
|
اللهم عجل لوليک الفرج
آخرين مطالب
جمعه بیست و هشتم آبان 1389 :: 11:0 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
مختصری درباره واقعه عظیم غدیر خم
در سال دهم هجرت به دستور الهی آخرین سفر پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) به مکه برای تعلیم حج و اعلام ولایت ائمه آغاز شد . در این سفر بیش از صد و بیست هزار نفر آن حضرت را همراهی می کردند که در شرائط آن زمان بی سابقه بود . بلافاصله پس از پایان مراسم حج اعلام شد همه حجاج از مکه خارج شوند و برای برنامه ای مهم در غدیر خم که کمی قبل از محل جدا شدن کاروان ها بود حضور یابند . سه روز پس از مراسم حج سیل جمعیت به سوی غدیر حرکت کرد .
اجتماع عظیم در غدیر با رسیدن به محل موعود فرمان توقف از سوی پیامبر اعلام شد . به دستور پیامبر ، سلمان اباذر و مقداد و عمار منبری در زیر سایه بان چند درخت آماده کردند و پیامبر پس از اداء نماز ظهر بر فراز منبر ایستادند و امیرالمومنین را فرا خواندند و ایشان هم قبل از شروع خطابه بر فراز منبر ، یک پله پائین تر از پیامبر در سمت راست ایشان ایستاد . سخنرانی پیامبر در غدیر که حدود یک ساعت به طول انجامید و صد و بیست هزار مخاطب داشت را می توان در یازده قسمت تقسیم بندی کرد که آن را به طور خلاصه عرض می کنیم . در بخش اول حضرت به حمد و ثنای الهی پرداختند . در بخش دوم حضرت فرمودند : باید فرمان مهمی درباره علی ابن ابی طالب ابلاغ کنم که اگر این پیام را نرسانم رسالت الهی را نرسانده ام و ترس از عذاب خداوند دارم . در بخش سوم حضرت امامت دوازده امام بعد از خود تا آخرین روز دنیا را اعلام فرمودندو نیابت تام ائمه را از خدا و رسول در حلال و حرام و همه امور دنیا اعلام فرمودند . در بخش چهارم پیامبر با بلند کردن امیر المومنین ( علیه السلام ) و معرفی ایشان فرمودند
من کنت مولاه فهذا علی مولاه
نیز فرمودند : خدایا دوست بدار هر که او را دوست دارد و دشمن باش با دشمن او و یاری کنهر که او را یاری کند و خوار کن هر که او را خوار کند .
در بخش پنجم حضرت صریحا فرمودند : هر کس از ولایت ائمه سر باز زند ، اعمال نیکش سقوط می کند و جایگاه او جهنم خواهد بود . در بخش ششم حضرت با تلاوت آیات عذاب و لعن از قرآن ، عذاب الهی را بر دشمنان اهل بیت ترسیم کردند . در بخش هفتم حضرت تکیه سخن را بر اثرات ولایت و محبت اهل بیت قرار داد . در بخش هشتم مطالبی اساسی درباره امام زمان و اوصاف و شئون آن حضرت بیان فرمودند . در بخش نهم مردم را به بیعت با خود و سپس با بیعت با امیرامومنین دعوت کرد . در بخش دهم حضرت درباره احکام الهی از جمله امر به معروف و نهی از منکر و تبلیغ پیام غدیر صحبت فرمودند آخرین مرحله دعوت به بیعت لسانی با امیرالمومنین علی ( علیه السلام ) بود .
پس از اتمام خطبه دو خیمه بر پا شد که در یکی خود و در دیگری امیرالمومنین علی ( علیه السلام ) جلوس فرمودند . مردم دسته دسته وارد خیمه می شدند و پس از بیعت با پیامبر وارد خیمه امیرالمومنین می شدند و با آن حضرت بیعت می نمودند و تبریک می گفتند . با قرار دادن ظرف آبی که میان آن پرده ای موجود بود و دست مبارک امیرالمومنین ( علیه السلام ) در یک طرف ظرف قرار داشت ، زنان هم دست خود را در طرف دیگر آن گذاشته و این گونه بیعت می کردند . یکشنبه بیست و سوم آبان 1389 :: 19:24 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
مناجات امام سجاد درروزعرفه
حمد و ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است . پروردگارا ! حمد و ستایش از آن توست که آفریننده آسمانها و زمینی ، صاحب جلال و عظمتی پروردگار پروردگاران ، و خدای هر معبود ، و آفریننده هر مخلوق ، و وارث همه چیز، خداوندی که مثل و مانندی ندارد و دانستن چیزی از او پوشیده و پنهان نیست و بر همه چیز احاطه دارد و او بر هر چیزی نگهبان و مراقب است . تو آن خداوندی هستی که خدایی جز تو نیست ، یکتا و بی همتا ، یگانه و بی همانندی تو آن خداوندی هستی که خدایی جز تو نیست ، کریم ، بخشنده ،در نهایت کرامت و بخشندگی ، عظیم و بزرگ ، در نهایت عظمت و بزرگی ، بزرگ و کبیری و در بلندترین مرتبه از کمال . تو آن خداوندی هستی که خدایی جز تو نیست ، بلند مرتبه ، والا مقام و به شدت انتقام گیرنده . تو آن خداوندی هستی که خدایی جز تو نیست ، بخشنده مهربان ، دانای حکیم و فرزانه . تو آن خداوندی هستی که خدایی جز تو نیست ، شنوای بینا ، پیوسته بوده ای وبر همه چیز آگاهی .
