تبليغاتX

http://up.vbiran.ir/images/oh4f0kmkwv9t9ilhu7b5.gif

پایگاه اینترنتی بین الحرمین زاهدان
 

Content on this page requires a newer version of Adobe Flash Player.

Get Adobe Flash player

به پایگاه اینترنتی بین الحرمین زاهدان خوش آمدید *** برای استفاده بیشتر از مطالب سایت از لینک موضوعات استفاده نمایید *** لطفا ما را از نظریات ارزشمند خود بهره مند گردانید و در نظر سنجی های سایت شرکت نمایید *** جهت اطلاع از نحوه دریافت احادیث سامانه پیام کوتاه ما به بنر سمت راست در بالای سایت مراجعه نمایید ** برای دریافت آخرین اخبار سایت در خبرنامه عضو شده تا پیامهای ما را دریافت نمایید *** *** اللهم عجل لولیک الفرج ***
امکانات سايت
            
سايت مراجع تقليد

 آيت الله سيد علي خامنه اي (مد ظله العالي)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله جواد تبريزي (رحمة الله علیه)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله محمد تقی بهجت (رحمة الله علیه‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله نوري همداني (مد ظله العالي‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله  سید صادق شیرازی (مد ظله العالي)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله لطف الله صافي (مد ظله العالي‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله ناصر مکارم شيرازي (مد ظله العالي‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله فاضل لنکرانی (رحمة الله علیه)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله سيد علي سيستاني (مد ظله العالي)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله وحيد خراساني (مد ظله العالي ‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله جوادي آملي (مد ظله العالي ‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله جعفر سبحاني (مد ظله العالي)

جهت دريافت كد لوگوي مراجع كليك كنيد
یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390 :: 10:59 ::  نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان

ذوالفقار دست حیدر فاطمه است  

قدرت سردار خیبر فاطمه است  

دست حیدر گر در از خیبر گشود

دست زهرا دست از زهرا گشود

  • تماس با ما
  • چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390 :: 19:49 ::  نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان

    نام زینب دلنشین و دلرباست

    دختر مشکل گشا مشکل گشاست

    نام زینب خاک را زر می کند

    دخت حیدر کار حیدر می کند

  • تماس با ما
  • چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390 :: 19:25 ::  نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان

     

    فدک دهکده ای در اطراف مدینه است که خداوند آن را به پیامبرش بخشید و پیامبر نیز در

    زمان حیات خود آن را به فاطمه ( سلام الله علیها ) بخشید .

    این آبادی که فاصله اش تا مدینه دو روز راه می باشد به رسول خدا اختصاص داشت

    زیرا آن حضرت به همراه علی ( علیه السلام ) آن جا را فتح کرد و هیچ یک از دیگر

    مسلمانان در فتح آنجا شرکت نداشتند .

    هنگامی که آیه شریفه (وآت ذی القربی حقه ) سوره اسرا آیه ۲۶ نازل شد معنایش آن بود

    که فدک را به فاطمه ( سلام الله علیها ) واگذار کن .

    پیامبر ( صلی الله علیه و آله وسلم ) فدک را به فاطمه ( سلام الله علیها ) بخشید و آن

    ملک تا بعد از رحلت رسول خدا ( صلی الله علیه و آله وسلم ) در تصرف حضرت

    فاطمه زهرا ( سلام الله علیها ) بود تا این که به زور از او گرفتند .

    جریان فتح فدک بدین صورت بود که بعد از فتح خیبر و محاصره یهودیان ساکن در آن

    آنان نمایندگانی نزد پیامبر فرستادند و درخواست کردند که اجازه دهد تا از آن سرزمین

    کوچ کنند . رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) اجازه داد .

    این خبر به اهل فدک رسید ، نماینده ای نزد حضرت فرستاده و درخواست کردند که

    حضرت با آنان بر نصف اموالشان مصالحه کند . حضرت با تقاضای آنان موافقت کرد

    بنابراین فدک از جمله آبادی هائی است که به صورت جنگ و تاخت و تاز فتح نشده

    لذا به ملکیت پیامبر درآمد .

    این ملک در زمان حیات پیامبر در اختیار فاطمه ( سلام الله علیها ) بود و آن حضرت

    کارگزارانی بر آن گمارده بود و درآمد آن را صرف رسیدگی به فقرا و مستمندان می نمود .

    به دنبال وفات پیامبر ( صلی الله علیه و آله وسلم ) و پیش آمد ماجراهای سقیفه ، هیئت

    حاکمه تصمیم گرفت فدک را از فاطمه ( سلام الله علیها ) بگیرد . آنها با بیرون کردن

    کارگزاران فاطمه ( سلام الله علیها ) آنجا را به تصرف خویش درآوردند و ادعا کردند

    که این متعلق به پیامبر بوده و با جعل حدیثی به پیامبر نسبت دادند که :

    ما پیامبران ارث نمی گذاریم .

