
|
اللهم عجل لوليک الفرج
آخرين مطالب
جمعه بیست و هشتم خرداد 1389 :: 9:30 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
قضاوتهای حضرت علی (علیه السلام )
زنی که پسر رااز خود ندانست او که جوانی نورس بود سراسیمه و شوریده حال درکوچه های مدینه گردش می کرد و پیوسته از سوز دل به درگاه خدا می نالید " ای عادل ترین عادلها میان من و مادرم حکم کن " عمر به وی رسید و گفت : ای جوان چرا به مادرت نفرین می کنی !؟ جوان گفت : ای خلیفه ، مادرم مرا مدت نه ماه در شکم خود نگه داشته و پس از تولد دو سال به من شیر داده و چون بزرگ شدم و خوب و بد را تشخیص دادم مرا از خود دور کرده و گفت تو پسر من نیستی ! عمر رو به زن کرده و گفت : این پسر چه می گوید ؟ زن گفت : ای خلیفه سوگند به خدایی که در پشت پرده نور پنهان است و هیچ دیده ای او را نمی بیند و سوگند به محمد ( صلی الله علیه و آله) و خاندانش من هرگز او را نمی شناسم و نمی دانم از کدام قبیله و طایفه است ، قسم به خدا او می خواهد به وسیله این ادعایش مرا در بین عشیره و بستگانم رسوا کند و من دوشیزه ای هستم از قریش و تا کنون شوهر ننموده ام . عمر به زن گفت : آیا شاهدی برای مطلب داری ؟ زن گفت : آری و هشتاد نفر از برادران عشیره ای خود را جهت شهادت حاضر ساخت . گواهان نزد عمر شهادت دادند که این پسر دروغ می گوید و می خواهد با این تهمتش زن را در بین طایفه و قبیله اش خوار و ننگین سازد . عمر به ماموران گفت : جوان را بگیرید و به زندان ببرید تا از شهود تحقیق زیادتری بشود و چنانچه گواهیشان به صحت پیوست بر جوان حد افتراء جاری کنم . ماموران جوان را گرفتند و به طرف زندان گسیل دادند ، اتفاقا حضرت امیر علیه السلام در بین راه با ایشان برخورد نمود جوان چون نگاهش به آن حضرت افتاد فریاد زدای پسر عم رسول خدا از من ستمدیده داد خواهی کن و ماجرایی را که برای عمر گفته بود برای علی علیه السلام نیز بیان داشت و گفت عمر دستور داده مرا به زندان ببرند . امیرالمومنین علیه السلام به ماموران فرمود : جوان را نزد عمر برگردانید . عمر از دیدن جوان برآشفت و گفت : من دستور داده بودم جوان را زندانی کنید برای چه او را برگرداندید ؟ ماموران گفتند : ای خلیفه : علی ابن ابی طالب به ما فرمان داد جوان را نزد تو برگردانیم ، و ما از خودت شنیده ایم که گفته ای هرگز از دستورات علی سر پیچی مکنید . در این هنگام علی علیه السلام وارد گردید و فرمود : مادر جوان را حاضر کنید ، زن را آوردند آنگاه رو به جوان کرده و به وی فرمود : چه می گویی ؟ جوان داستان خود را به طرز سابق بیان کرد و سپس رو به عمر نموده و فرمود : آیا اذن می دهی بین ایشان داوری کنم ؟ عمر گفت : سبحان الله چگونه اذن ندهم با آن که از رسول خدا شنیدم که فرمود : علی ابن ابی طالب از همه شما داناتر است . در این وقت امیرالمومنین به زن فرمود : آیا برای اثبات ادعای خود گواه داری ؟ گفت : آری و شهود خود را حاضر ساخت و آنان مجددا گواهی دادند! آن حضرت فرمود : اکنون چنان بین آنان داوری کنم که آفریدگار جهان از آن خشنود گردد قضاوتی که حبیبم رسول خدا به من آموخته است سپس به
زن فرمود : آیا ولی و سرپرستی داری ؟ زن گفت : آری این شهود همه برادران و اولیاء من هستند ، امیرالمومنین به آنان رو کرده فرمود : حکم من درباره شما و خواهرتان پذیرفته است ؟ همگی گفتند آری سپس حضرت علی علیه السلام فرمود : گواه می گیرم خدا را و تمام مسلمانانی را که در این مجلس حضور دارند که عقد بستم این زن را برای این جوان به کابین چهارصد درهم از مال نقد خودم ، ای قنبر برخیز درهم ها را بیاور ، قنبر درهم ها را آورد ! علی علیه السلام آنها را در دست جوان ریخت و به وی فرمود : این درهم ها را در دامن زنت بینداز و نزد من میا مگر آنکه در تو اثر
زفاف باشد یعنی غسل کرده باشی . جوان درهم ها را در دامن زن ریخت و گفت برخیز در این هنگام زن فریاد برآورد " آتش آتش " ای پسر عم رسول خدا می خواهی مرا به عقد فرزندم در آوری ؟ به خدا سوگند او پسر من است . آنگاه علت انکار خود را چنین شرح داد : برادرانم مرا به مردی فرومایه تزویج نمودند و این پسر از او به هم رسید و چون بزرگ شد آنان مرا تهدید کردند که فرزند را از خودم دور سازم ، به خدا او پسر من است و دست فرزند را گرفت و روانه گردید .