تو آن خداوندی هستی که خدایی جز تو نیست ، کریم ، از همه بزرگوارتر ، جاودانه بادوام و پا برجا . تو آن خداوندی هستی که خدایی جز تو نیست ، پیش از همه بوده ای و بعد از همه خواهی بود. تو آن خداوندی هستی که خدایی جز تو نیست ، خداوندی که در نهایت بلندی مقام بهبندگانت نزدیکی ، و در عین قرب و نزدیکی به بندگانت در بلند مرتبه ترین مرتبه قرار داری . تو آن خداوندی هستی که خدایی جز تو نیست ، خداوند دارای شکوه و عظمت ،و بزرگواری که شایسته حمد و ستایش است . تو آن خداوندی هستی که خدایی جز تو نیست ، خداوندی که همه چیز را بدون مایه واصل آفریدی ، و صورت و شکل هر چیز را بدون الگو و نمونه ایجاد نمودی ، و پدیده ها را بدون پیروی از کسی پدید آوردی . تو آن خداوندی هستی که برای همه چیز اندازه و میزان قرار داده ، و هر چیزی را به آسانی آماده نموده ای ، و غیر خود را سر و سامان داده ای . تو آن خداوندی هستی که برای خلق کردن ، هیچ کس تو را یاری نکرده ، و در کارت هیچ وزیر و مشاوری به تو کمک ننموده است ، و برای تو شاهد و ناظر و همانندی نبوده است. تو آن خداوندی هستی که هر گاه اراده کنی وقوع آنچه را که اراده کرده ای حتمیت یافته ، محقق میگردد ، و چون درباره چیزی قضاوت کنی قضاوت و داوری تو بر اساس عدالت ، و هر گاه فرمان دهی ، حکم و فرمان تو از روی انصاف است . تو آن خداوندی هستی که در هیچ مکانی نمی گنجی ، و در برابر حکومت و سلطنت توهیچ حکومتی به پا نخاسته ،و هیچ دلیل و برهانی تو را عاجز و ناتوان نساخته است . تو آن خداوندی هستی که تعداد همه چیز را شمرده ای ، و برای هر چیزی ، مدت و زمانی قرار داده ای ، و هر چیز را به اندازه معلوم و معین پدید آورده ای . تو آن خداوندی هستی که اوهام و اندیشه ها از رسیدن به کنه ذات تو عاجز مانده ، و فهمها از درک کیفیت و چگونگی تو ناتوان شده اند و چشمها جایگاه تو را نمی بینند . تو آن خداوندی هستی که هیچ حد و حدودی نداری تا محدود گردی ، و برای تو مثل و مانندی نیست تا درک شوی ، و فرزندی نیاورده ای تا خود فرزند دیگری شوی . تو آن خداوندی هستی که مخالف و ضدی همراه تو نیست تا با تو دشمنی نماید ، و مثل و مانندی نداری تا برتو پیروز گردد ، و همتایی برایت نیست تا با تو برابری کند . تو آن خداوندی هستی که آغاز کرد ، و اختراع نمود ، و پدید آورد ، و بدون نمونه و الگو آفرید ، و آنچه را ساخت ، خوب و نیکو ساخت .
