
|
اللهم عجل لوليک الفرج
آخرين مطالب
چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389 :: 15:9 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
مختصری بر زندگی امام حسین علیه السلام
امام حسین علیه السلام فرزند دوم امیرالمومنین علی علیه السلام
و حضرت فاطمه سلام الله علیها است که در سال چهارم هجری قمری
متولد گردید ، مشهورترین کنیه آن حضرت اباعبدالله و مشهورترین
القاب ایشان سیدالشهدا است .
عمر آن حضرت را ۵۷ سال نوشته اند امام حسین علیه السلام پس
از شهادت برادر بزرگوار خود امام حسن علیه السلام به امر خدا و
طبق وصیت برادرش به امامت رسید و مدت ۱۱ سال امامت نمود
که تمام این مدت به استثنای تقریبا ۶ ماه آخر آن ، هم زمان با
خلافت معاویه بود .
آن حضرت در سخت ترین اوضاع و ناگوارترین احوال با نهایت
اختناق زندگی می فرمود . زیرا معاویه و دستیاران او از هر
فرصتی برای دگرگون کردن اسلام و از میان بردن اهل بیت و
شیعیانشان و محو نمودن نام علی علیه السلام استفاده می کردند.
بدین جهت امام حسین علیه السلام هر گونه شکنجه و آزار روحی
را از معاویه و دستیاران وی تحمل می کرد تا این که در اواسط
سال ۶۰ هجری معاویه درگذشت و پسرش یزید به جای وی نشست .
یزید پس از درگذشت معاویه به والی مدینه دستور داد که از امام
برای وی بیعت بگیرد و گرنه گردنش را بزند و سر او را به
شام بفرستد .
پس از آن که والی مدینه درخواست یزید را به حضرت ابلاغ کرد ،
آن حضرت با خاندان خود به سوی مکه حرکت فرمود و به حرم
خدا که در اسلام محل امن می باشد پناهنده شد . این واقعه در اواخر
ماه رجب و اوایل ماه شعبان سال ۶۰ هجری رخ داد و امام حسین
علیه السلام تقریبا ۴ ماه در مکه به سر برد و این خبر به تدریج در
بلاد اسلامی منتشر شد .
اقامت امام حسین علیه السلام در مکه ادامه داشت تا این که موسم حج
فرا رسید و مسلمانان گروه گروه وارد مکه شدند و مهیای انجام
مناسک حج گردیدند .
آن حضرت اطلاع پیدا کرد که جمعی از افراد یزید به عنوان حاجی
وارد مکه شده اند . و ماموریت آنها این است با سلاحی که در زیر
لباس احرام دارند ، آ ن حضرت را در اثتای عمل حج به قتل
برسانند . امام حسین علیه السلام چون جانش در خطر بود و نیز
برای حفظ حرمت خانه خدا تصمیم به حرکت گرفت و در میان
مردم سخنرانی کوتاهی کرد و حرکت خود را به سوی عراق خبر
داد . او در این سخنرانی کوتاه شهادت خود را گوشزد کرد و از
مسلمانان استمداد طلبید تا در این راه یاریش نمایند و خون خود را در
راه خدا بذل نمایند .
فردای آن روز با خاندان و گروهی از یاران خود رهسپار عراق شد .
امام راه کوفه راپیش گرفت . در اثنای راه خبر یافت که والی یزید
در کوفه نماینده امام را با یک نفر از معاریف شهر که طرفدار
جدی نماینده امام بود کشته است و به دستور او ریسمان به پایشان
بسته و در کوچه و بازار کوفه کشیده اند . همچنین شهر و نواحی
کوفه تحت مراقبت شدید در آمده و سپاه بی شمار دشمن در انتظار
امام به سر می برند و راهی جز کشته شدن در پیش نیست .
همین جا بود که حضرت از شهادت خود خبر داد ، ولی مسیر خود
را تعغیر نداد و سر انجام به کربلا رسید و به محاصره لشکریان
یزید در آمد . آن حضرت ۸ روز در کربلا توقف داشت و در این
مدت حلقه محاصره هر روز تنگ تر و سپاه دشمن افزون تر می شد .
بالاخره آن حضرت و خاندان و یارانش که تعداد بسیار کمی بودند
در میان حلقه های متشکل از ۳۰هزار مرد جنگی قرار گرفتند .
آخر روز تهم ماه محرم آخرین تصمیم دشمن به امام ابلاغ شد و
آن حضرت شب را برای عبادت مهلت گرفت ومصمم به جنگ
فردا گردید. روز دهم محرم سال ۶۱ هجری امام با جمعیت کم
خود متشکل از همراهان سابق امام و آنان که تازه در شب و روز
جنگ از لشکر دشمن به امام پیوسته بودند همراه با خویشاوندان خود
در برابر لشکر دشمن صف آرایی نمودند و جنگ در گرفت . آن
روز از بامداد تا عصر جنگیدند و امام و سایر جوانان هاشمی و
یاران وی تا آ خرین نفر شهید شدند . زنان و کودکان خاندان رسالت
همه به اسارت در آمدند . لشکریان دشمن خیمه های آنان را آتش
زدند و بر جنازه شهدا اسب تاختند و سرهای شهدا را از تن ها جدا
نمودند و بر نیزه ها کردند .
