تبليغاتX

http://up.vbiran.ir/images/oh4f0kmkwv9t9ilhu7b5.gif

پایگاه اینترنتی بین الحرمین زاهدان
 

Content on this page requires a newer version of Adobe Flash Player.

Get Adobe Flash player

به پایگاه اینترنتی بین الحرمین زاهدان خوش آمدید *** برای استفاده بیشتر از مطالب سایت از لینک موضوعات استفاده نمایید *** لطفا ما را از نظریات ارزشمند خود بهره مند گردانید و در نظر سنجی های سایت شرکت نمایید *** جهت اطلاع از نحوه دریافت احادیث سامانه پیام کوتاه ما به بنر سمت راست در بالای سایت مراجعه نمایید ** برای دریافت آخرین اخبار سایت در خبرنامه عضو شده تا پیامهای ما را دریافت نمایید *** *** اللهم عجل لولیک الفرج ***
امکانات سايت
            
سايت مراجع تقليد

 آيت الله سيد علي خامنه اي (مد ظله العالي)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله جواد تبريزي (رحمة الله علیه)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله محمد تقی بهجت (رحمة الله علیه‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله نوري همداني (مد ظله العالي‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله  سید صادق شیرازی (مد ظله العالي)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله لطف الله صافي (مد ظله العالي‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله ناصر مکارم شيرازي (مد ظله العالي‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله فاضل لنکرانی (رحمة الله علیه)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله سيد علي سيستاني (مد ظله العالي)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله وحيد خراساني (مد ظله العالي ‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله جوادي آملي (مد ظله العالي ‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله جعفر سبحاني (مد ظله العالي)

جهت دريافت كد لوگوي مراجع كليك كنيد
امام صادق علیه السلام :

جایگاه قبر امام حسین علیه السلام دری از درهای بهشت است .

کامل الزیارات ، ص 271 ، باب 89
  • تماس با ما
  • چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390 :: 17:14 ::  نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
    شهادت امام حسن مجتبی (عليه السلام )
    امام حسين (عليه السلام ) بعد از غسل و كفن و نماز، آن حضرت را به طرف

    مرقد شريف پيامبر( صلی الله عليه وآله و سلم ) حمل كردند .

     با ديدن اين منظره برای مروان و بقيه بنی اميه كه با سلاح و به همراه

     عايشه آمده بودند شكی باقی نماند كه می خواهند آن حضرت را در كنار

    پيامبر( صلی الله عليه وآلهو سلم ) دفن نمايند .

    لذا آمدند و مانع شدند ، و عايشه در حالی كه سوار درازگوشی بود گفت :

    مرا با شما چه كار است كه می خواهيد كسی را كه من او را دوست ندارم

    در خانه من دفن كنيد .

    مروان ملعون هم نظير اين مطالب را گفت ، و ابن عباس به او و عايشه جواب داد .

     فرزندان عثمان هم مانع شدند و گفتند : هرگز نمی شود كه عثمان در بدترين مكانها دفن شود

    و حسن با رسول خدا به خاك سپرده شود .

    امام حسين (عليه السلام)  فرمود : به خداوندی كه مكه و حرم را محترم گردانيده ،

     حسن (عليه السلام ) فرزند علی و فاطمه (عليهم السلام ) سزاوارتر است بر

    پيامبر( صلی الله عليه وآله ) از كسانی كه بدون اجازه داخل خانه او شده اند .

    بخدا قسم او سزاوارتر است از حمال خطاها عثمان، كه ابوذر را از مدينه بيرون كرد و

    عايشه جلو قبر پيامبر( صلی الله عليه وآله و سلم ) رفت و گفت :

    تا يك مو در سر من هست نخواهم گذاشت او را در اين جا دفن كنيد .

     در اينجا بنی مروان جنازه آن حضرت را تير باران كردند .

    بنی هاشم دست به شمشير بردند ، ولی امام حسين (عليه السلام ) مانع شده فرمودند :

    وصيت برادرم نبايد ضايع شود .

    سپس 70 تير از جنازه آن حضرت بيرون كشيدن  و اين در حالی بود كه

    امام مجتبی (عليه السلام ) به امام حسين (عليه السلام ) خبر داده بودند كه عايشه بعد از شهادت

    ايشان چه جنايتی را مرتكب می شود .

    پس از آن حضرت سيد الشهداء (عليه السلام ) كلماتی فرمودند كه اگر وصيت برادرم نبود

    می دانستيد كه شمشيرهای الهی در كجا و چگونه بر شما فرود می آمد .

     سپس بدن مطهر آن حضرت را به بقيع آوردند و در كنار جده اش فاطمة بنت اسد (عليها السلام )

     دفن نمودند .