پروردگارا ! پاک و منزه هستی ! چقدر مقام و منزلت تو بزرگ است ، و چقدر جایگاه تودر میان دیگر مکانها بلند است ، و چقدر فرقان تو آشکار کننده حق است . پروردگارا ! پاک و منزهی تو ! ای نیکی کننده ، چه بسیار است نیکی تو ، و ای مهربان ، چه فراوان است محبت و مهربانی تو ، و ای حکیم و آگاه به امور و اشیاء ، چه بسیار است شناسایی تو . پروردگارا پاک و منزهی تو ! ای پادشاه ، چقدر قدرت و توانایی تو زیاد است ، و ای بخشنده ، سخاوت و توانگری تو چه فراوان است ، و ای بلند مرتبه ، چقدر مقام و منزلت تو بلند است ، تو صاحب عظمت و شکوه و بزرگواری هستی و هم سزاوار حمد و سپاس . پروردگارا پاک و منزهی تو ! دست خود را به نیکی ها و خیرات گشوده ای ، و هدایت و راهنمایی از جانب تو شناخته شده است ، پس هر کس تو را برای دین یا دنیا بخواهد به تو دست می یابد . شنبه بیست و دوم آبان 1389 :: 17:56 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
شهادت امام محمد باقر( علیه السلام )
امام محمد با قر ( علیه السلام ) با طرح مرموز و مخفیانه هشام بن عبدالملک مسموم شد و به شهادت رسید ولی زهر دهنده و چگونگی آن به روشنی مشخص نیست . بعضی می نویسند ابراهیم بن ولید بن عبدالملک آن حضرت را مسموم کرد و به گفته برخی دیگر زید بن الحسن که با امام باقر ( علیه السلام ) خصومت داشت به دستور هشام بن عبدالملک زهر را بر زین اسب مالید و اسب را به حضور امام باقر ( علیه السلام ) آورد و اصرار کرد که آن حضرت بر آن سوار گردد . آن حضرت ناگزیر سوار شد و آن زهر در بدن او اثر کرد به گونه ای که رانهایش متورم شد و سه روز بستری گردید و سر انجام به شهادت رسید . در روزهای آخر عمر امام بود که امام صادق ( علیه السلام ) به پدر عرض کرد پدر جان از آن روز که بستری شده ای هیچگاه شما را مثل امروز سالم تر ندیده ام و هیچ گونه نشانه بیماری از چهره شما دیده نمی شود . فرمود پسرم آیا صدای پدرم علی بن الحسین را نشنیدی که از پشت دیوار مرا طلبید و فرمود ای محمد به سوی ما بیا و شتاب کن . شب شهادت امام باقر ( علیه السلام ) فرا رسید ، امام صادق ( علیه السلام ) به اتاق پدرش آمد ، دید ایشان در حال مناجات با خداست ، با دست اشاره کرد که ساعتی بعد بیا . پس از ساعتی امام صادق ( علیه السلام ) به بالین پدر آمد .
امام باقر ( علیه السلام ) به او فرمود : امشب آخرین شب عمر من است ، هم اکنون پدرم امام سجاد ( علیه السلام ) آمد و شربتی گوارا آورد و فرمود پسرم از این شربت بیاشام که خداوند وعده داده همین امشب روحت را قبض کند . مشهور آن است که شهادت آن حضرت در ذیحجه سال ۱۱۴ هجری رخ داد . روایت است که چون حضرت امام محمد باقر ( علیه السلام ) رحلت نمود حضرت صادق ( علیه السلام ) می فرمود که چراغ می افروختند در آن حجره ای که حضرت در آن حجره وفات یافته بود . قبر امام محمد باقر ( علیه السلام ) در بقیع کنار پدر و عم بزرگوار خود حضرت امام حسن ( علیه السلام ) قرار دارد . شنبه پانزدهم آبان 1389 :: 19:21 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
امام جواد ( علیه السلام )
امام جواد ( علیه السلام ) مدتی در بغداد بود سپس به مدینه رفت و تا آخر عهد مامون درمدینه ماند و پس از درگذشت مامون که معتصم زمام خلافت را به دست گرفت دوباره به بغداد احضار شد و تحت نظر بود تا این که به تحریک معتصم و به دست همسر خود مسموم شد و به شهادت رسید . به روایتی امام جواد ( علیه السلام ) در روز ۲۸ محرم سال ۲۲۰ هجری به بغداد وارد شد و معتصم که عموی ام الفضل همسر امام بود با جعفر پسر مامون بر قتل آن حضرت همداستان شدند . برای اجرای این نیت شوم به فکر آن که مبادا روزی خلافت از بنی عباس به علویان منتقل شوبه تحریک ام الفضل پرداختند و گفتند که تو دختر و برادرزاده خلیفه هستی و احترامت از هر جهت لازم است و شوهر تو محمد بن علی الجواد ، مادر علی الهادی فرزند خود را بر تو مزیت می دهد ( اشاره به سمانه مغربیه ) آنان آن قدر سعی کردند تا ام الفضل تحریک شد و در باطن از شوهر خود منحرف گردید . این سه تن سمی در انگور تزریق کرده به خانه ام الفضل فرستادند . او هم ظرف انگور را در برابر شوهر خود گذاشت و از گوارایی آن توصیف نمود و حضرت را به تناول آن ترغیب نمود. امام مقداری که از آن انگور تناول کرد ، آثار سم در جگر خود احساس کرد و موجب رنج و تعب وی گردید . ام الفضل با دیدن آن حال ، پشیمان و گریان شد . حضرت فرمود چرا گریه می کنی ؟ اکنون که مرا کشتی گریه تو سودی ندارد و بدان به جرم همین خیانتی که کردی چنان به تنگدستی و فقر مبتلا شوی که هر چند برای فرار از آن کوشش کنی ، به جایی نرسی و به دردی مبتلا شوی که علاج نداشته باشد . عیاشی می گوید : ام الفضل بنا بر دعای آن حضرت به دردی مبتلا گردید که لاعلاج بود و تمام هستی خود را صرف کرد اما بهبودی نیافت و بالاخره در فقر و مسکنت از دنیا رفت . احمد بن ابی خالد غلام امام جواد ( علیه السلام ) روایت می کند که در خدمت آن حضرتبودم که ایشان مرا شاهد و گواه گرفتند بر انشاء وصیت خود ...
