
|
اللهم عجل لوليک الفرج
آخرين مطالب
یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390 :: 10:59 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
ذوالفقار دست حیدر فاطمه است قدرت سردار خیبر فاطمه است دست حیدر گر در از خیبر گشود دست زهرا دست از زهرا گشود چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390 :: 19:49 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
نام زینب دلنشین و دلرباست دختر مشکل گشا مشکل گشاست نام زینب خاک را زر می کند دخت حیدر کار حیدر می کند چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390 :: 19:25 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
فدک دهکده ای در اطراف مدینه است که خداوند آن را به پیامبرش بخشید و پیامبر نیز در زمان حیات خود آن را به فاطمه ( سلام الله علیها ) بخشید . این آبادی که فاصله اش تا مدینه دو روز راه می باشد به رسول خدا اختصاص داشت زیرا آن حضرت به همراه علی ( علیه السلام ) آن جا را فتح کرد و هیچ یک از دیگر مسلمانان در فتح آنجا شرکت نداشتند . هنگامی که آیه شریفه (وآت ذی القربی حقه ) سوره اسرا آیه ۲۶ نازل شد معنایش آن بود که فدک را به فاطمه ( سلام الله علیها ) واگذار کن . پیامبر ( صلی الله علیه و آله وسلم ) فدک را به فاطمه ( سلام الله علیها ) بخشید و آن ملک تا بعد از رحلت رسول خدا ( صلی الله علیه و آله وسلم ) در تصرف حضرت فاطمه زهرا ( سلام الله علیها ) بود تا این که به زور از او گرفتند . جریان فتح فدک بدین صورت بود که بعد از فتح خیبر و محاصره یهودیان ساکن در آن آنان نمایندگانی نزد پیامبر فرستادند و درخواست کردند که اجازه دهد تا از آن سرزمین کوچ کنند . رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) اجازه داد . این خبر به اهل فدک رسید ، نماینده ای نزد حضرت فرستاده و درخواست کردند که حضرت با آنان بر نصف اموالشان مصالحه کند . حضرت با تقاضای آنان موافقت کرد بنابراین فدک از جمله آبادی هائی است که به صورت جنگ و تاخت و تاز فتح نشده لذا به ملکیت پیامبر درآمد . این ملک در زمان حیات پیامبر در اختیار فاطمه ( سلام الله علیها ) بود و آن حضرت کارگزارانی بر آن گمارده بود و درآمد آن را صرف رسیدگی به فقرا و مستمندان می نمود . به دنبال وفات پیامبر ( صلی الله علیه و آله وسلم ) و پیش آمد ماجراهای سقیفه ، هیئت حاکمه تصمیم گرفت فدک را از فاطمه ( سلام الله علیها ) بگیرد . آنها با بیرون کردن کارگزاران فاطمه ( سلام الله علیها ) آنجا را به تصرف خویش درآوردند و ادعا کردند که این متعلق به پیامبر بوده و با جعل حدیثی به پیامبر نسبت دادند که : ما پیامبران ارث نمی گذاریم . حضرت فاطمه زهرا ( سلام الله علیها ) ضمن اعتراض به آنان در مرحله اول با بیان ادله ای روشن و شهادت شاهدان ثابت کرد که فدک رات پیامبر در زمان حیات خود به او بخشیده است و او مالک فدک می باشد . و در مرحله بعد با استناد به آیات قرآن و سخنان پیامبر به اثبات این مسئله پرداخت که حتی اگر پیامبر آن را نبخشیده باشد و ملک آن حضرت بوده باشد ، در این صورت هم بعد از وفات پیامبر ، اموالشان به تنها دختر ایشان به عنوان ارث تعلق می گیرد و روایت نقل شده مبنی بر این که ما پیامبران ارث نمی گذاریم دروغ و جعلی است . بحث ها و گفتگوهای فراوانی میان حضرت فاطمه ( سلام الله علیها ) و غاصبین فدک انجام شد ، اما در نهایت غاصبان فدک حاضر نشدند فدک را برگردانند . برگرفته از کتاب مردم می پرسند پرسش و پاسخ پیرامون حضرت زهرا (سلام الله علیها ) تالیف محمدرضا فقیه امامی ( اسناد درکتاب ذکر شده )
