
|
اللهم عجل لوليک الفرج
آخرين مطالب
چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390 :: 16:57 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
دور شمع پیکرت ، گردیده ام خاکسترت ای به قربان تو و این رنگ زرد پیکرت از نفس های بلندت میل رفتن می چکد حق بده امشب بمیرم در کنار بسترت تا نگیرد خون تازه گوشه ی تابوت را مهلتی تا که ببندم دستمالی برسرت حیف شد ، از آنهمه دلواپسی کودکان کاسه های شیرمانده روی دست دخترت کاش می مردم نمی دیدم به خاک افتاده است هیبت طوفانی دلدل سوار خیبرت خلوت شبهای سوت و کور نخلستان شکست با صدای واعلی و وای حیدرحیدرت شهر کوفه تا نگیرد انتقام بدر را دست خود را بر نمی دارد پدر جان از سرت با شمایی که امیر کوفه اید اینگونه کرد الامان از کاروان دختر بی معجرت می روی اما برای صد هزاران سال بعد میل احسان می نماید غیرت انگشترت سروده علی اکبر لطیفیان *************************************** با تو ای فاطمه جان وقت ملاقات من است رویت ای یار علی قبله ی حاجات من است بر لب خونی من زمزمه ی یازهراست نامت آرام دل و رمز فتوحات من است وقت تنهایی من یاور و یارم بودی بر تو ای دخت نبی فخر و مباهات من است استخوان از گلویم ، خار زچشمم بردار گه نگاه و سخنت اوج مناجات من است عاقبت شان نزول من و تو شد تاویل سیلی ، آیات تو زخم سر، آیات من است تو و آن سینه ی مجروح ، من و فرق دوتا آن مدال تو این طرح موالات من است من و این چهره ی خونین تو آن روی کبود یعنی ای یاس علی روی تو مرآت من است سرو پهلوی شکسته دل و این دیده ی خون آن علامات تو این هم علامات من است سجده گاه من و تو ، هردو به خون آغشتند چه شبیه همه حالات تو حالات من است تو به دیوار و در افتادی و من در محراب این هم امضای قبولی عبادات من است گربه فریاد علی عشق تو صد جا برسد برزخی نیست در اینجا که خرابات من است سروده ی محمود ژولیده دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390 :: 18:34 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
امام حسن علیه السلام :
تحف العقول ص 236 یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390 :: 16:50 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
![]() اي دوست به پيغام تو شادم اگر آيد چشمم به در و پيك وصالت زدرآيد گويند سحر بوى سر زلف تو دارد بنشستهام ای دوست كه وقت سحر آيد در بين محبان تو هستم به سلامت اى آنكه كريمى و كريم زنده ز نامت آواز به لب دارم و طرف چمن آيم با نام تو بر درگه حق در سخن آيم تا اينكه در رحمت حق را بگشايى با ناله يا محسن حق الحسن آيم كرده غم ما در دل ناز تو اقامت اى آنكه كريمى و كرم زنده ز نامت اى سبزى و زيبايى بستان محمد سرسبزترين گل به گلستان محمد بر دست خدا در سحر ناز نشستى چون جاى تو باشد روى دستان محمد اين عرش نشينى بود از اوج مقامت اى آنكه كريمى و كرم زنده ز نامت ماه رمضان سفره لطف و كرم تست فقر من مسكين بخدا همّ و غم تست كردى تو سلامى عوض تهمت شامى يمشون على الارض به وصف قدم تست آيات خدا آمده در وصف مقامت اى آنكه كريمى و كرم زنده ز نامت سگ را ز سر سفره خود طرد نكردى با دشمن خود آنچه كه او كرد نكردى گرمى دل و زندگى ما كرم تست جانم بفدايت كه دلم سرد نكردى نورى بده بر جان و دل از فيض كلامت اى آنكه كريمى و كرم زنده ز نامت اى قبله حاجات خريدار گداباش ما را تو نگهدار به درگاه خدا باش اينجا من دلخسته به دنبال تو هستم محشر تو به دنبال من بى سر و پا باش اى صاحب دستور شفاعت به قيامت اى آنكه كريمى و كرم زنده ز نامت كوثر ز قدوم تو به حق مستند آمد بر ابترى دشمن احمد سند آمد گفتند ملائك كه حسن نام على را تا در همه جا خوب و مصفا كند آمد توصيف على بوده ، به هر لحظه پيامت اى آنكه كريمى و كرم زنده ز نامت آئينه احسان قديم تو حسين است روشنگر دستان كريم تو حسين است در وصف مقام تو همين بس كه به عالم دلداده و سرباز حريم تو حسين است عبد تو حسين گشت و على بود امامت اى آنكه كريمى و كرم زنده ز نامت اى ديده ما چشمه ابر تو حسن جان اى كرب و بلا حاصل