آن حضرت فرزند خود علی الهادی ( علیه السلام ) را وصی خویش قرار داد و تا قبل از بلوغ ایشان قیومیت بر اموال خود از قبیل مزارع املاک و مصارف آن را بر عهده عبد الله بن مشاور قرار داد و مقرر فرمودند تا زمانی که حضرت هادی ( علیه السلام ) به سن بلوغ نرسد ، قیم به وظیفه خود عمل کند و پس از آن امام هادی ( علیه السلام ) سرپرست تمام موالی و املاک ایشان خواهد بود . در وصیت امام جواد ( علیه السلام ) جهات تقیه و سیاست کاملا رعایت گردیده است تا چیزی مورد مشاجره واقع نشود . دوشنبه سوم آبان 1389 :: 19:7 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
در حمد و ثنای پروردگار
حمد و ستایش مخصوص خدایی است که اول است بی آن که اولی پیش از او باشد وآخر است بی آن که آخری پس از او باشد . خداوندی که دیده های بینندگان از دیدنش قاصر و اندیشه های وصف کنندگان از وصفش ناتوان است . خداوندی که آفرینش را به قدرت خود ابداع کرد و آنان را به اراده و خواست خویش پدید آورد . سپس مخلوقات را در مسیر اراده خود قرار داد و آنان را در راه عشق و محبت خویش برانگیخت ، بدان سان که آنان از حدودی که خداوند برایشان معین نموده است قدمی عقب تر یا جلوتر نمی توانند بردارند . او برای هر یک از آفریدگان روزی معلوم و تقسیم شده ای قرار داد که هیچ کس نمی تواند اندکی از روی آن که افزوده است بکاهد یا چیزی به آن که کم است یفزاید . آن گاه خداوند در زندگی برای او ( انسان ) عمری موقت تعین نمود و پایانی محدود برای آن قرار داد که با گذر روزهای عمرش به سوی آن گام بر می دارد و با سالهای عمرش آن را سپری می کند و چون آخرین گام را بردارد وشمار عمرش به پایان رسد خداوند جان او را می گیرد و به سوی ثوابی فراوان یا عذابی هولناک رهسپارش می سازد تا بد کاران را به دلیل عمل بدشان مجازات کنند و نیکوکاران را به واسطه کردارنیکشان پاداش دهد و این عین عدالت اوست .
نامهای او پاک و منزه است و نعمتهایش آشکار . هیچ کس نمی توتند از کار او باز خواست کند بلکه دیگرانند که باز خواست می شوند . و حمد و ستایش مخصوص خداوندی است که شناخت حمد و ثنای خویش را از بندگانش دربرابر همه نعمتهای پیاپی که به ایشان داده است دریغ می کرد آنها در نعمتهایش تصرف می کردند و سپاسگذاری نمی نمودند و از روزی اش به فراوانی بهره مند می گشتند و شکر او را به جای نمی آوردند . و اگر چنین می کردند از مرز انسانیت به مرز حیوانیت خارج می شدند و آنگونه می گشتند که خداوند متعال آنان را در کتاب محکم خود ( قرآن ) توصیف کرده است. و حمد و ستایش از آن خداوند است به سبب آن که خود را به ما شناساند و شیوه شکرو سپاس را به ما الهام نمود و درهای علم ربوبیت خویش را به روی ما گشود و ما را به اخلاص در توحید و یگانگی اش راهنمایی کرد و شک و تردید در امر خود دور ساخت . اللهم عجل لوليک الفرج ![]()
تبلیغات
منوي اصلي حدیث تاریخ موضوعات
سايت هاي مفيد
|
||