق نیکو به شمار می رفت . اگر کسی بخواهد انسان های وارسته بعد از پیامبران و ائمه معصومین علیهم السلام را بشمارد، باید این مرد عالی مقام را در رده ی اول قرار دهد . او نمایشگر اخلاق پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) و راهگشای راه تزکیه و سیر وسلوک و از پیروان واقعی خط عرفان الهی بود . از نظر تواضع و فروتنی در مرتبه عالی قرار داشت . برای مردم ، پدری رئوف و مهربان به حساب می آمد . وقتی کسی به خدمت او میرسید از دیدارش سیر نمی شد ، آرزو می کرد گفتگو با او طولانی تر شود . هنگام حضور در مجلس درس و بحث ، به دلیل اخلاق خود ، شاگردان پروانه وار، دور او را می گرفتند . آنها شیفته او بودند ، شاگرد بلند آوازه ی او مرحوم کاشف الغطاء ، درباره ی شخصیت استادش چنین می گوید : همه فضایل و اخلاق شایسته در او جمع شده بود و در دنیا هیچ فضیلتی نیست مگر اینکه از حضور او صادر شده و او دارای آن فضیلت است . چه خوش است صوت قرآن .... میرزا حسین لاهیجی رشتى ، از زین العابدین سلماسی همراه همیشگی سید بحرالعلوم ، چنین نقل می کند که روزی با سید وارد حرم مطهر امیرمومنان علی(علیه السلام ) شدیم ، ناگهان بحرالعلوم شروع به خواندن این شعر کردند : چه خوش است صوت قرآن زتو دلربا شنیدن به رخت نظاره کردن سخن خدا شنیدن پس از آن از ایشان پرسیدم: علت خواندن این بیت چه بود؟ ایشان فرمودند : چون وارد حرم حضرت علی(علیه السلام ) شدم دیدم حضرت حجت بن الحسن ( ارواحنا لتراب مقدمه فداه ) در بالای سر با آوازه بلند مشغول تلاوت قران است . چون صدای آن بزرگوار را شنیدم این شعر را خواندم . سید با سر و پای برهنه در میان عزاداران در سابق رسم بود که علمای شیعه مقیم نجف اشرف در روز عاشورا پیاده به کربلا می رفتند . در بین راه محلی وجود داشت به نام طویرج که چهار فرسخ با کربلا فاصله داشت و در این روز دسته های سینه زن از آنجا به طرف کربلا حرکت می کردند و علما و مراجع به آنها ملحق شده و با آنان سینه می زنند . سید مهدی بحرالعلوم با عده ای از طلاب به استقبال دسته سینه زنی طویرج رفتند . عشق و شور عجیبی در این دسته به چشم می خورد همه بر سر و سینه می زدند و هر آن شور و شوقشان بیشتر می شد و طنین آن در فضا شکسته می شد و حال تماشاچیان را منقلب می کرد . آرى ! خدا در جان و تنشان ، روح و عشق حسینی دمیده بود . در این حال بود که ناگهان علامه بحرالعلوم ، مجتهد طراز اول جهان تشیع ، عمامه و عبا را زمین گذاشت و با سر و پای برهنه میان جمعیت عزادار رفت و مثل سایر سینه زنها بر سر و سینه ی خود زد . برای لحظاتی همه غافلگیر شدند . طلاب و شاگردانشان هر چه کردند تا مانع بروز احساسات ایشان شوند، کاری از پیش نبردند . علامه خود را به دریا سپرده بود ، ضجّه می زد ، سر و رویش با خاک و خس آشفته شده بود . ناچار چندین تن از شاگردان قوی هیکل و خوش اندام ایشان ، اطراف وی را گرفتند که مبادا زیر دست و پا بیفتند و آسیب ببینند . شام غریبان زین العابدین سلماسى ، شاگرد مخصوص ایشان از علامه پرسید ، شما را به صاحب این شب مقدس سوگند می دهم به من بگویید چه شد که شما بی اختیار وارد دسته سینه زنی شدید و آنگونه به عزاداری پرداختید ؟ علامه در حالی که اشک می ریخت گفت : وقتی به دسته ی سینه زنی رسیدم ، دیدم حضرت بقیه الله (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) با سر و پای برهنه میان سینه زنها به سر و سینه می زنند و گریه می کنند من هم نتوانستم طاقت بیاورم ، پس در خدمت آن حضرت مشغول سینه زدن شدم . عنایت آقا محقق قمی صاحب کتاب قوانین می فرماید : من با علامه بحرالعلوم در درس آیت الله وحید بهبهانی شرکت می کردیم و هم بحث بودیم . اغلب من برای ایشان بحث را تقریر می کردم ، تا اینکه من به ایران آمدم و کم کم ، شهرت علمی سید بحرالعلوم به همه جا رسید و من تعجب می کردم تا زمانی که خدا توفیق عنایت فرمود و به زیارت عتبات مشرف شدم ، وقتی به نجف اشرف وارد شدم ، سید را ملاقات کردم . در خلال ملاقاتمان مسأله ای مطرح شد ، دیدم سید ، همچون دریای موّاج و عمیق به پاسخ مسأله پرداخت ، من با تعجب پرسیدم ؟ آقا ما که با هم بودیم شما این مرتبه را نداشتید و از من استفاده می کردید ، حال شما را مانند دریا می بینم ، سید فرمود : میرزا این از اسرار است که به تو می گویم تا من زنده ام به کسی نگو، و کتمان بدار، من قبول کردم . پس فرمود : چگونه این طور نباشم و حال آنکه آقایم مرا شبی در مسجد کوفه به سینه ی مبارک خود چسباند .این همه ثواب جای تعجب ندارد نقل شده است که علامه بحرالعلوم به قصد تشرّف به کربلا به راه افتاد . در بین راه راجع به مسأله گریه بر امام حسین(علیه السلام ) و ثواب و ارزش بی حصر و اندازه ی آن فکر می کرد ، همان وقت متوجه شد که شخص عربى ، سوار اسب به او رسید و سلام کرد و بعد پرسید : جناب سید درباره ی چه چیز فکر می کنی ؟ سید بحرالعلوم گفت : درباره این فکر می کنم که چطور می شود خدای تعالی این همه ثواب به زائران و گریه کنندگان حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام ) عطا می کند ، مثلاً برای هر قدمی که در راه زیارت آن حضرت برداشته می شود ، ثواب یک حج و عمره و برای هر قطره اشک ، تمام گناهان صغیره و کبیره اش آمرزیده میشود ؟ آن سوار عرب فرمود : تعجب نکن من برای شما مثالی می زنم تا مسأله برای شما روشن شود ، پادشاهی به همراه وزراء و درباریان خود به شکار رفت در شکارگاه از همراهانش دور افتاد و دچار رنج و گرسنگی و تشنگی شد در آن تنهایی که راه و چاره ای نداشت ناگهان خیمه ای را دید و به طرف آن رفت ، در داخل آن خیمه پیرزنی با پسرش زندگی می کردند . آنها فقط یک بز شیرده داشتند که از طریق آن امرار معاش می کردند ، هنگامی که سلطان بر آنها وارد شد ، او را نشناختند ولی به خاطر پذیرایی از مهمان و نجات او از گرسنگی و تشنگى ، بُزشان را سربریده و کباب کردند . زیرا چیز دیگری برای پذیرایی نداشتند . سلطان شب را همان جا خوابید . و روز بعد از ایشان جدا شد و هر طوری بود خود را به قصر رساند . روزگار گذشت و بعد از مدتی پیرزن و پسرش بسیار فقیر و محتاج شدند پس به دربار آن سلطان رفتند و به حضورش رسیدند و از او تقاضای کمک کردند . سلطان تمام جریان را که بین او و این پیرزن و پسرش گذشته بود برای وزرای خود تعریف کرد و از آنها پرسید : اگر بخواهم پاداش مهمان نوازی پیرزن و