پنجشنبه هجدهم فروردین 1390 :: 18:25 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
دختر آفتاب
در آغازین روزهای سال ششم از هجرت بود که خانه پاک و پر معنویت علوی و فاطمی با دنیایی از شور و شوق و سعادت و شادمانی به پیشواز سومین گل بوستان خود رفت و زینب ( سلام الله علیها ) نخستین دخت فرزانه امام علی ( علیه السلام ) و بزرگ بانوی اسلام و آزادگی فاطمه ( سلام الله علیها ) دیده به جهان گشود . بیشتر تاریخ نگاران و سیره نویسان در این مورد چنین آورده اند : در پنجمین روزاز ماه جمادی بود که زینب با طلوع خویش چشم به روی زندگی گشود . او در خانه ای ولادت یافت که سه تن از پاک اندیش ترین و پاک منش ترین آفریدگان خدا یعنی محمد ( صلی الله علیه و آله و سلم ) پیام آور خدا ، علی ( علیه السلام ) امیر توحید گران و فاطمه ( سلام الله علیها ) سالار زنان عصرها و نسل ها که درود خدا و مردم گیتی نثارشان باد ، مدیر و مربی و آموزگار پر مهر و شکوه آن خانه ی جاودانه و تماشایی و قهرمان پرور بودند . هنگامی که نور وجود زینب ( سلام الله علیها ) از افق خانه امام علی ( علیه السلام ) درخشیدن گرفت و آن کودک محبوب دیده به جهان گشود ، این رویداد بی درنگ به نیای گرانقدرش پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) گزارش گردید و آن حضرت به خانه دخت ارجمندش فاطمه ( سلا م الله علیها ) شتافت . او پس از حضور فرمود : فاطمه جان ! دختر نو رسیده ات را بیاور هنگامی که فاطمه ( سلام الله علیها ) آن کودک محبوب را آورد ، پیامبر او را گرفت و بر سینه مبارک فشرد و گونه اش را بر گونه او نهاد آن گاه به گریه افتاد و با صدا گریه کرد . به گونه ای که سیلاب اشک از گونه هایش سرازیر شد ! فاطمه ( سلام الله علیها ) با دیدن آن منظره شگفت پرسید : پدر جان ! چرا گریه می کنید ؟ خدا دیدگانتان را نگریاند . پیامبر فرمود : دخترم ! فا طمه جان ! این دختر در گذر زمان هدف گرفتاریها خواهد بود و به رنجها آزموده خواهد شد ، و باران بلاها و رویدادهای تکان دهنده و غمبار بر او خواهد بارید ... رو شنایی چشم پدر ! پاره وجود من ! فاطمه جان ! بی گمان هر کس آگاهانه و خالصانه و هدفمند بر این دختر فرزانه و بر رنجها و گرفتاریها ی او در راه عدالت و اسلام گرید ، پاداش چنین کسی به سان پاداش کسی است که بر شهادت برادرانش حسن و حسین بگرید .
و پس از این گفت و شنود شگفت انگیز و این خبر اندوهبار بود پیامبر نام جاودانه آن دخت نورسیده را زینب نهاد . بی گمان نامها و نشانه ها از ریشه ها و سرچشمه های خود می رویند ، درست به سان خود انسان . و ریشه ها نیز به طور طبیعی دارای معنا و مفهوم هستند . با این بیان واژه ی زیبای زینب در فرهنگ واژه ها و واژه شناسان دارای چه معنا و مفهومی است ؟ در پاسخ این پرسش دو دیدگاه آمده است : ۱- واژه زینب از دو واژه زین و اب شکل گرفته که در این صورت به معنی زیور و پدر یا مایه زینت و آراستگی زندگی پدر آمده است . ۲- دیدگاه دیگر این است که واژه زینب یک واژه است و این واژه نام درختی پر طراوت و سایه گستر یا نام گلی زیبا و عطر آگین است .
یکشنبه چهاردهم فروردین 1390 :: 17:7 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
امام علی علیه السلام :
زکات عقل تحمل نادانان است .