    حضرت فاطمه زهرا ( سلام الله علیها ) ضمن اعتراض به آنان در مرحله اول با بیان

    ادله ای روشن و شهادت شاهدان ثابت کرد که فدک رات پیامبر در زمان حیات خود

     به او بخشیده است و او مالک فدک می باشد . و در مرحله بعد با استناد به آیات قرآن

    و سخنان پیامبر به اثبات این مسئله پرداخت که حتی اگر پیامبر آن را نبخشیده باشد

    و ملک آن حضرت بوده باشد ، در این صورت هم بعد از وفات پیامبر ، اموالشان به

    تنها دختر ایشان به عنوان ارث تعلق می گیرد و روایت نقل شده مبنی بر این که

    ما پیامبران ارث نمی گذاریم دروغ و جعلی است .

    بحث ها و گفتگوهای فراوانی میان حضرت فاطمه ( سلام الله علیها ) و غاصبین فدک

    انجام شد ، اما در نهایت غاصبان فدک حاضر نشدند فدک را برگردانند .

    برگرفته از کتاب مردم می پرسند

     پرسش و پاسخ پیرامون حضرت  زهرا (سلام الله علیها )

    تالیف محمدرضا فقیه امامی ( اسناد درکتاب ذکر شده )

     

  • تماس با ما
  • دختر آفتاب

     

    در آغازین روزهای سال ششم از هجرت بود که خانه پاک و پر معنویت علوی و فاطمی با

    دنیایی از شور و شوق و سعادت و شادمانی به پیشواز سومین گل بوستان خود رفت و

    زینب ( سلام الله علیها ) نخستین دخت فرزانه امام علی ( علیه السلام ) و بزرگ بانوی

    اسلام و آزادگی فاطمه ( سلام الله علیها ) دیده به جهان گشود .

    بیشتر تاریخ نگاران و سیره نویسان در این مورد چنین آورده اند : در پنجمین روزاز ماه

    جمادی بود که زینب با طلوع خویش چشم به روی زندگی گشود .

    او در خانه ای ولادت یافت که سه تن از پاک اندیش ترین و پاک منش ترین آفریدگان خدا

    یعنی محمد ( صلی الله علیه و آله و سلم ) پیام آور خدا ، علی ( علیه السلام ) امیر

    توحید گران و فاطمه ( سلام الله علیها ) سالار زنان عصرها و نسل ها که درود خدا و

    مردم گیتی نثارشان باد ، مدیر و مربی و آموزگار پر مهر و شکوه آن خانه ی جاودانه

    و تماشایی و قهرمان پرور بودند .

    هنگامی که نور وجود زینب ( سلام الله علیها ) از افق خانه امام علی ( علیه السلام )

    درخشیدن گرفت و آن کودک محبوب دیده به جهان گشود ، این رویداد بی درنگ به نیای

    گرانقدرش پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) گزارش گردید و آن حضرت به خانه

    دخت ارجمندش فاطمه ( سلا م الله علیها ) شتافت .

    او پس از حضور فرمود : فاطمه جان ! دختر نو رسیده ات را بیاور

    هنگامی که فاطمه ( سلام الله علیها ) آن کودک محبوب را آورد ، پیامبر او را گرفت و بر

     سینه مبارک فشرد و گونه اش را بر گونه او نهاد آن گاه به گریه افتاد و با صدا گریه کرد .

    به گونه ای که سیلاب اشک از گونه هایش سرازیر شد !

    فاطمه ( سلام الله علیها ) با دیدن آن منظره شگفت پرسید :

    پدر جان ! چرا گریه می کنید ؟ خدا دیدگانتان را نگریاند .

    پیامبر فرمود :

    دخترم ! فا طمه جان ! این دختر در گذر زمان هدف گرفتاریها خواهد بود و به رنجها

    آزموده خواهد شد ، و باران بلاها و رویدادهای تکان دهنده و غمبار بر او خواهد بارید ...

    رو شنایی چشم پدر ! پاره وجود من ! فاطمه جان ! بی گمان هر کس آگاهانه و خالصانه

    و هدفمند بر این دختر فرزانه و بر رنجها و گرفتاریها ی او در راه عدالت و اسلام

    گرید ، پاداش چنین کسی به سان پاداش کسی است که بر شهادت برادرانش

    حسن و حسین بگرید .

    و پس از این گفت و شنود شگفت انگیز و این خبر اندوهبار بود پیامبر نام جاودانه آن

    دخت نورسیده را زینب نهاد .

    بی گمان نامها و نشانه ها از ریشه ها و سرچشمه های خود می رویند ، درست به سان

    خود انسان . و ریشه ها نیز به طور طبیعی دارای معنا و مفهوم هستند .

    با این بیان واژه ی زیبای زینب در فرهنگ واژه ها و واژه شناسان دارای چه معنا

    و مفهومی است ؟

    در پاسخ این پرسش دو دیدگاه آمده است :

    ۱- واژه زینب از دو واژه زین و اب شکل گرفته که در این صورت به معنی زیور و پدر

    یا مایه زینت و آراستگی زندگی پدر آمده است .