چهارشنبه بیست و ششم خرداد 1389 :: 8:16 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
امام هادی ( علیه السلام ) مقام : امام دهم نام : علی لقب معروف : هادی کنیه : ابوالحسن نام پدر : محمد نام مادر : سمانه روز و ماه ولادت : ۱۵ ذی الحجه سال ولادت : ۲۱۲ هجری مدت امامت : ۳۳ سال مدت عمر : ۴۲ سال روز و ماه شهادت : ۳ رجب سال شهادت : ۲۵۴ هجری قاتل : معتز محل دفن : سامرا تعداد فرزندان : ۴ پسر و ۱ دختر
دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389 :: 9:35 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
امام محمد باقر علیه السلام مقام : امام پنجم نام : محمد لقب معروف : باقر کنیه : ابو جعفر نام پدر : علی نام مادر : فاطمه دختر امام حسن مجتبی روز و ماه تولد : ۳صفر( به روایتی )۱رجب به روایتی سال ولادت : ۵۷ هجری مدت امامت : ۱۹ سال مدت عمر : ۵۷ سال روز و ماه شهادت : ۷ ذی الحجه سال شهادت : ۱۱۴ هجری قاتل : ابراهیم بن ولید ( به روایتی ) محل دفن : بقیع تعداد فرزندان : ۵ پسر و ۲ دختر
سه شنبه هجدهم خرداد 1389 :: 13:2 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
امکان تشرف به محضر امام زمان با نگاه مختصری به عموم مردم معتقد به حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف دیده میشود آنان تصور روشنی از زندگی مولای خود در بین خود ندارند. بعضی از اعتقاد فکری درباره آن حضرت تجاوز نمی کنند ، یعنی به اینکه ایشان امام دوازدهم شیعیان و غایب اند اعتقاد داشته و چیز بیشتری نمی دانند . بعضی با این جمله معروف خود را قانع می کنند که آن حضرت از دیده ها پنهان می باشند تا روزی که خداوند اجازه ظهور دهد و بعد از این مطلب سرگرم کار و کسب و زندگی خود می شوند . بعضی دیگر تصور می کنند نمی توان آن حضرت را دید . گروهی نیز فکر می کنند می توان دید ولی نمی شود شناخت . عده ای هم معتقدند فقط اشخاص خیلی بزرگ از علما می توانند خدمت آن حضرت برسند . ولی حقیقت مطلب آن است که بگوییم : حضور حضرت ولی عصر ارواحنا فداه در میان ما بطور عادی و معمولی می باشد . یعنی همانند اجداد طاهرین خود درمیان مردم حضور دارند فقط با یک فرق ، و آن اینکه معمولا خود را به عنوان امام زمان با کسانی که برخورد با آن حضرت پیدا می کنند معرفی نمی نمایند و از نظر مکان زندگی برای آنکه مردم ایشان را نشناسند جای مشخصی که کسی بتواند ایشان را بشناسد ندارند و اگر اراده مبارکشان باشد گاهی به بعضی از افراد اجازه ملاقات با معرفت را عنایت می فرمایند . در دعای ندبه می خوانیم : جانم فدای شما یا صاحب الزمان که در میان ما به طور ناشناس زندگی می فرمایید و از بین ما خارج نیستید . و لذا ممکن است آن حضرت در بسیاری از نقاط کره زمین خصوصا مکانهای مقدس رفت و آمد و حتی منزل داشته باشند . جان مطلب آنکه فرقی بین امام عصر ارواحنا فداه و سائر ائمه هدی علیهم السلام نیست جز آنکه ایشان ناشناس در بین مردم هستند نه نامرئی . بسیاری از ما بطور مکرر آن حضرت را دیده ایم ولی به هیچ عنوان در فکر اینکه ایشان امام زمانمان باشند به آن وجود مقدس ننگریسته ایم .