صبر تو حسن جان چون قبله تو قبر گل گمشده باشد با خاك برابر شده قبر تو حسن جان خورشيد به روز و مه شب زائر شامت اى آنكه كريمى و كرم زنده ز نامت سرباز صف اول صفين تو بودى آرى گره جنگ جمل را تو گشودى هستى به خدا عين على حيدر ديگر آرى تو امامى به قيامى و قعودى صلح تو بود اوج غريبى و كرامت اى آنكه كريمى و كرم زنده ز نامت ما مهر تو داريم و به آن مفتخر هستیم در راه حسين عبد تو قرص قمر هستیم اى خون جگر از زخم زبانهاى مدينه عمرى است پريشان تو پاره جگر هستیم مظلومترين رهبر وادى امامت اى آنكه كريمى و كرم زنده ز نامت تاريخ نديده است به خود مثل تو مظلوم بودى تو پس از مادر خود بى كس و مغموم از بس كه شدى طالب رخسار كبودش با دست زن خويش شدى كشته و مسموم هر چند كه شيرين شده آن زهر به كامت اى آنكه كريمى و كرم زنده ز نامت پنجشنبه بیستم مرداد 1390 :: 18:58 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
سلام بر لبخند علی علیه السلام که در طلوع تو اتفاق افتاد سلام بر تو، امامتِ فردای پس از علی
تا خدا هست و خدايی مي کند ، مجتبی مشکل گشايی مي کند ولادت کریم اهل بیت امام حسن ( علیه السلام ) مبارک باد . **************************************************
این عید بر عاشقان مبارک ************************************************** ماه رحمت ، سفره اش گسترده شد ************************************************** ميلاد حسن خسرو دين است امشب ************************************************** ميلاد نور، در نيمه ی ماه نور، بر عاشقان نور مبارکبا د . ************************************************** شمس عفت زگريبان ، قمر آورده برون **************************************************
************************************************** ************************************************** آمده نوگل ولا / روح و روان مصطفی / نور دو چشم مرتضی ************************************************** ولادت مظهر جود و کرم و بخشش ، مبارک ... التماس دعا ************************************************** دلخواسته هایتان را آرزو كنید ؛ میلاد كریم اهل بیت فرا رسیده است . عاشقان عیدتان مبارک ************************************************** میلاد با سعادت دومین گل سبد فاطمی کریم اهل بیت امام حسن مجتبی ( علیه السلام ) مبارک ************************************************** میلاد کریم سبزپوش آل فاطمه، تنهاترین سردار لشکر حیدر و غریب شهر پیامبر تهنیت باد . ************************************************** روزه داران به رهش جان و دل ایثار کنید ************************************************** امام حسن مجتبی ( علیه السلام ) : بهترین نیکویی ، اخلاق نیکو است . میلادش مبارك ************************************************** بنگر به مرتضی که در این ماه روزه را میلاد امام حسن ( علیه السلام ) مبارک باد . ************************************************** امشب خوان ماه رمضان به یمن قدوم کریم اهل بیت گسترده تر است . هوشیار باشید که بی نصیب از کنارش نگذرید . عید مبارک ************************************************** با عشق حسن من به جهان ناز کنم ************************************************** در جود و کرم دست خدا هست حسن
************************************************** پیامبرگرامی اسلام : به حسن شکوه و جذبه و وقار و به حسین بخشندگی و رحمت خود را بخشیدم . میلاد امام حسن ( علیه السلام مبارک باد . ************************************************** در ضیافت الهی چهره زیبایت نقاب خلقت را گسست یعنی که خداوند به وجود کریمت بندگانش را خواهد نواخت . ************************************************** جان به جانان عرض کردن عاشقان را عار نیست ************************************************** نیمه ماه مبارک بس شرافت دارد امشب ************************************************** ماه دل آرای نیمه رمضان را ، پانزده روز است به انتظار نشسته ایم و به کرامت و مهربانیاش محتاجیم . ************************************************** می خواست تا چشم و چراغ دین ، شما باشی
ميلاد کريم اهل بيت(علیه السلام ) مبارک ************************************************** هر طرف می گذرم بانگ طرب می شنوم **************************************************