قیام امام حسین علیه السلام بر ضد یزید بن معاویه و امتناع از بیعت
با یزید و استقبال او از شهادت در راه اسلام ، برنامه حکومت آل
ابی سفیان راکه انقراض اسلام و بازگردانیدن آثار جاهلیت بود ،
نابود کرد و امام حسین را از برجسته ترین چهره های دینی و
سیاسی تاریخ اسلام نمود همانگونه که چنین هم بود
جمعه هجدهم تیر 1389 :: 0:53 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
نیایش در غار حراء و آغاز بعثت
حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم بیشتر اوقات خود را در خارج مکه به سر می برد و مدت ها در دامنه کوه ها و میان غار می نشست و در آثار آفرینش خدا و شگفتی های جهان خلقت به تفکر می پرداخت و با خدای جهان به راز و نیاز سرگرم می شد . سالها بدین منوال گذشت . خدیجه همسر با وفایش نیز می دانست که هر وقت محمد در خانه نیست در غار حراء به سر می برد . قبل از بعثت که پیامبر در غار حراء مشغول راز و نیاز با خداوند بود در عالم خواب رویاهایی راستین می دید و روحش برای پذیرش وحی الهی آماده می گشت و در شب ۲۷ رجب بود که جبرئیل مامور ش د تا آیاتی از قرآن را برای پیامبر بخواند و او را به مقام پیامبری و رسالت مژده دهد . بدین ترتیب فرمان رسالت پیامبر از سوی خداون د توسط جبرئیل به او ابلاغ گردید . فرشته وحی که تا آن زمان چند بار در خواب و بیداری بشارت هایی به پیامبر داده بود آیات الهی را به رسول خدا فرود آورد و گفت بخوان . پیامبر در حالتی عجیب فرو رفته بود گفت خواندن نمی دانم صدای جبرئیل دوباره در جانش پیچید که آشکارا می گفت بخوان ای محمد . محمد پرسید چه بخوانم و جبرئیل پاسخ داد : بخوان به نام پروردگارت که آفرید انسان را از خون بسته شده آفرید بخوان و بدان که پروردگار تو کریم ترین کریمان است آن که تعلیم کرد نوشتن را به قلم ( سوره علق آیات ۱ تا ۴ ) با دریافت وحی هیجان همه وجود پیامبر اسلام را فرا گرفت ، زیرا با دنیای بزرگ و عالی تر پیوند یافته بود . آرامش ارتباط با فرشتگان با اضطراب سنگینی بار رسالت در هم آمیخت و او را با تجربه ای نوین روبرو ساخت . بدین ترتیب بزرگ ترین انقلاب جهان آغاز شد . انقلابی الهی و بر پایه بینش توحیدی . جبرئیل ماموریت خود را انجام داد و پیامبر نیز از کوه حراء پایین آمد و به سوی خانه خدیجه رفت و سر گذشت خود را برای همسرش بازگفت . خدیجه دانست که ماموریت بزرگ او آغاز شده پس او را دلداری و دلگرمی داد و گفت بدون شک خدای مهربان بر تو بد روا نمی دارد ، زیرا تو نسبت به خانواده و بستگانت مهربان هستی و به بینوایان کمک می کنی و ستم دیدگان را یاری می نمایی . سپس پیامبر گفت : مرا بپوشان آنگاه اندکی به خواب رفت .
نخستین کسانی که اسلام آوردند نخستین ایمان آورندگان به پیامبر ۲نفر بودند ، همسرش خدیجه و پسر عمویش علی ابن ابی طالب علیه السلام . چنان که حضرت علی علیه السلام درباره اسلام آوردن خویش در چند جا از خطبه های خود به صراحت می گوید : من نخستین کسی بودم که به رسول خدا ایمان آوردم . زید بن حارثه نفر سومی بود که به پیامبر ایمان آورد . در این که پس از این سه تن چه کسانی زودتر مسلمانی را پذیرفته اند میان سیره نویسان و مورخین اختلاف نظر است و این اختلاف البته پس از عصر صحابه و آغاز عصر تابعین پدید آمد ، زیرا هر خانواده ای کوشیده است بزرگ خود را پیشگام در پذیرش آیین اسلام بشناساند تا از امتیازات معنوی آن برخوردار گردد که البته انگیزه های دیگری نیز در این مورد در میبان بوده است. جمعه یازدهم تیر 1389 :: 20:41 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
مختصری از زندگینامه امام موسی کاظم (علیه السلام )