  • تماس با ما
  • یکشنبه بیست و پنجم دی 1390 :: 17:4 ::  نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
    مختصری از زندگی امام حسن مجتبی ( علیه السلام )



    امام حسن مجتبی ( علیه السلام ) نخستین میوه پیوند فرخنده حضرت علی ( علیه السلام )

    با دختر پیامبر در نیمه ماه مبارک رمضان و به قول مشهور در سال سوم هجرت در شهر

    مدینه دیده به جهان گشود .مراسم نامگذاری و سایر آداب اسلامی مربوط به نوزاد توسط

    پیامبر انجام گرفت ونام حسن که گویا تا آن موقع در میان اقوام عرب مشهور نبود ؛ از طرف

    رسول خدا برای اوبرگزیده شد . ابن بابویه به سندهای معتبر از حضرت امام سجاد ( علیه السلام )

    روایت کرده است هنگامی که امام حسن ( علیه السلام ) متولد شد ؛

    حضرت فاطمه ( سلام الله علیها ) بهامیر المومنین علی ( علیه السلام ) فرمود : برای او

    نامی انتخاب کن . حضرت علی ( علیه السلام ) فرمود من هرگز در نامگذاری او بر پیامبر

     سبقت نمی گیرم . پس او را در جامه ای پیچیدند و به خدمت حضرت رسول

    ( صلی الله علیه و آله وسلم ) آوردند . پیامبر پرسید که او را نامی گذاشته ای آن حضرت فرمود :

    که بر شما سبقت نخواهم گرفت .

    حضرت رسول اکرم ( صلی الله علیه و آله وسلم ) فرمود که من نیز سبقت بر پروردگار

    خود نمی گیرم آن گاه حق تعالی به جبرییل امر کرد که نزد پیامبر برو و بگو که علی

    نسبت به تو به منزله هارون است به موسی . پس فرزند او را به نام پسر

    هارون نامگذاری کن .

    جبرییل بر آن حضرت نازل شد و آن حضرت را مبارک گفت و عرض کرد : خداوند فرموده است

    که این مولود را به اسم پسر هارون نامگذاری کن .حضرت فرمود اسم او چه بود ؟

    جبرییل گفت که اسم او شبر بود . آن حضرت فرمود : اما لغت من عربی است . جبرییل گفت او

    را حسن نام گذار . و به این ترتیب پیامبر او را حسن نامید .

    کنیه امام حسن مجتبی ( علیه السلام ) ابو محمد است و القاب آن بزرگوار سید ؛ سبط ؛ امین ؛

    حجت ؛ نقی ؛ زکی ؛ مجتبی و زاهد ذکر شده است .

    امام مجتبی ( علیه السلام ) از دوران پر عظمت پیامبر جد بزرگوار خود چند سالی را بیش درک

    نکرد و هفت ساله بود که پیامبر بدرود حیات گفت و به فاصله کوتاهی مادر گرامی او

    فاطمه زهرا ( سلام الله علیها ) نیز دیده از جهان فرو بست و یگانه عامل تسلی امام حسن و

    برادرش امام حسین ( علیهم السلام ) ؛ آغوش گرم و پر مهر پدرش علی ( علیه السلام ) بود .

    او از دوران جوانی از لحاظ علم و دانش ؛ چهره درخشان و ممتازی به شمار می رفت و

    به مشکلات مردم پاسخ می گفت . امام حسن ( علیه السلام ) دارای امتیازات اخلاقی و فضایل

    والایی بود . در سخاوت او همین کافی است که در طول عمر مبارک خود ؛ دو بار تمام اموال و

    دارایی خویش را در راه خدا انفاق نمود و سه بار دارایی خود را به دو نیم تقسیم کرد و نیمی از

    آن از را در راه خدا بذل کرد و نیمی را برای خود نگاه داشت .

    امام حسن مجتبی ( علیه السلام ) شجاعت و شهامت را از پدر به ارث برده بود . او در جنگ

    جمل از طرف حضرت علی ( علیه السلام ) مامور شد به کوفه برود و مردم را جهت شرکت در

    این جهاد مقدس دعوت کند و آن حضرت توانست علیرغم کار شکنی های استاندار کوفه که با

    علی ( علیه السلام ) رابطه خوبی نداشت ؛ نه هزار نفر از مردم کوفه را به میدان

    جنگ اعزام کند .

    او نه تنها در جنگ جمل در صف مقدم جبهه بود ؛ بلکه در نبرد صفین با سخنان پرشور و مهیج

    خود مردم عراق را برای سرکوبی سپاه شام دعوت کرد . وقتی او بر قلب سپاه دشمن

    حمله کرد ؛ امیر مومنین ( علیه السلام ) از یاران خود خواست تا او و برادرش حسین بن علی را

    از ادامه جنگ باز دارند که نسل پیامبر با کشته شدن این دو شخصیت قطع نشود .