سه شنبه هجدهم مرداد 1390 :: 23:3 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
خدیجه (سلام الله علیها ) اولین همسر پیامبر اسلام ( صلی الله علیه و آله و سلم ) و اولین زنی که اسلام آورد و مادر فاطمه زهرا (سلام الله علیها ) که از زنان مشهور تاجر عرب و حجاز به شمار می رفت . پدرش خویلد بن اسد و مادرش فاطمه (دختر زائدة بن اصم بن....) که سلسله آنها از "لوی" با پیغمبر اکرم و سایر هاشمیان، مشترک می شود. خدیجه از طرف پدر با رسول خدا، عموزاده و نسب هر دو به " قصی بن کلاب " می رسد . او از خانواده های اصیل و اشراف مکه است . تولد او نیز در مکه و چندین سال قبل از « عام الفیل » بوده است . حضرت خدیجه ( سلام الله علیه ) قبل از ازدواج با رسول خدا ، 2 بار شوهر کرده بود که هر دو از دنیا رفته بودند او از شوهر دوم خود (" ابوهالة بن ....تمیمی " ) فرزندی داشت که نامش " هند " بود که از همین جهت به او لقب " ام هند " دادند . عده ای از علمای بزرگ معتقدند که خدیجه قبلا ازدواجی نکرده بود و فرزندان منتسب به او، مربوط به خواهرش است. بانوی ثروتمند حجاز و تجارتش در آن زمان که مردم مکه ، از راه تجارت امرار معاش می کردند خدیجه نیز از آنجا که از ثروتمندان مکه بود کارهای تجارتی می کرد و چندین شتر در دست کارگزاران او بود که در اطراف کشورهایی مثل شام ، مصر و حبشه ، رفت و آمد و دادوستد داشت ، وقتی آوازه درستی و امانتداری و خوش خلقی رسول خدا را شنید و لقب " محمد امین " را از او دید ، در پی مذاکراتی که با ابوطالب ، عموی پیغمیر کرد " محمدامین " را در کاروان تجارتی خود ، در امور مربوط به دادوستدهایش انتخاب کرد و از آن پس پیامبر گرامی اسلام در دوران جوانی در سفرهای تجارتی برای حضرت خدیجه سود فراوانی بدست آورد. در سفری که پیغمبر برای تجارت به شام رفت ، حضرت خدیجه (سلام الله علیها ) غلام خود " میسره " را همراه او کرد و دستور داد تا همه جا ، او را همراهی و مراقبت نماید . درشهر بصری در نزدیکی شام به راهبی به نام " نسطورا " برخورد کردند که او به غلام ، از آینده پیغمبر و نبوت او خبر داد و از طرفی سود بسیاری عاید آنها شد که تا آن موقع ، در هیچ سفری به این اندازه نبود . بعد از برگشت از شام ، میسره ، احوالات سفر و گفتار راهب و مشاهداتش را که از عظمت و معنویت محمد بود ، برای خدیجه تعریف کرد و از همین جا بود که او را مشتاق همسری با " محمد امین " نمود.
با وجودی که مردان ثروتمندی از قریش چون " ابوجهل بن هشام " و " عقبة بن ابی معیط " از او خواستگاری کرده بودند ولی خدیجه که شیفته درستکاری و امانتداری و مکارم اخلاقی و جهات معنوی او شده بود ، خود ، پیشنهاد ازدواج داد و برخلاف سنت های ازدواج در میان اعراب جاهلی آن زمان ، مال و ثروت زیادی از دارائیش را به محمد ، هدیه کرد . محمدامین نیز این پیشنهاد را پذیرفت و مراسم عقد آنها با حضور عموهای پیامبر و بستگان خدیجه که از همه مشهورتر پسرعموی او " ورقة بن نوفل " بود انجام و خطبه عقد توسط " ابوطالب " که بزرگ بنی هاشم و عمو و کفیل پیامبر بود، اجرا شد. مهریه آن حضرت بنا به نقل برخی 20 شتر و بنا به نقل بعضی 12 اوقیه و نیم که پانصد درهم می شود ، بود . بر سر این جریان زنان مکه رابطه شان را با خدیجه قطع و او را تنها گذاشتند. حضرت رسول در آن موقع 25 سال و خدیجه بنا به اقوال مختلف بین 40 تا 28 سالگی بوده اند . او اولین همسر رسول خدا بود و تا وقتی که حیات داشت هیچ زن دیگری اختیار نکرد و ثمره این ازدواج ، دو پسر بنام قاسم و عبدالله که هر دو قبل از بعثت پیامبر از دنیا رفتند و 4 دختر بنام زینب ، ام کلثوم ، رقیه و فاطمه زهرا سلام اله علیها بود . فاطمه زهرا ، بعد از بعثت به دنیا آمد .