فرزندش را داده باشم ، چه عملی را باید انجام دهم یکی از حضّار گفت : به او صد گوسفند بدهید . دیگرى ، که از وزیران بود ، گفتند : صد گوسفند و صد اشرفی بدهید . یکی دیگر گفت : فلان مزرعه را به ایشان بدهید . پس سلطان گفت : هر چه بدهم کم است زیرا آنها هر چه داشتند در طبق اخلاص گذاشتند و به من دادند حال اگر من همه ی تاج و تخت و سلطنتم را به آنها بدهم تازه سربه سر می شویم . پس سوار عرب به سید فرمود : حضرت سیدالشهداء (علیه السلام ) هر چه از مال و منال و اهل و عیال و حتی بدن بی جانش را همه و همه در راه خدا فدا نمود پس اگر خداوند این همه ثواب و پاداش برای زائران و گریه کنندگان امام حسین(علیه السلام ) معین کند باز هم نباید تعجب کرد زیرا خدا که نمی تواند خدائیش را به سیدالشهداء (علیه السلام ) بدهد پس هر پاداشی که در مقابل فداکاری امام حسین (علیه السلام ) به زائران و گریه کنندگان آن حضرت عطا کند باز هم اندک و ناچیز است . در این هنگام سوار عرب از نظر سید بحرالعلوم غایب شد! غروب آفتاب بیست و چهارم ذیحجه سال 1212 هجری قمری بود که روح بلند سید به ملکوت اعلی پیوست و با غروب غمگین خویش قلب عاشقان و شیفتگان مکتب اهل بیت (علیه السلام ) را داغدار و مجروح کرد . پس از آنکه خبر درگذشت بحرالعلوم در شهر نجف منتشر شد سیل عظیم مردم سینه زنان و گریه کنان دور جنازه سید را گرفتند و در سوگ آن اسوه ی تقوا و فضیلت به عزاداری پرداختند ، صدای ناله از شهر نجف اشرف بالا می گرفت ملائکه هم با مردم آن سامان همناله شده بودند . پس از اینکه جنازه مطهر سید بحرالعلوم بر دستان خیل عظیمی از مردم ، علاقه مندان و شاگردان آن یگانه عصر تشیع گشت در صحن مطهر امیرمومنان (علیه السلام ) و در کنار مرقد شیخ طوسی به خاک سپرده شد .
پنجشنبه هجدهم اسفند 1390 :: 19:36 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
امام رضا علیه السلام : در شگفتم که چگونه کسی که دنیا را آزموده و تغییرات آن را به چشم خود دیده باز دل به دنیا می بندد . بحار الانوار/ج 75/ص450 یکشنبه چهاردهم اسفند 1390 :: 21:24 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
امام حسن عسکری علیه السلام : کینه توز ؛ نا آرام ترین مردمان است . تحف العقول ص 488 دوشنبه هشتم اسفند 1390 :: 18:15 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
مختصری از زندگی نامه امام حسن عسگری
![]() امام حسن عسگری (علیه السلام) فرزند امام علی النقی (علیه السلام) میباشد و مادرش حدیثه بود البته نام وی را سلیل ؛ سوسن و ریحانه نیز نوشته اند که از زنان صالحه روزگار و دارای فضایل نفسانی به شمار می رفت . القاب مشهور آن حضرت عبارت است از عسکری ؛ سراج ؛ و ابن الرضا و کنیه ایشان ابو محمد می باشد . امام حسن عسکری (علیه السلام ) دارای صورتی گندم گون ؛ متوسط القامه و دارای پیشانی گشاده و بسیار با نزاکت بود و مفسری بی نظیر برای قرآن به شمار می رفت . ولادت با سعادت آن بزرگوار هشتم ربیع الثانی سال 232 هجری در مدینه رخ داد . مدت امامت امام حسن عسکری (علیه السلام) شش سال بود که در عصر زمامداری معتز عباسی ؛ مهتدی و معتمد عباسی سپری شد . در کارنامه