    پس از شهادت حضرت علی ( علیه السلام ) امام حسن مجتبی ( علیه السلام ) به منبر رفت

     و درباره فضایل پدر بزرگوار خود خطابه ای ایراد کرد . در این موقع مردم کوفه

     گروه گروه برخاستند و با او به عنوان جانشین پیامبر و رهبر امت بیعت کردند و

    بدین ترتیب زمامداری جامعه اسلامی بر حضرتش به صورت واجب عینی در آمد .

    وقتی خبر شهادت حضرت علی ( علیه السلام ) به شام رسید ؛ معاویه با سپاهی گران و ارتشی

    منظم به سوی کوفه حرکت کرد تا زمام امور مسلمانان را به دست بگیرد و امام حسن

    ( علیه السلام ) را وادار به تسلیم نماید . اوضاع و شرایط نا مساعد داخلی عراق ؛ دست

    به دست هم داد و وضعیتی به وجود آورد که صلح با معاویه به عنوان یک مساله ضروری

    بر امام تحمیل گردد به گونه ای که حضرت جز پذیرفتن صلح چاره ای ندید و هر کس به

    جای او بود و در شرایط او قرار می گرفت ؛ چاره ای جز قبول صلح نداشت .

    عاقبت امام حسن ( علیه السلام ) توسط همسرش جعده و به تحریک و تطمیع معاویه ؛ به

    وسیله زهر مسموم گردید و شهید شد
  • تماس با ما
  • چهارشنبه چهاردهم دی 1390 :: 16:23 ::  نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان

    روز فراموش ناشدنی اربعین امام حسین علیه اسلام

    به نظر می رسد روز اربعین امام حسین علیه السلام روز بیستم از ماه صفر است ؛

    و همین روز بود که خاندان امام حسین ( علیه السلام ) بر سر راه خویش از شام به مدینه ؛

    به سرزمین کربلا و کنار تربت آن حضرت رسید .

    آن روز را بدان جهت روز اربعین خوانده اند که برابر با چهلمین روز شهادت پیشوای

    آزادگان امام حسین (علیه السلام ) و یاران ستم ناپذیر و آزادیخواه او بود .

    اما این نکته که آیا کاروان خاندان رسالت در چهلمین روز شهادت امام حسین ( علیه السلام )

    در سال شصت و یکم از هجرت به کربلا آمد یا اربعین سال بعد از شهادت ؛ از نکات

    پیچیده تاریخ است ؛ و یافتن پاسخ قطعی برای آن دشوار است . در این مورد میان

    حدیث نگاران و تاریخ نویسان هماره گفت و گو و بحث و درگیری کامل بوده است ؛

    چرا که گروهی از آنان بر آن هستند که خاندان پیامبر در همان اربعین سال اول به

    کربلا بازگشت ؛ و گروهی نیز بر آنند که اربعین سال بعد آمد ؛ و هر گروه نیز برای خود

    دلیل ها دارند و بررسی دلایل گروه و طرح بحث ها نیاز به مطالعه و پژوهش گسترده ای

    دارد که امید در فرصتی دیگر به این کار بپردازیم . اما آنچه اینک به نظر می رسد این

    است که این کاروان ؛ گویی از راه اردن به مدینه بازگشته است ؛ و هنگامی که به چهار

    راه حجاز و عراق رسید ؛ از نگهبانان همراه کاروان خواسته شد تا راه عراق را در

    پیش گیرند و کاروان را به سوی کربلا ببرند و نه به سوی مدینه ؛ و روشن است که گروه

    نگهبانان و فرمانده آنان نیز با آن سیاست جدید استبداد اموی و سفارش یزید به نرمش و

    مدار و رعایت حقوق و حرمت خاندان پیامبر ؛ جز فروتنی و حق پذیری چاره ای نداشتند .

    به همین جهت کاروان زینب و امام سجاد ( علیه السلام ) و همراهان او

    به سوی کربلا حرکت کرد .

    رسیدن آن کاروان آزادی بخش به کربلا برابر با روز بیستم صفر بود و همان روز هم

    جابر انصاری که از یاران به نام و بزرگوار پیامبر بود به همراه دوست و همسفر خویش

    عطیه عوفی که او نیز از بزرگان اسلام بود و نیز گروهی از مردان هاشمی برای

    زیارت تربت پاک پیشوای آزادگان به آنجا آمده بود . با رسیدن آنان به آن سرزمین

    عشق و ایمان ؛ گروهی از مردم روستاها و بخش های آن سرزمین نیز به آنان

    پیوستند و اجتماعی بزرگ از گروه ها و طبقات گوناگون جامعه در آنجا شکل گرفت .