امام موسی کاظم (علیه السلام ) هفتمین اختر آسمان ولایت ، در هفتم صفر سال ۱۲۸ هجری دیده به جهان گشود . زمام حکومت و خلافت در دوران کودکی آن حضرت در دست امویان بود و افرادی چون یزید بن ولید بن عبد الملک معروف به ناقص ، ابراهیم بن ولید بن عبدالملک و مروان بن محمد معروف به مروان حمار بر جامعه اسلامی حکمرانی می کردند . در سال ۱۴۸ هجری که امام صادق ( علیه السلام ) در گذشت ، امام هفتم از جانب خداوند مسئولیت رهبری را بر عهده گرفت و در آن روزگار قدرت از دست بنی امیه به بنی عباس منتقل گردید . امام موسی کاظم ( علیه السلام ) در دوران امامت خود با خلفایی چون منصور دوانقی ، مهدی فرزند منصور و هادی فرزند مهدی و هارون الرشید فرزند دیگر مهدی معاصر بود . امام بیست سال از عهد پدر بزرگوار خود را درک کرد و پس از رحلت پدر ارجمندش سی و پنج سال زندگی کرد . القاب مشهور آن حضرت کاظم ، عبد صالح ، عالم و باب الحوائج و کنیه مشهور ایشان ابو الحسن است . عمر آن بزرگوار را ۵۵ سال نوشتند ، امام در مدت امامت خودغالبا یا در زندان و یا د ر تبعید بوده است . آن حضرت در میان مردم نفوذ کامل داشت و همیشه در حال مبارزه با دشمن بود . مادر حضرت امام موسی کاظم ( علیه السلام ) حمیده کنیزی از اهالی مغرب یا اندلس بوده است که به حمیده المصفاء معروف بود . آن حضرت قدی متوسط و رنگی سبزه و محاسنی انبوه داشت . نقش نگینش حسبی الله و به روایتی الملک لله وحده بود . نکته ای که قابل ذکر است این است که در زمان حیات امام صادق ( علیه السلام ) کسانی از اصحاب آن حضرت معتقد بودند که پس از ایشان اسماعیل امام خواهد شد اما اسماعیل در زمان حیات پدر از دنیا رفت ولی کسانی که مرگ او را باور نکردند او را همچنان امام می دانستند . پس ا ز وفات حضرت صادق ( علیه السلام ) عده ای چون از حیات اسماعیل مایوس شدند پسر او یعنی محمد بن اسماعیل را امام دانستند و اسماعیلیه امروز بر این عقیده هستند و پس از او پسر وی را امام می دانند . بزرگترین فرزند حضرت صادق ( علیه السلام ) عبد الله نام داشت که برخی او را عبد الله افطح می دانند چون بزرگتر از برادرانش بود ادعای امامت کرد و عده ای نیز از او پیروی کردند اما چون ضعف دعوی و دانش او را دیدند از او روی برتافتند و تنها عده کمی از او پیروی کردن د که به افطحیه موسوم هستند . ولی جلالت قدر ، علو شان ، مکارم اخلاق و دانش وسیع حضرت امام کاظم (علیه السلام ) به قدری روشن و بارز بود که اکثریت شیعه پس از وفات امام صادق ( علیه السلام ) به امامت او گرویدند و علاوه بر این بسیاری شیوخ و خواص اصحاب حضرت صادق ( علیه السلام ) مانند مفضل بن عمر جعفی ، معاذ بن کثیر ، صفوان جمال و یعقوب سراج ، نص صریح امامت حضرت موسی کاظم ( علیه السلام ) را از امام صادق ( علیه السلام ) روایت کردند و بدین ترتیب امامت ایشان در نظراکثریت شیعه مسجل گردید . امام کاظم ( علیه السلام ) پس از بررسی اوضاع جامعه تشخیص داد که بهترین راه دنبال کردن برنامه انقلاب علمی پدرش می باش د و به همین جهت در ادامه راه دانشگاه بزرگ جعفری شاگردان بزرگ و رجال علم و فضیلت را تربیت کرد . حکومت عباسی در مقابل امام کاظم ( علیه السلام ) از مفتیان و قضات درباری ترویج می نمود که طرفدار روش حکومت وقت بودند و امام کاظم ( علیه السلام ) را از فعالیتهای علمی باز می داشتند و شاگردان امام را نیز تحت فشار قرار می دادند تا آنجا که حتی آنها قادر نبودند به طور صریح نام امام هفتم را ببرند بلکه هنگام صحبت از وی به نامهای ابو ابراهیم ، عبد صالح ، امین و صابر نقل می کردند . هارون سر انجام موسی بن جعفر ( علیه السلام ) را دستگیر و زندانی کرد و پس از چندی به شهادت رسانید . دشمن از ترس می خواست ایشان را در سکوت به خاک بسپارد که پروردگار عالم چنین نخواست و آن بزرگوار با تجلیل خاصی به خاک سپرده شد . هارون موقع شهادت امام بسیاری از علما و بزرگان را جمع کردتا شهادت دهند که حضرت به مرگ طبیعی از دنیا می رود ولی حضرت سخنان دروغ آنان را فاش نمود . امام کاظم ( علیه السلام ) در سال ۱۸۳ هجری به دست سندی بن شاهک و به دستور هارون الرشید بر اثر مسمومیت به شهادت رسید . اللهم عجل لوليک الفرج ![]()
تبلیغات
منوي اصلي حدیث تاریخ موضوعات
سايت هاي مفيد
|
||