این سه خلیفه که مقامی تشریفاتی داشتند نکته مثبتی به چشم نمی خورد و همه کارهای مهم به وسیله ترکان که گرداندگان اصلی حکومت بودند انجام می شد . درباره مهتدی باید گفت بسیاری از محققین ملاحظات سیاسی را انگیزه کردار او دانسته اند چنان که به زندان افکندن و تصمیم او بر قتل امام حسن عسکری (علیه السلام ) گواه این مطلب است . امام حسن عسکری (علیه السلام )تا شبی که خلیفه کشته شد در زندان به سر می برد آن حضرت در وقار و ارزش های اخلاقی از امتیاز بالایی برخوردار بود و نشانه های امامت و آیندم درخشان در چهره اش دیده می شد . به ایشان عسکری میگویند زیرا او و پدر بزرگوارش در مرکز لشکرگاه ( عسکر ) سامرا تحت نظر طاقوتیان عصر زندگی میکرد . یکی از کارهای مهم امام حسن عسکری ( علیه السلام ) تربیت شاگرد و حفظ فقه تشیع و اندیشه ناب اسلام در برابر مخالفان بود و در طول مدت عمرش تا آخرین حد امکان خط فکری تشیع را از گزند حوادث حفظ نموده و با پاسخ به شبهات و سوالات گوناگون از حریم دانشگاه جدش امام جعفر صادق ( علیه السلام ) محافظت نمود . زندگانی امام حسن عسکری ( علیه السلام ) را به دو دوره میتوان تقسیم کرد . دوره اول قبل از امامت به مدت بیست و دو سال و دوره دوم دوران امامت آن بزرگوار به مدت شش سال است . بنا به نقلی هجده هزار نفر از اکابر مسلمین در حوزه تدریس آن حضرت حضور داشتند . اولین کسی که با او بیعت کرد محمدبن عبدالله بن عبدلعالی بن مسعود شیرازی نابغه ایرانی بود امام عسکری (علیه السلام ) سفری از مدینه به شام ؛ ری و قم نمود و قرآن به خط حضرت علی (علیه السلام ) را در این سفر همراه خود داشت و اعلامیه ای صادر کرد که باید تمام مسلمین مساجد بسیاری بسازند و این فرمان به قدری اثر بخشید که در یک روز هفتاد مسجد بنا کردند . امام از لواسان به بغداد و سامرا تشریف برد . مسافرت امام عسکری ( علیه السلام ) به ایران و عراق ؛ مردم را متوجه خاندان آل علی (علیه السلام ) و سیادت بنی فاطمه نمود . تفسیری که امام حسن عسکری ( علیه السلام ) تالیف نمود از مهمترین تفاسیر قرآن بشمار می رود . آن حضرت در مدت شش سال امامتش سه سال آن را در زندان به سر برد و از این جهت که همیشه به عبادت و حسن معاشرت می پرداخت مورد احترام وزرای عباسی بود . آن حضرت سر انجام با نیرنگ معتمد عباسی مسموم شد و به شهادت رسید . ایشان قبل از شهادت مواریث انبیا و ائمه پیش از خود را به پسرش حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) سپرد . امام حسن عسکری (علیه السلام ) را در سامرا در کنار مزار پدرش دفن کردند . جمعه پنجم اسفند 1390 :: 0:9 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
پیامبر گرامی اسلام : هر كس از شما در خوردن قسم جدی تر است به جهنم نزدیك تر است . كنز العمال ، ج 11 ، ص 7 ، چهارشنبه سوم اسفند 1390 :: 23:5 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
آغاز سومین سال فعالیت پایگاه اینترنتی بین الحرمین ( زاهدان ) گرامی باد . منتظر نظرات شما جهت بهبود فعالیتهای پایگاه هستیم . اللهم عجل لوليک الفرج ![]()
یا ابوالفضل
منوي اصلي حديث موضوعات
سايت هاي مفيد
شبکه های شیعه |
||