وچنانچه در روایات آمده آن حضرت مانند جناب یوسف علیه السلام هستند که برادرانش با او رفت و آمد و حتی تجارت و صحبت کردنند ولی او را نشناختند تا آنکه یوسف علیه السلام خود را به آنان معرفی کرد اما امام عصر ارواحنا فداه نیز این چنین در میان ما زندگی می کنند و این همان غمی است که بر دل انسان سنگینی میکند و قلب را می سوزاند که واقعا آن نماینده پروردگار و نماینده و جانشین تمام انبیاء و نماینده خاندان عصمت و رئیس حکومت جهانی پروردگار که خداوند کره زمین را برای برپایی حکومت او خلق کرده ، بیش از چندین هزار سال در بین مردم این چنین زندگی کرده و در میان ما بسر می برد ولی ما مشغول کار و کسب و تجارت خود همانند برادران یوسف هستیم ! وای بر ما آیا نمی شود برویم از یعقوب زمانمان ، از آن کسی که ما را برای یافتن یوسفش حرکت داده ، از امام صادق ، از امام هشتم ، از هر یک از ائمه معصومین بخواهیم به ما کمک کنند تا یوسفمان را بیابیم انسان تا توجهش به چیزی متمرکز نشود ولو دهها و صدها بار هم آن را ببیند باز میگوید آن را ندیده ام لذا در روایات آمده است وقتی حضرت ظهور فرموده و خود را معرفی می نمایند ، بسیاری از مردم می گویند ما مکرر ایشان را دیده و خدمتش رسیده ایم . دوشنبه دهم خرداد 1389 :: 18:3 :: نويسنده : کربلایی محمدرضا کاشانیان
مختصری بر زندگی حضرت زهرا سلام الله علیها مقام : سیده نساءعالمین نام : فاطمه کنیه : ام الائمه نام پدر : محمد نام مادر : خدیجه بنت خویلد روز و ماه تولد : ۲۰ جمادی الثانی سال ولادت : ۵ بعثت مدت عمر : ۱۸ سال روز و ماه شهادت : ۳ جمادی الثانی ( به روایتی ) سال شهادت : ۱۱ هجری قاتل : قنفذ محل دفن : مدینه تعداد فرزندان : ۳ پسر و ۲ دختر حضرت فاطمه سلام الله علیها دختر پیامبر اسلام از همسرش خدیجه کبری می باشد . ولادت حضرت فاطمه سلا م الله علیها را روز بیستم جمادی الثانی سال پنجم بعثت در مکه ذکر کرده اند . شیخ کلینی به سند صحیح از حضرت امام محمد باقر علیه السلام روایتکرده است ولادت آن بانو پنج سال بعد از بعثت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم واقع شد و سن شریف آن حضرت در هنگام وفات نیز هجده سال و هفتاد و پنج روز بوده است . او هشت سال در مکه و ده سال در مدینه با پدر خود زندگی کرد و پس از رحلت پیامبر هفتادو پنج یا نود و پنج روز در قید حیات بودند . حضرت زهرا سلام الله علیها ۵ ساله بود که مادر گرامی خود را از دست داد و در همان ایام نیزبا فقدان بزرگترین حامی پدر یعنی حضرت ابوطالب روبه رو گشت و این دو حادثه ناگوار روح و روان او را آزرد و در عین حال عواطف و محبتهای پدر را بیش از پیش به خود جلب کرد و از آنجا که کارهای خانه بر دوش او قرار گرفت ، در قلمرو زندگی پخته تر و آبدیده تر شد . در سن هشت سالگی ، زمانی که پدر بزرگوارش مکه را به عزم مهاجرت به مدینه ترک نمود حضرت فاطمه سلام الله علیها به همراه دو نفر از زنان که در تاریخ به نام فواطم معروفند به مدینه پا نهاد . برای آن حضرت القاب زیادی ذکر کرده اند که از آن جمله آن است : صدیقه ، راضیه ، مرضیه ، زهرا ، بتول ، عذرا ، مبارکه و طاهره و کنیه های ایشان ام الحسن ، ام الحسنین ، ام الائمه ، و ام ابیهاست یعنی مادر پدرش که نشان دهنده علاقه بسیارزیاد فاطمه سلام الله علیها به پدر بزرگوارش می باشد و این که به همه کمی سناز آغاز کودکی پناهگاه معنوی و تکیه گاه روحی بعد از خداوند متعال برای پدر بزرگوارش بوده است .
اللهم عجل لوليک الفرج ![]()
تبلیغات
منوي اصلي حدیث تاریخ موضوعات
سايت هاي مفيد
|
||