اولین زنی که در نزد پیامبر از احترام و محبوبیت خاصی برخوردار بود. 1- حدیث مشهوری میان اهل شیعه و اهل سنت است که پیغمبر فرمود: از مردان گروه زیادی به کمال رسیدند ولی از میان زنان فقط چهار زن که عبارتند از: آسیه دختر مزاحم ( زن فرعون ) ، مریم دختر عمران ، خدیجه دختر خویلد و فاطمه دختر محمد صلی الله علیه و آله و سلم. 2- و نیز فرمود : بهترین زنان بهشت چهار زن هستند : مریم دختر عمران ، خدیجه دختر خویل د، فاطمه دختر محمد ، آسیه دختر مزاحم . 3- در تفسیر عیاشی از امام باقر( علیه السلام ) ، از رسول خدا روایت است که فرمود : درشب معراج چون بازگشتم ، از جبرئیل پرسیدم آیا حاجتی داری؟ جبرئیل گفت : خدیجه را از طرف خداوند و از جانب من سلام برسان . 4- او یک همسر فداکار و ایثارگر، بهترین یاور برای رسول خدا و در تمام مشکلات و سختی های پی در پی و تبعیدها و محاصره های پیامبر، قوی ترین پشتییان و همراه او بود . اموال خود را در راه اهداف الهی همسرش و گسترش و تقویت اسلام ، بخشش کرد و با ثروت بسیارش در راه تثبیت و پیشرفت اسلام ، بسیار موثر بود . 5- او زنی با کمال و با شخصیت و با فضیلت بود و از همین رو از زنان دیگر ممتاز و پیامبر خدا او را بسیار دوست می داشت .
1- تجدید بنای خانه کعبه و حکمیت رسول خدا که در 35 سالگی رسول اکرم اتفاق افتاد . 2- مبارزه با بت پرستی و اختلاف بین بت پرستان ، توسط مردان و سران جامعه 3- بعثت رسول اکرم و پیغمبری آن حضرت 4- جنگ های پیغمبر وفات؛ مدفن حضرت خدیجه ( سلام الله علیها ) مدت 25 سال در خانه پیامبر اسلام زندگی کرد و وی در سال دهم بعثت در دهم ماه رمضان و به مدت کوتاهی بعد از وفات " ابوطالب " عمو و سرپرست پیغمبر از دنیا رفت . آن سال را " عام الاحزان " سال اندوها گفته اند . مرقد او در « حجون مکه » د ر قبرستان ابوطالب کنار قبر عبدالمطلب ، ابوطالب و عبدمناف می باشد .
پیامبر سالها بعد از مرگ او به خوبی از تنها یار وفادار خود یاد می کرد . بارها بیاد او گریه می کرد . به نقل از عایشه که هر وقت پیامبر گوسفندی را ذبح می کرد ، می فرمود : گوشت های آن را برای دوستان خدیجه بفرستید و عایشه بر او رشک می برد و می گفت که پیامبر زیاد از او یاد می کرد . در روایت مشهور دیگری است که چون برای پیغمبر هدیه ای می آوردند گاهی می فرمود : برای فلان بانوئی ببرید که از دوستان خدیجه بوده است . رسول خدا درباره خدیجه می فرماید : خداوند بهتر از او را به من نداده است . او به من ایمان آورد در هنگامی که مردم کفر داشتند ، تصدیق نبوت من کرد ، زمانی که دیگران مرا تکذیب کردند و اموال خود را در اختیار من گذاشت در وقتی که دیگران محروم کردند و خداوند متعال از او فرزندانی به من عطا کرد و در روز فتح مکه ، پیغمر مسیر حرکت را به گونه ای تنظیم کرد که از کنار مزار خدیجه ( سلام الله علیها ) عبور نمود.
یکشنبه شانزدهم مرداد 1390 :: 18:49 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
دهم ماه مبارک رمضان سالروز وفات جانگداز یار و یاور همیشه رسول گرامی اسلام ؛ ام الزهرا سلام الله علیها ؛ ام امومنین حضرت خدیجه ( سلام الله علیها ) تسلیت باد .