    در حالی که همگی در شور حسین ( علیه السلام ) بودند و در سوگ او اشک

    می ریختند ؛ کنار تربت عطرآگین گل بوستان پیامبر و سالار جوانان بهشت گرد آمدند .

    آنان تربت او را با شور و شوق وصف ناپذیر زیارت می کردند و بر او سلام می گفتند ؛

    و در همان حال اندوه و ماتم بر چهره ها سایه افکند و امواج سوگ و غم قلب هایشان

    را می فشرد . دل ها از اندوه شعله ور بود و اشک ها آماده ریزش بر گونه ها ؛ اما همگی

    در انتظار یک شراره بودند تا جانها را به آتش کشد و به گریه در آورد و صدای شیون

    و فریاد را بلند کند . در این لحظه ها بود که کاروان ارجمند خاندان امام حسین علیه السلام

    به کربلا رسید و رسیدن آن در این لحظه ها ؛ همان شراره ای بود که همگی در انتظار

    آن بودند و با فراهم آمدن همه شرایط در یک لحظه صدای گریه و شیون بود که

    به آسمان بر خاست .

    زینب ( سلام الله علیها ) در آن شرایط و آن لحظه ها و آن سرزمین نقش سرنوشت ساز

    و شکوهباری داشت چرا که او قلب تپنده ی تلاشها و احساسات و عواطفی بود که در کربلا

    و در کنار تربت امام حسین ( علیه السلام ) پدیدار گردید و امواج روشنگر و ستم سوز

    آن به سوی جامعه ها روانه شد . تلاش ها و روشنگریها یی که با غم و اندوه آمیخته بود و

    از دل هایی شعله ور و غمزده زبانه می کشید .

    زینب سلا م الله علیها پس از رسیدن کاروان به سرزمین آگاهی و عشق ؛ به سوی تربت

    برادرش حسین ( علیه السلام ) رفت و هنگامی که به تربت اونزدیک شد  ندایش زمین و زمان

    را به لرزه در آورد که :

    وا  اخا ..... وا اخا ...... وا اخا

    همین واژه های ساده ای که از قلبی شعله ور بر می خاست ؛ موجی از اندوه و ماتم 

    را برانگیخت و باران اشکها را باراند و صدای گریه و شیون را در آن سرزمین

    شگفتی ها و در گذر تاریخ طنین افکن ساخت .

    خدا می داند آن گاه که بانوی اسلام رنج و اندوه خویش را در قالب واژه ها و جمله ها

    می ریخت و کنار تربت برادرش حسین ( علیه السلام ) بیان می کرد ؛ چه واژه های آکنده

    از شکایت از بیداد زمانه و ستم هایی که در سفر رنجبار اسارت بر او و

    خاندان امام حسین ( علیه السلام ) رفت به خاطره اش می گذشت ؟ ما چه می دانیم ؟

  • تماس با ما
  • بوی گل

    طایر گلزار  وحی! کجاست بال  و پرت ؟


                          که با سرت سر زدی به نازنین دخترت



    ز تند باد خزان شکفته تر می شوی

             

                      می شنوم هم چنان بوی گل از حنجرت



    به گوشه ی دامنم اگر چه خاکی بُوَد

          

                       اذن بده تا غبار بگیرم از منظرت



    تو کعبه من زائرت ، خرابه ام حائرت

                     

             حیف که نتوان کنم طواف دور سرت



    ببین اسیرم ، پدر! زعمر سیرم ، پدر!

                   

              مرا به همره ببر به عصمت مادرت



    فتح قیامت منم ، سفیر شامت منم

                    

             تویی حسین شهید ، منم پیام آورت



    منم که باید کنم گریه برای پدر

          

                              تو از چه گشته روان ، اشک زچشم تَرَت



    خرابه شأن تو نیست ، نگویم اینجا بمان

            

                بیا مرا هم ببر مثل علی اصغرت



    پیکر رنجور من گرفته بود التیام     

             

                       اگر بغل می گرفت مرا علی اکبرت



    این همه زخمت که هست بر سر و روی و جبین  




        نیزه و شمشیر و تیر چه کرده با پیکرت



    اگر چه میثم نبود به دشت کرب و بلا 

                  

           به نظم جان سوز خود گشته پیام آورت



    شاعر:حاج غلامرضا سازگار (میثم)


  • تماس با ما
  • حدیث
    تصاویر بین الحرمین
    تاریخ

    http://static1.cloob.com/public/user_data/gen_theme/273/818867_photo_bot.jpg

     
       
    in codo dar akhare ghesmate virayeshe ghaleb ghabl az tage gharar dahid

    ابزار هدایت به بالای صفحه