غررالحکم ۵/ ۱۸/۷۳۰۱ دوشنبه هشتم فروردین 1390 :: 19:2 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
شیعه شدن فرمانده روسی
صاحب گنجینه دانشمندان در جلد سوم صفحه ۸۲ چنین مرقوم فرمودند : حکایت کرد برای ما عالم ربانی ، محدث جلیل ، مرحوم حاج ملا محمود زنجانی مشهور و معروف به حاج ملا آقا جان ، که پس از جنگ بین المللی اول ، پیاده به عراق برای زیارت عتبات عالیات مسافرت نمودم و در خانقین برای خواندن و ادای نماز به مسجد رفتم . در آنجا مرد بسیار سفید پوست و فربهی را دیدم که به طریق شیعه حقه نماز می خواند . تعجب کردم ، زیرا دانستم او از اهالی شمال روسیه است . لذا صبر کردم تا از نمازش فارغ شود آنگاه نزدش رفتم و سلام کردم و از لهجه اش دانستم که روسی است ، سپس از محل و اسلام و تشیعش پرسیدم . جواب داد : من اهل نینگراد هستم که در جنگ بین المللی افسر و فرمانده دو هزار سرباز روسی بودم و ماموریت گرفتن کربلا را داشتم . در خارج شهر کربلا اردو زده و انتظار دستور حمله به شهر را داشتم ، که ناگهان شبی در عالم خواب شخصی روحانی و بزرگوار را دیدم که به زبان روسی با من تکلم نمود و گفت : دولت روس در این جبهه شکست خورده و فردا همین خبر منتشر می شود و جمیع سربازان روسی که در عراق می باشند به دست اعراب کشته می شوند . حیف است تو کشته شوی بیا مسلمان شو تا تو را نجات دهم . گفتم : شما کیستید که مانند شما را در اخلاق و زیبایی و شجاعت ندیده ام ؟ فرمود : من ابالفضل العباس هستم که مسلمین به من قسم می خورند . سپس مجذوب و مرعوب بیاناتش گردیدم و به تلقین آن بزرگوار اسلام آوردم . آنگاه فرمود : برخیز و از میان اردو بیرون برو گفتم : به کجا بروم ؟ جایی را نمی دانم . فرمود : نزدیکی خیمه تو اسبی است ، سوارش شو ، تو را به شهر پدرم نجف می برد ، نزد وکیل ما سید ابوالحسن اصفهانی . گفتم : من ده نفر سرباز مراقب دارم . فرمود : آنها فعلا مست و مخمور افتاده و رفتن تو را احساس نمی کنند . سپس برخاستم و خیمه خود را منور و معطر یافتم . به عجله لباس پوشیدم و بیرون آمدم دیدم مراقبینم مست افتاده اند . از میان آنها بیرون رفته دیدم اسبی آماده می باشد . سوار شدم و ان اسب به شتاب حرکت کرد و پس از چند ساعت به شهری وارد شد و از کوچه ها گذشت و درب خانه ای ایستاد . متحیر بودم که ناگهان دیدم درب منزل باز شد و سید پیری نورانی بیرون آمد با شیخی ، که با زبان روسی به من تعارف کردند و من را به منزل بردند . گفتم : آقا کیست ؟ جواب داد : همان کسی که حضرت عباس ( علیه السلام ) فرمود : و سفارش تو را به آقا نمود . پس مجددا به دست آقا اسلام آوردم و آقا به آن شخص فرمود که احکام اسلام را به من تعلیم دهد و روز بعد نیز خبر شکست دولت روس به گوش عربها رسید تمام سربازان روسی به دست عربها نابود شدند و جز من کسی جان به سلامت نبرد . گفتم : اینجا چه میکنی ؟ جواب داد : هوای نجف گرم است ، آیت الله اصفهانی تابستان مرا اینجا می فرستد که هوایش نسبتا خنک است و در سایر اوقات ، به خرج آیت الله ، در نجف زندگی می کنم .
اللهم عجل لوليک الفرج ![]()
تبلیغات
منوي اصلي حدیث تاریخ موضوعات
سايت هاي مفيد
|
||