سلام بر تو بانوی چشمههای روان، مادر مهربان شریعت، همسایه دیوار به دیوار آسمان، خدیجه بزرگ! ************************************************** همت سر تسلیم به دیوار تو سوده *** پیش از تو زنی لب به شهادت نگشوده تو در دل سختی به پیمبر گرویدی *** هر بار بلا را به سر و دوش کشیدی **************************************************
خدیجه یعنی کاشانه ایمان در تنگنای دوران. پروازش تلخ ترین حقیقتی است که امشب گلوی عالم را خواهد فشرد. *************************************************** با کوچ تو ای بانو! دیگر هیچ کاروانی در بیابان دلها ، بیشوقِ کعبه یادت قدم نزد ؛ که استواری امروزِ بنای دین، از برکت خشتِ نخستینِ توست ، السّلام علیک ای نور کبری ای نیّره عظمی! ************************************************** رحمت خدا بر خدیجه علیها السلام باد که شاخههای بی پناه رسالت ، بر ریشههای مقتدرش پیوند خورده بودند. *************************************************** تو به اسلام مادری کردی *** تو به توحید یاوری کردی عصمت از دامنت چنان جوشید *** که به مریم برابری کردی ************************************************** هنوز عطرِ تو مادر به جسمِ من جاریست هنوز زخمِ نبودن به سینهام کاریست ز مصحف مددت یک ورق به جا مانده میان آن در و دیوار لحظه ی یاریست **************************************************** مادرِ زهرا چو دل را بر نبی تقدیم کرد جانثاری بهر احمد را به خود تصمیم کرد با نثار جان و مالش نزد زهرا دخترش یاری همسر نمودن را چنین ترسیم کرد **************************************************** میان اشک گفتم دخترت را نبوسد این قدر رویت خدیجه که خود با روی نیلی روزگاری شود مهمان رود سویت خدیجه **************************************************** دل من ماتمی دیگر ندارد غمی جز غربت کوثر ندارد شب وصلت کنارِ یاسِ من باش که زهرا دخترم مادر ندارد **************************************************** ای سلام آورده جبریل از خداوندت، سلام وی محمّد برده نامت را به لب با احترام همسر و همسنگر و همگام با خیرالانام سایهات تا صبح محشر بر سر دین مستدام **************************************************** پاکتر از پردۀ بیت الهی دامنت خلعت زیبای اُمالمؤمنینی بر تنت بوی عطر عصمت مریم دهد پیراهنت نقش لبخند نبی در «یا محمّد» گفتنت **************************************************** ای درود آفرینش بر تو و بر شوهرت وی سلام الله بر دامان زهرا پرورت **************************************************** مصطفی ز آغاز، یاری جز تو و حیدر نداشت در مقام و منزلت مانند تو همسر نداشت **************************************************** مـادر زهرا سلام الله بر جان و تنت یازده خورشید سر زد از سپهر دامنت **************************************************** کرد در ماه خدا روح تو پرواز از بدن گشت مهمان در جوار قرب حی ذوالمنن بود سال رحلتت سال غم و رنج و محن جامۀ ختم رسالت شد بر اندامت کفن **************************************************** گرچه هستم زن ولی مردانه حق را یاورم من مصطفی را در شهامت بعد حیدر، حیدرم من در دل یک شهر دشمن حامی پیغمبرم من زن، ولی مردانه با ختم رسل همسنگرم من اولین بانوی خلقت را یگانه مادرم من **************************************************** بر سفره تو نشسته حیدر پیش همه محترم خدیجه زود است براى دختر تو غربت بخورد رقم خدیجه **************************************************** اى کاش میان کوچه بودى با فاطمه همقدم خدیجه آید ز تو و به نام زهرا مهدى پىِ انتقام زهرا **************************************************** اى بانوى ذوالکرم خدیجه اى مادر اهل غم خدیجه دلداده تو حبیب حق بود صاحب نفس حرم خدیجه **************************************************** در سوگ تو آتشین دلم مادرِ یاس هجران تو گشته قاتلم مادرِ یاس زهرا به کنارِ قبر تو میگرید از نالهی او منفعلم مادرِ یاس **************************************************** ای یار وفادار که رفتی ز برم داغت شده خنجری میان جگرم آن لحظه که خم شدم برای تدفین تا شد دگر و نایستاد این کمرم **************************************************** بیا ای محرم رازم، تو بودی شوق پروازم شده نام تو آوازم، چه سازم با دلِ زهرا **************************************************** امشب که بی قرارم ؛ هوای کعبه دارم ؛ ببین چه دل فکارم ؛ در سینه ناله دارم ؛ چون میرسد به گوشم ؛ از نالههای زهرا ؛ در بین ناله گوید ؛ ای وای مادر ندارم ؛ بیمادری چه سخته ؛ بی مادرا میدونند ؛ نشونهی یتیما ؛ چشمای غرق خونند ؛ ای دخترِ خدیجه ؛ ماندی غریب و تنها ؛ امشب به گریه گویم ؛ وای از دلِ تو زهرا شنبه پانزدهم مرداد 1390 :: 19:31 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
پیامبر گرامی اسلام : درهای آسمان در اولین شب ماه رمضان باز می شوند و تا آخرین شب بسته نمی شوند . شنبه پانزدهم مرداد 1390 :: 17:33 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
![]()
![]() ای آن که یاد او برای یاد کنندگان ، موجب شرافت است وای که طاعت او برای فرمان برداران ، وسیله نجات است ، ... دلهای ما را به یاد خود ، از یاد هر چیزی و زبان های ما را به شکر خویش از هرگونه سپاسی و اعضای ما را به طاعت خود از هر طاعت دیگری مشغول فرما.