    ۲- دیدگاه دیگر این است که واژه زینب یک واژه است و این واژه نام درختی پر طراوت و

     سایه گستر یا نام گلی زیبا و عطر آگین است .

     

  • تماس با ما
  • یکشنبه چهاردهم فروردین 1390 :: 17:7 ::  نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
     

    امام علی علیه السلام :

     

    زکات عقل تحمل نادانان است .

     

    غررالحکم ۵/ ۱۸/۷۳۰۱

    شیعه شدن فرمانده روسی

    صاحب گنجینه دانشمندان در جلد سوم صفحه ۸۲ چنین مرقوم فرمودند :

    حکایت کرد برای ما عالم ربانی ، محدث جلیل ، مرحوم حاج ملا محمود زنجانی  مشهور

    و معروف به حاج ملا آقا جان ، که پس از جنگ بین المللی اول ، پیاده به عراق برای زیارت

    عتبات عالیات مسافرت نمودم و در خانقین برای خواندن و ادای نماز به مسجد رفتم . در

    آنجا مرد بسیار سفید پوست و فربهی را دیدم که به طریق شیعه حقه نماز می خواند .

    تعجب کردم ، زیرا دانستم او از اهالی شمال روسیه است . لذا صبر کردم تا از نمازش

     فارغ شود آنگاه نزدش رفتم و سلام کردم و از لهجه اش دانستم که روسی است ، سپس

    از محل و اسلام و تشیعش پرسیدم .

    جواب داد : من اهل نینگراد هستم که در جنگ بین المللی افسر و فرمانده دو هزار سرباز

    روسی بودم و ماموریت گرفتن کربلا را داشتم . در خارج شهر کربلا اردو زده و انتظار

    دستور حمله به شهر را داشتم ، که ناگهان شبی در عالم خواب شخصی روحانی و بزرگوار

    را دیدم که به زبان روسی با من تکلم نمود و گفت : دولت روس در این جبهه شکست

    خورده و فردا همین خبر منتشر می شود و جمیع سربازان روسی که در عراق می باشند

    به دست اعراب کشته می شوند . حیف است تو کشته شوی بیا مسلمان شو تا تو

    را نجات دهم .

    گفتم : شما کیستید که مانند شما را در اخلاق و زیبایی و شجاعت ندیده ام ؟

    فرمود : من ابالفضل العباس هستم که مسلمین به من قسم می خورند .

    سپس مجذوب و مرعوب بیاناتش گردیدم و به تلقین آن بزرگوار اسلام آوردم .

    آنگاه فرمود : برخیز و از میان اردو بیرون برو

    گفتم : به کجا بروم ؟ جایی را نمی دانم .

    فرمود : نزدیکی خیمه تو اسبی است ، سوارش شو ، تو را به شهر پدرم نجف می برد ،

    نزد وکیل ما سید ابوالحسن اصفهانی .

     گفتم : من ده نفر سرباز مراقب دارم .

    فرمود : آنها فعلا مست و مخمور افتاده و رفتن تو را احساس نمی کنند .

    سپس برخاستم و خیمه خود را منور و معطر یافتم . به عجله لباس پوشیدم و بیرون آمدم

    دیدم مراقبینم مست افتاده اند . از میان آنها بیرون رفته دیدم اسبی آماده می باشد .

    سوار شدم و ان اسب به شتاب حرکت کرد و پس از چند ساعت به شهری وارد شد و از

    کوچه ها گذشت و درب خانه ای ایستاد . متحیر بودم که ناگهان دیدم درب منزل باز شد

    و سید پیری نورانی بیرون آمد با شیخی ، که با زبان روسی به من تعارف کردند و من را

    به منزل بردند .

    گفتم : آقا کیست ؟

    جواب داد : همان کسی که حضرت عباس ( علیه السلام ) فرمود : و سفارش تو را

    به آقا نمود .

    پس مجددا به دست آقا اسلام آوردم و آقا به آن شخص فرمود که احکام اسلام را به من

    تعلیم دهد و روز بعد نیز خبر شکست دولت روس به گوش عربها رسید تمام سربازان

    روسی به دست عربها نابود شدند و جز من کسی جان به سلامت نبرد .

    گفتم : اینجا چه میکنی ؟

    جواب داد : هوای نجف گرم است ، آیت الله اصفهانی تابستان مرا اینجا می فرستد

     که هوایش نسبتا خنک است و در سایر اوقات ، به خرج آیت الله ، در نجف زندگی

    می کنم .

  • تماس با ما
  • حدیث
    تصاویر بین الحرمین
    تاریخ

    http://static1.cloob.com/public/user_data/gen_theme/273/818867_photo_bot.jpg

     
       
    in codo dar akhare ghesmate virayeshe ghaleb ghabl az tage gharar dahid

    ابزار هدایت به بالای صفحه