که در آن حال ، گناهی ما را در نیابد و خستگی و ملالی به ما نرسد تا این که نویسندگان اعمال بد یا نامه سفید ، از یاد بدی های ما برگردند و کاتبان کردارهای نیک ، به آنچه از حسنات ما نوشته اند ، شادمان گردند . و چون روزهای زندگی ما سپری شود و اوقات عمرمان به پایان رسد و دعوت تو که از آن و از اجابت آن گریز و چاره ای نیست ما را احضار نماید .
از روی اعمال ما برمدار، زیرا تو بر کسی که تو را بخواند ، مهربانی و برای کسی که تو را ندا کند ، پاس گویی .
ولی یک خصلت است که مرا در آن ترغیب می کند ( آن سه، این است) : امری که به آن فرمان داده ای ، ولی من در انجامش درنگ کردم و کاری که مرا از آن نهی نمودی ، ولی به سویش شتافتم و نعمتی که به من بخشیدی ، ولی در سپاس گزاری کوتاهی نمودم .
بارگاهت آید ، مرا به درخواست از تو وا می داد ، زیرا تمام احسانهایت از روی تفضل است و همه نعمت هایت ، بی سبب و ابتدایی می باشد . پس اینک ای خدای من ، این منم که پیشگاه عزتت همچون بنده تسلیم و خوار ایستاده و با شرم بسان نیازمندی عیالوار، از تو درخواست می نمایم . اقرار می کنم که هنگام لطف و احسانت ، جز خودداری از گناه ، طاعتی نکرده ام و هیچ گاه از نعمت و احسانت بی بهره نبوده ام .
و آیا اعترافم به زشتی هایی که در برابرت مرتکب شدم ، نجاتم خواهد داد ؟ با آن که در این حالی که هستم ، خشمت را بر من واجب کرده ای ؟ و یا در این هنگام که تو را می خوانم ، دشمنی تو همراه من است ؟ پاک و منزهی تو، هرگز از تو ناامید نمی شوم ، در حالی که در توبه و بازگشت به سویت را به رویم گشوده ای ، بلکه سخن بنده ذلیلی را به زبان می آورم که به خود ظلم و ستم کرده و حرمت پروردگارش را سبک شمرده است ؛ کسی که گناهانش بزرگ و رو به زیادی است و روزگارش به او پشت کرده و عمرش سپری شده است ، چون بنگرد ، وقت عمل گذشته و به پایان عمر رسیده و یقین حاصل کند که پناهگاه و گریزگاهی از [عذاب و انتقام] تو برایش نیست ، به سوی تو روی می آورد و توبه اش را برایت خالص نماید . پس با دلی پاک و پاکیزه به سویت برخیزد . سپس تو را با صدایی سوزناک و آهسته بخواند . خدایا ، تو را گواه می گیرم و تو از نظر گواه بودن کافی هستی و آسمان و زمین و فرشتگان و سایر مخلوقات را که درآنها اسکان داده ای در این روز و این ساعت و همین شب و همین جایگاه هم گواه می گیرم که تو خدایی هستی که معبودی جز تو نیست . تو به پادارنده عدالت ، عادل در داوری ، مهربان به بندگان ، دارنده هر ملک و پادشاهی و دلسوز آفریده هایت هستی . دعای 11 صحیفه سجادیه اللهم عجل لوليک الفرج ![]()
تبلیغات
منوي اصلي حدیث تاریخ موضوعات
سايت هاي مفيد
|
||||||||||||||||||||